رئیس پیشین بازرسی ویژه نهاد ریاست جمهوری صبح امروز در بیمارستان ولی عصر درگذشت.

وی پیشتر مسئولیت مخابرات و ارتباطات ناجا را بر عهده داشته است. وی در زمان وزارتخانه سپاه، یکی از مدیران این وزارتخانه بوده است که پس از انحلال این وزارتخانه در ستاد فرماندهی کل قوا، مسئولیت‌هایی در بنیاد تعاون ناجا و وزارت دفاع داشته است. علاوه بر این، وی از مسئولین اطلاعات بسیج نیز بوده است.

آنگونه که خود در گفتگو با روزنامه شرق بیان داشته بود داوود در آرادانِ گرمسار به دنیا آمد، پدرش احمد، آهنگر و بهسال ١٣٣٦ خانوادگی به تهران مهاجرت کردند. او برادر بزرگ‌تر محمود احمدی‌نژاد بود. نام فامیلی‌شان تا پیش از انقلاب صباغیان بوده است اما آن‌طور که خودش می‌گوید: «بعد از انقلاب اعلام كردند كه هر كسي فاميلي‌اش مشكل دارد يا خوشش نمي‌آيد، بيايد عوض كند. پدرم خوشش نمي‌آمد از آن فاميلي بنابراین به واسطه اسم خودشان فاميلی‌شان را گذاشتند احمدي‌نژاد».

داوود احمدی‌نژاد در تاریخ ۲۴ دی ماه ۱۳۹۵ دچار سکته قلبی شد و در بیمارستان تحت مراقبت قرار گرفت.

سرانجام وی در صبح امروز چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۶ در سن ۶۷ سالگی در بیمارستان ولیعصر تهران درگذشت.

بسیاری مرگ وی را در رابطه با افشای پرونده‌ی فوق سری جاسوسی زهرا لاریجانی دختر «صادق لاریجانی» رئیس قوه قضائیه برای سفارت انگلستان در تهران می دانند.

مقاله قبلیاعتصاب غذای اجباری نزار زکا به دلیل تاخیر در درمان پزشکی
مقاله بعدیماریون کوتیار بازیگر «دهان فرشته» شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.