مارک ویلموتس به نظر سرمربی جدید تیم‌ملی ایران است و به زودی کار خودش را با ملی‌پوشان آغاز خواهد کرد.

به نظر فرآیند انتخاب و امضای قرارداد مارک ویلموتس بلژیکی با فدراسیون فوتبال ایران به پایان رسیده و طبق اخبار منتشر شده او امروز وارد تهران شد تا کار خودش را با تیم ملی فوتبال کشورمان شروع کند.

ویلموتس که در مقطعی هدایت تیم ملی کشورش را بر عهده داشت از سوی کارشناسان فوتبالی اروپا به عنوان یکی از خوش شانس ترین مربیان تاریخ بلژیک شناخته می شود. چراکه او نسل طلایی شیاطین سرخ اروپا را در اختیار داشت و به واسطه بازیکنان فوق العاده اش تیم ملی بلژیک را دوم دنیا تحویل داد و رفت.

این سرمربی اما با عملکردی پر فراز و نشیب همیشه هم مورد انتقاد قرار گرفته و هم ستایش شده. جدا از بحث های فنی مربوط به سال های حضور ویلموتس در بلژیک شاید دانستن درباره برخی از عادات و رفتارهای او خارج از عملکرد فنی برای خیلی ها جالب باشد.

مثلا اینکه سرمربی جدید تیم ملی ایران سال 2003 حتی ورود به دنیای سیاست را هم تجربه کرد. او سال 2003 زمانی که دوران بازیگری خودش با باشگاه شالکه به پایان رسیده بود تصمیم به حضور در دنیای پر رمز و راز سیاست گرفت. البته که هیچوقت در این مسیر موفق نبود! او  در انتخابات فدرال ۲۰۰۳ به‌عنوان نماینده حزب محافظه‌ کار و اصلاح‌ طلب فرانسوی‌ زبان، وارد مجلس سنا شد. ویلموتس معتقد بود فوتبال یکی از عواملی است که می‌ تواند موجب اتحاد فرانسوی‌ زبانان و هلندی‌ زبانان بلژیکی شود. ورود او به عرصه سیاست اما با موفقیت همراه نشد و دو سال بعد مربی بلژیکی مجبور به عذرخواهی شد.

در آن زمان یکی از دلایل خروج ویلموتس از مجلس سنا خانواده اش عنوان شده بود. چراکه طبق گفتنی ها به نظر سرمربی بلژیکی علاقه بسیار زیادی به همسر و فرزندان خودش دارد و کار کردن در کشورهای دیگر را سخت می پذیرد. او پیش از اینکه وارد عرصه مربیگری شود با دختر رئیس سابق باشگاه سن تروئیدن بلژیک ازدواج کرد. ویلموتس 5 سال در ترکیب سن تروئیدن حضور داشت و در نهایت حاصل ازدواج او با همسر بلژیکی اش سه فرزند به نام های لانا، مارتین و رنو بود. 

از دیگر ویژگی های می توان گفت جالب ویلموتس باید به این اشاره کرد که سرمربی بلژیکی برخلاف سرمربی قبلی تیم ملی با بازیکنانی که زیر نظرش کار می کنند سازگاری بیشتری دارد.

یعنی اگر در زمان حضور کارلوس کی روش بارها قهر بازیکنان و در نهایت خط کشیدن روی اسم آنها را دیدیم، بعید به نظر می رسد در دوران حضور ویلموتس چنین اتفاقی بیفتد. چراکه او بیشتر با شاگردانش از راه تعامل وارد می شود.

 برای مثال در جریان رقابت های یورو 2016 درست زمانی که نسل طلایی بلژیک زیر دست ویلموتس فعالیت می کردند او با موضوع سیگار کشیدن راج ناینگولان کاملا کنار آمد و حتی برای او اتاقی بالکن دار در هتل محل اقامت در نظر گرفت.

به گزارش خبرآنلاین؛ همین اتفاق باعث شده بود انتقادات از مربی وقت بلژیک زیاد شود و خیلی ها در کشور بلژیک اعتقاد داشتند همین تصمیمات ویلموتس باعث خارج شدن نسل طلایی تیم ملی کشور از مسیر شده بودند.

مقاله قبلیپرزیدنت ترامپ: ایالات متحده به دنبال «تغییر رژیم» در ایران نیست
مقاله بعدیبابک زنجانی: به‌زودی وزیر نفت خواهم شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.