اسکلت‌های عاشق سیبری بقایای انسانی یک زوج متعلق به عصر برنز است که در روستایی در سیبری کشف شده است. این اکتشاف از ابتدا باعث کنجکاوی دانمشندان شده بود و هنوز کسی واقعا نمی‌داند داستان پشت پرده این اسکلت‌ها چیست.

تقریبا 600 گور در نزدیکی روستای «استاریی تارتاس» در منطقه نووسیبیرسک در سیبری کشف شده‌اند که گفته می‌شود قدمت آنها به قرن هفدم تا چهاردهم قبل از میلاد مسیح بازمی‌گردد. در این میان مقبره‌ای به نام «مقبره آندرونوو» وجود دارد که شامل بقایای یک زوج است که در آغوش یکدیگر آرامیده‌اند.

بقایای این زوج رو به هم قرار گرفته است و دست در دست همدیگر به خاک سپرده شده‌اند. کالاهایی که در این قبر پیدا شده است که شامل وسایل تزئینی برنزی، سرامیک، اسلحه و وسایل شخصی می‌شود.

داستان‌های افسانه‌ای همیشه با جمله «و آنها بقیه زندگی خود را شاد و خرم گذراندند و در یک روز از دنیا رفتند» پایان می‌یابد. بسیار جالب توجه است که چگونه داستان‌های افسانه‌ای به واقعیت تبدیل می‌شوند. بقایای این زوج عصر برنز نشان می‌دهد حتی مرگ هم نمی‌تواند برخی از افراد را از هم جدا کند.

دانشمندان با آنالیز بقایای انسانی مقبره آندرونوو دریافتند که این زوج متعلق به فرهنگ آندرونوو هستند؛ گروهی از مردم غیربومی سیبری که ظاهرشان بیشتر هند و اروپایی بود.

برخی براین باورند حالتی که این زوج باستانی به خاک سپرده شده‌اند، اهمیت روابط و ارزش خانواده را در این فرهنگ بازتاب می‌کند. با این حال هنوز مشخص نیست که چرا این زوج در یک زمان به خاک سپرده شده‌اند.

برخی دیگر دانشمندان عقاید تاریک‌تری دارند و براین باورند که این دو نفر قربانی انسانی هستند. به گفته پروفسور لو کلین از دانشگاه سن‌پترزبورگ، احتمال دارد مقبره آندرونوو با اعتقادات تناسخی (یعنی زاییده شدن دوباره پس از مرگ) و آئین دیکشا ارتباط داشته باشد.

636600120479107183

داستان پشت پرده مقبره آندرونوو شامل داستان‌های خارق‌العاده‌ای درباره سفرها، اکتشافات، سرنوشت انسان‌ها و سرنوشت کل تمدن‌ها می‌شود.

دیکشا به معنی «تجسس برای یک مراسم مذهبی» است و نشان می‌دهد که یک مرد بدن خود را از طریق انجام اعمال زناشویی فدای خدایان می‌کند. به گفته کلین، اقوام متوفی طی یک آئین مذهبی همسر این مرد یا زن دیگری را قربانی کردند و بدن‌های آنها را به این شکل در کنار هم قرار داده‌‌اند تا اعمال زناشویی در زندگی پس مرگ نیز ادامه داشته باشد.

به گزارش آنا از AncientOrigins، بحث و جدل‌های زیادی درباره نظریه کلین شده است و داستان مرموز این مقبره ادامه دارد. با این حال داستان ناتمام مقبره استخوان‌‌های عاشق زیبایی خاص خودش را دارد.

مقاله قبلیکاح سفید: پرزیدنت ترامپ می‌خواهد مطمئن شود که توافق جمهوری اسلامی بهتر خواهد شد
مقاله بعدیجایزه تایتان جشنواره پکن برای بازیگر ایرانی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.