دادگاه ابتدایی (بدوی) کابل امروز 19 ماه مه فیصله‌اش را در مورد 19 تن از افراد پلیس که در پروندۀ قتل و آتش‌زدن فرخنده متهم بودند اعلام کرد.

بر اساس حکم دادگاه 11نفر از مسئولان پلیس به یک سال زندان محکوم شدند و بقیه تبرئه و آزاد شدند.

صفی‌الله مجددی، رئیس دادگاه ابتدایی (بدوی) حوزۀ سوم کابل در جریان اعلام نتیجۀ فیصلۀ قضایی علیه این متهمان گفت که هیئت قضایی در کارکردش در این پرونده شایستگی و برازند‌گی نشان داد و مهلتی را که 30 روز در نظر گرفته شده بود، چند روز پیش از پایان مهلت آن حکم خود را صادر کرد.

بر اساس اعلام فیصلۀ دادگاه ابتدایی در نشست علنی امروز، 11 تن از مسئولان حوزۀ دوم امنیتی شهر کابل به خاطر غفلت در انجام وظیفه‌ به یک سال زندان محکوم گردیدند.

همچنین 8 تن دیگراز افراد پلیس که در این قضیه متهم بودند به دلیل این‌که مدرکی برای ثبوت جرم‌ آنها موجود نبوده، از طرف دادگاه بی‌ گناه شناخته شده و آزاد شدند.

رییس دادگاه ابتدایی کابل تاکید کرد که این حکم قطعی نیست و هردوطرف دعوا می‌توانند در مرحلۀ بعدی در مورد فیصله حق اعتراض‌ دارند.

او همچنین یادآور شد که هرکسی می‌خواهد در مورد صدور حکم دادگاه نظری داشته باشد باید با درنظرداشت احکام قانون و استقلالیت قوۀ قضائیه اظهار نظر کند.

محاکمۀ 49 نفر از افراد متهم در پیوند به قتل فرخنده پس از پایان بررسی‌های دادستانی در دادگاه ابتدایی کابل حدود سه‌هفته‌پیش آغاز شد و امروز این دادگاه آخرین فیصله‌اش را اعلام کرد.

پیش از این نیز دادگاه در مورد 31 تن از افراد متهم غیر نظامی فیصله کرد که بر اساس آن، چهارتن به اعدام و هشت نفر به 16 سال حبس محکوم شدند و 18 نفر دیگر به دلیل نبود مدرک جرمی علیه‌شان آزاد گردیدند.

فرخنده دختر 27 ساله‌ای بود که دو روز مانده به نوروز امسال در زیارتگاه شاه دوشمشیره از سوی مردان خشمگین با این ادعا که او نسخه ای از قرآن کریم را سوزانده، به ضرب مشت، لگد، سنگ و چوب کشته و جسدش به آتش کشیده شد.

قتل فرخنده خشم مردم و سازمان‌های مدافع حقوق بشری از سراسر جهان را به همراه داشت و باعث اعتراض‌های گسترده نسبت به بدرفتاری با زنان در افغانستان شد.

به گزارش العربیه؛ این موضوع از همان آغاز در میان مردم، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها و محافل گوناگون در داخل و خارج افغانستان بازتاب گسترده‌ای داشت.

پیکر فرخنده برای اولین در تاریخ یک کشور اسلامی به عنوان اعتراض، توسط زنان تشییع و تدفین شد.

مقاله قبلیبرگزاری نمایشگاه نقاشی “سیلوستر استالونه “
مقاله بعدیمشتری ۳۳۶ میلیاردی برای پرسپولیس و ۲۹۰ میلیاردی برای استقلال
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.