در افغانستان، دادگاه استیناف کابل حکم اعدام چهار متهم به قتل فرخنده ملک‌زاده را لغو کرد و آنان را به زندان محکوم نمود. بیشتر از سه ماه قبل، فرخنده توسط گروهی از مردان و به اتهام واهی سوزندان قرآن در خیابان کشته شده بود. خبر برگزاری دادگاه استیناف با دو روز تأخیر منتشر شده است.

قتل فرخنده در افغانستان و در سطح بین‌المللی افکار عمومی را تکان داد. خشونت ظاهراً بی‌دلیلی که در بلوای قتل او بروز نمود، بحث محرومیت اجتماعی زنان و تبعیض علیه آنان را در افغانستان حادتر از قبل مطرح کرد. 

فرخنده ملک‌زاده روز ۱۹ مارس، روز قبل از عید نوروز، به دست گروهی از مردان که او را بیهوده به سوزاندن قرآن متهم کرده بودند، به شکلی فجیع به قتل رسید.
تحقیقات بعدی نشان داد که فرخنده نه تنها قرآن را آتش نزده بود که به رفتار یک دعافروش مسجد به نام زین‌العابدین اعتراض کرده بود. این دعافروش، آغازکنندۀ اصلی حمله و خشونت جمعی علیه فرخنده شناخته شده است.
نیروهای پلیس که هنگام قتل فرخنده حاضر بودند، به وقایع واکنشی نشان ندادند. در پی این رویداد، یازده پلیس به جرم سهل‌انگاری به یک سال زندان محکوم شدند.

در این پرونده، دادگاه بدوی چهار نفر را به جرم جنایت علیه امنیت ملی به اعدام محکوم کرده بود.
اما دادگاه استیناف که به نوشتۀ خبرگزاری فرانسه «بدون سر و صدا» برگزار شد، حکم سه نفر را به بیست سال و حکم نفر چهارم را به ده سال زندان تقلیل داد. جلسۀ دادگاه ظاهراً روز سه‌شنبه ۳۰ ژوئن/۹ تیر برگزار شده است.
مجیب‌الله، برادر فرخنده گفت که از تصمیم این دادگاه بی‌خبر بوده است.

از هشت نفر دیگری که از سوی دادگاه بدوی به شانزده سال زندان محکوم شده بودند، یک نفر به نام عمران بی‌گناه شناخته شد.

 

مقاله قبلیپخش شبکه‌های صدا و سیما در آفریقا قطع شد؛ ناله‌های صداوسیما از بی‌پولی!
مقاله بعدیمحمدحسين بابايی٬ فرمانده سپاه مازندران: دشمن بدنبال اجرای راهبرد حجاب‌گریزی است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.