آلبرتو نیسمان روز چهارشنبه (۲۹ مه / ۸ خرداد) مدعی وجود “سرنخ‌های روشنی” شد که نشان می‌دهند، مأموران امنیتی جمهوری اسلامی از جمله در برزیل، پاراگوئه، کلمبیا، شیلی و اروگوئه حضور فعال دارند. وی به خبرگزاری آلمان گفت که نتایج تحقیقات خود را در اختیار دستگاه قضایی کشورهای یادشده خواهد گذاشت.

به گزارش صدای آلمان، نیسمان، دادستان ارشد آرژانتینی و مسئول رسیدگی به پرونده انفجار مرکز همیاری یهودیان بوئنوس آیرس (آمیا) است. او “شبکه” یادشده را از جمله مسئول بمب‌گذاری در “آمیا” و همچنین حمله تروریستی ناکام به فرودگاه جان اف کندی نیویورک در سال ۲۰۰۷ برشمرده است.

در دادنامه‌ای که این دادستان روز گذشته آن را در دادگاه فدرال آرژانتین ثبت کرد، به جزئیات این اتهامات پرداخته شده است.

آقای نیسمان به خبرنگاران گفت بمب‌گذاری در آمیا یک عملیات «محدود» نبود و باید آن را به عنوان بخشی از یک «رشته دنباله‌دار» دید.

دادستان آرژانتینی در گفت‌وگو با خبرنگاران، ایران را رسما متهم کرد که در کشورهای آمریکای لاتین مراکز اطلاعاتی و جاسوسی راه انداخته است تا «حملات تروریستی شبیه آنچه در آمیا اتفاق افتاد را پشتیبانی و عملیاتی کند».

آلبرتو نیسمان گفته است دادنامه را به برخی کشورهای آمریکا لاتین نیز فرستاده است «ولی خود آنها باید تصمیم بگیرند در این مورد دست به چه اقدامی بزنند.»

به گزارش رادیو فردا؛ خبرگزاری رویترز می‌نویسد در دادنامه ۵۰۰ صفحه‌ای آلبرتو نیسمان به ایجاد این «شبکه‌های تروریستی و جاسوسی» در آرژانتین، برزیل، پاراگوئه، شیلی، کلمبیا، ترینیداد و توباگو، گویان و چند کشور دیگر اشاره شده است.

نیسمان در گفت‌وگوی خود با خبرنگاران به دو متهم گویانی اشاره کرده است که در سال ۲۰۱۰ محاکمه شدند و اتهام آنها طراحی حمله به فرودگاه بین‌المللی جان اف کندی در نیویورک بود. او این بازداشت‌ها را بخشی از «رشته دنباله‌دار» عملیات ایران در آمریکای لاتین عنوان کرده است.

دادستان آرژانتینی گفته است، «عبدالقادر» (یکی از گویانی‌های بازداشت شده) که به دلیل طراحی این عملیات در آمریکا به حبس ابد محکوم شده «پیرو» محسن ربانی بوده است.

آرژانتین محسن ربانی، رایزن فرهنگی پیشین سفارت ایران در بوئنوس آیرس را متهم کرده است که طراح اصلی بمب‌گذاری در «آمیا»ست.

نیسمان می‌گوید «عبدالقادر» طرح حمله به فرودگاه جان اف کندی نیویورک را از محسن ربانی دریافت کرده و این نقشه بسیار شبیه همان چیزی‌ست که در «آمیا» اجرا شده است.

عبدالقادر از مقام‌های دولتی کشور گویان بود.

در زمان محاکمه به جاسوسی برای ایران متهم شد که خود این اتهام را رد کرد.

دو سال پیش، دادستان نیویورک او و شهروند گویانی دیگر را متهم کرد که به دنبال جلب حمایت گروهی تروریستی در کشور ترینیداد بوده تا دست به حمله‌ای بزنند که «بیش از حملات ۱۱ سپتامبر ویرانی به بار بیاورند».

ترینیداد و توباگو نیز جزو کشورهایی‌اند که دادستان آرژانتینی، ایران را متهم به فعالیت‌های مخفیانه در آنها کرده است.

آقای نیسمان از اینترپل خواسته است تا بازداشت متهمان ایرانی را عملی کند.

آرژانتین علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، احمد وحيدی، وزير دفاع در دولت محمود احمدی نژاد، علی فلاحيان، نماينده مجلس و وزير پیشین اطلاعات، محسن رضايی و علی اکبر ولایتی که هر دو از نامزدهای انتخابات پیش روی ریاست جمهوری‌اند و چهار تن ديگر از مقام‌های وقت جمهوری اسلامی را به صدور دستور حمله به آمیا متهم کرده است.

اينترپل نيز برای پنج نفر از متهمان پرونده حکم جلب صادر کرده است، اما هیچ یک از این افراد به دادگاه نرفته‌اند.

ایران و آرژانتین در بهمن‌ماه سال گذشته به توافقی برای تشکیل کمیسیون حقیقت‌یاب در رابطه با انفجار مرکز همیاری یهودیان در بوئنوس آیرس (آمیا) دست یافتند.

در پایان اردیبهشت ماه نیز علی پاکدامن، کاردار سفارت ایران در بوئنوس آیرس، اعلام کرد این تفاهم‌نامه به تصویب دولت ایران رسیده است.

امضای اين تفاهم‌نامه در بهمن ماه با واکنش تند اسرائيل روبه‌رو شد، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا نیز گفته بود که واشينگتن شک دارد که بتوان از طريق توافق‌های صورت گرفته بين ايران و آرژانتين به راه‌حلی عادلانه دست يافت.

در انفجار آمیا ۸۵ نفر کشته و نزدیک به ۳۰۰ نفر زخمی شدند.

مقام‌های ایرانی هنوز در مورد اتهامات تازه دادستان آرژانتینی واکنشی نشان نداده‌اند.

مقاله قبلیکارشناسان حقوق بشر سازمان ملل رد صلاحیت ها در انتخابات ایران را محکوم کردند
مقاله بعدیآمریکا تحریم فروش تلفن همراه و کامپیوتر به ایران را لغو می‌کند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.