احمدی نژاد دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۷ طی نامه ای به خامنه ای، با اشاره به وخامت حال حمید بقایی که در اعتراض به ظلم بزرگ دستگاه قضایی دست به اعتصاب غذا زده است، خواستار صدور دستور قاطع ایشان برای جلوگیری از بروز فاجعه‌ای بزرگ و خسارات جبران‌ناپذیر شد.

به گزارش دولت بهار، متن این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیة الله خامنه ای دام ظله العالی
مقام معظم رهبری
با سلام و احترام

1-  حضرتعالی در جریان جزئیات نحوه برخورد با جناب آقای حمید بقایی هستید و اطلاع دارید که ایشان فردی مومن، انقلابی، بی‌گناه و پاک است و کوچکترین تخلف مالی و یا سوءاستفاده نداشته است.

مستحضرید که دستگاه قضایی بدون هیچ سند و مدرک و همچنین استناد قانونی، یک برخورد کاملاً سیاسی را در پوشش اتهامات مالی و در یک رسیدگی غیرعلنی به انجام رسانیده و ایشان را به سنگین‌ترین مجازات ممکن محکوم و بلافاصله دستگیر و زندانی کرده است. او قربانی اراده سیاسی برای تخریب دولت‌های نهم و دهم و اینجانب است.

2-  جناب آقای بقایی هرگز این اتهامات را نپذیرفته و در اعتراض به ظلم دستگاه قضایی چهارده روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد. شنیده ها حاکی است که وضع جسمی ایشان رو به وخامت است. ایشان را از روز اول دستگیری همچنان در انفرادی نگه داشته اند.

3-  انتظار دارد که با دستوری قاطع از بروز فاجعه‌ای بزرگ و خسارات جبران‌ناپذیر جلوگیری فرمایید.

خادم ملت ایران
محمود احمدی‌نژاد
۱۳۹۷/۱/۶

مقاله قبلیاتحادیه اروپا اعمال تحریم‌های جدید علیه جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند
مقاله بعدیکشف اندامی تازه در بدن انسان
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.