عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران در مورد تغییر نام خیابان کارگر شمالی به نام مصدق توضیحاتی را بیان کرد.
حجت نظری درگفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به نام گذاری خیابان کارگر شمالی به نام “مصدق” گفت: چندی پیش با توجه به واکنش‌هایی که در فضای مجازی نسبت به نام گذاری تونل آرش- اسفندیار به نام مصدق صورت گرفت بررسی خیابانی به نام مرحوم مصدق را در دستور کار قرار گرفت و سرانجام بر اساس پیشنهاداتی که در فضای مجازی و در جلسه کمیسیون فرهنگی شورا توسط اعضاء مطرح شد،  در نهایت به این جمع بندی رسیدیم که خیابان کارگر  شمالی به نام مرحوم مصدق نام گذاری شود.

 وی با بیان اینکه معبر حد فاصل بین خیابان انقلاب تا بزرگراه آیت الله حکیم را که در حال حاضر به نام کارگر شمالی معروف است پیشنهاد تغییر نام داده‌ایم گفت: پیشنهاد کمیسیون این است که این خیابان به نام مصدق نام گذاری شود و در ادامه خیابان کارگر جنوبی نیز با حذف پسوند جنوبی به نام کارگر شناخته شود.

نظری افزود: این تغییر نام مصوبه کمیسیون نام گذاری را دارد و به هیات رییسه اعلام وصول شده است و منتظر هستیم تاهیات رییسه این تغییر نام را در دستور کار صحن قرار دهد تا توسط اعضای شورای شهر به تصویب نهایی برسد.

مقاله قبلیکشته شدن یک درویش گنابادی در حین بازجویی
مقاله بعدیبا چنین تدبیری همه مشکلات مردم ایران حل می شوند!! محترم مومنی روحی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.