روز سه شنبه ۱۲ آبان ماه زندانی یدالله امیری که حدودا ۳۶ سال سن دارد در بند ۸ زندان مرکزی زاهدان برای رهایی یافتن  از شرایط قرون وسطایی و غیر انسانی و پایان دادن به زندگی خویش اقدام به خودکشی نمود ولی در آخرین لحظات حیاتش در حالی که گردن وی شکسته  بود  او را به خارج از زندان منتقل نمودند.از زمان انتقال وی تاکنون از وضعیت و شرایط این زندانی هیچ خبری در دست نیست.

 او به اتهام داشتن مواد مخدر دستگیر و در دادگاه انقلاب ولی فقیه آخوند علی خامنه ای  به حبس ابد محکوم شده بود.

شرایط زندانهای ولی فقیه کاملا قرون وسطایی و غیر انسانی است. زندانیان از درمان محروم هستند .زندانیان از سوء تغذیه شدید رنج می برند و در شرایط وخیم  بهداشتی بسر می برند، ازدحام جمعیت به حدی است که زندانیان زمین خواب و در راهرو ها و بصورت کتابی استراحت می کنند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،علیرغم اقدامات شدید و غیر انسانی علیه زندانیان مواد مخدر به وفور در زندان یافت می شود. مواد مخدر توسط زندانبانان بطور سیستماتیک وارد زندان می شود و تمامی زندانبان ولی فقیه از آن مطلع هستند و آن را به عنوان یک سیاست تعیین شده پیش می برند.

مقاله قبلیدلار از ۳۵۰۰ تومان گذشت
مقاله بعدیوبسایت رسمی رهبر: روحانی، ظریف و رفسنجانی “خیانتکار” هستند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.