شش درویش گنابادی محبوس در زندان تهران بزرگ از شرکت در جلسات محاکمه دادگاه انقلاب خودداری کرده و گفته‌اند: قضات دادگاه انقلاب هنگام محاکمه درویشان گنابادی مانند بازیگرانی‌ که نمایشنامه‌ای را از بر کرده‌اند، هر بار حرف‌های تکراری می‌زنند و تنها خواستشان از حضور ما در دادگاه، تحقیر شخصیت و تقتیش عقیده‌ی ما است.

احمد ایرانی‌‌خواه، سعید دوراندیش، وحید خموشی، علی خموشی، رضا سیگارچی و حمید رشیدی گفته‌اند: نمایشی که به اسم محاکمه در دادگاه انقلاب برگزار می‌شود یک مونولوگ کسل‌کننده است با محتوای تحقیر درویشان‌گنابادی که تنها بازیگر آن شخص قاضی‌ است و درویشان باید مانند یک تماشاگر روی صندلی متهم بنشینند و سکوت کنند و سرآخر با هفت سال حکم و ده سال حکم و تبعید و شلاق بیرون بروند، بدون اینکه حق دفاع و حق وکیل داشته‌ باشند.

آنها افزوده‌اند: برای حدس زدن پایان چنین نمایش مضحکی که دو ماه است در پلاتوهای دادگاه انقلاب روی صحنه می‌رود احتیاجی به رفتن به دادگاه نیست. ما رغبت و میلی به دیدن این نمایش ظالمانه نداریم.

به گزارش مجذوبان نور؛ در میان این افراد، سعید دوراندیش و احمد ایرانی‌خواه برای دومین بار از رفتن به دادگاه امتناع کرده‌اند.

مقاله قبلیبلعیده شدن یک سیاره رصد شد
مقاله بعدیقطع حقوق ماهیانه معلم زندانی محمد حبیبی، در زمان بازداشت و قبل از صدور حکم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.