خط پایان سالیانه بی ثمر! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
140

همه ساله در سومین سه شنبه ماه سپتامبر، توسط  کشورهای عضو سازمان ملل متحد، جلسه ای مهم آغاز می شود؛ و تقریبا تا اواسط ماه دسامبر به طول می انجامد. در این جلسه بسیار مهم، از موضوعات دارای اهمیت ویژه در سراسر جهان، به وسیله سران کشورهای اعضای سازمان، مورد گفتگوی آنها قرار می گیرند. مانند صلح جهانی، حقوق بشر و اقتصاد بین المللی. غیر از  جلسات مستمر از سومین سه شنبه ماه سپتامبر تا نیمه ماه دسامبر، امکان برگزاری جلسات اضطراری  به پیشنهاد اعضای مهم آن، و یا به خواسته اکثریت اعضاء نیز امکان پذیر است. همین امر اهمیت موجود بودن این سازمان بین المللی در دنیا را بیان می نماید!

سازمان ملل متحد، بعد از پایان یافتن جنگ جهانی دوم، در سال میلادی ۱۹۴۵ ، به پیشنهاد متفقین(کشورهائی که با متحدین(هیتلر رئیس جمهور نژاد پرست آلمان، و موسولینی همفکر وی که رئیس جمهور وقت در ایتالیا بود.) جنگیدند؛ و با شکست دادن آنها، کشتار یهودیان توسط این دو موجود ناانسان و همدستان آنها را به پایان رساندند. برای اولین مرتبه در گیتی شکل گرفت. بدیهی است که به پندار تشکیل دهندگان این سازمان بین المللی ، اگر پیشت تر جهان چنین سازمانی را می داشت؛ هرگز هیچیک از دو جنگ جهانی اول و دوم در دنیا به وجود نمی آمدند؛ و اینهمه کشتار انسان های بی گناه و زیان های مالی فراوان ، از نتایج تلخ دو جنگ مربوطه نمی بود!

جا دارد که در همین جا ، از صاحبان اندیشه های بالا بپرسیم؛ پس چرا همین حالا که چنین سازمان عریض و طویلی در جهان کنونی برپا است . باز هم در بیشتر روزهای سال ، در همه این گیتی پهناور ، همچنان شاهد کشته شدن و مجروح گشتن انسان های بی گناه کوچک و بزرگ می باشیم؟!

احتمالا پاسخ به پرسش بالا هم سخت می باشد و هم آسان! چرا که با بیان چند عبارت: عدم احساس مسؤلیت اعضای آن ، تفکر سود جویانه ی اعضای قدرت پرست و پولدار سازمان ، و جملاتی مشابه اینها ، به راحتی جواب سؤآل مطرح شده را داد . اما چنانچه از روی صداقت و عدم سوء نظر بخواهیم در این باره اظهار نظر کنیم ؟ می توانیم شرایط کلی نا مساعد در جهان ، وجود تکنولوژی منفی و مخرب ، سوء نیت قدرت های بزرگ در دنیا ، که فقط  به پیشرفت مملکت و ملت خودشان می اندیشند؛ و نیز وجود مسابقات سیاسی میان دولت های بزرگ جهت کشورگشائی های خودشان ، و تسلط یافتن بر ممالکی که از بد حادثه ، دارای رهبران و رؤسای بد نهاد و سیه دل و مستبد می باشند است . چون که آنها خود ، با حیله های بسیار و بدنام کردن دولتمردان پاک و وطنپرست در یک سرزمین ، این رهبران فاسد و دولت های بی اعتبار و ناشایست شان را در این ممالک مستقر می کنند. سپس نقشه های اهریمنی خویش را ، برای به دست آوردن کلیت آن کشور برای تحقق بخشیدن به رؤیاهای امپریالیستی که دارند؛ به مرحله اجرا می گذارند!

شاهد اصلی راستی دیدگاه بالا ، سرنوشت مملکت باستانی خودمان ، ایران بزرگ و زرخیز و آکنده از نعمت های بی شمار ، و ملتی فریب خورده است ؛ که سهل انگارانه دچار نابخردی موقتی گشتند ؛ خود و سرزمین اهورائی شان را ، اسیر حضور ننگین عده ای سود و قدرت پرست نمودند . تا در اثر ظلم های مضاعفی که از طریق حاکمیت نادان و دولت بی کفایت آن نصیب شان می گردد ؛ روزی هزار بار به خود بگویند: ” خودمان کردیم که لعنت بر ما باد . ” !

از نام پر طمطراق ” سازمان ملل متحد ” چنین مستفاد می شود ؛ که این تشکل بین المللی برای رفاه ملت های جهان پدید آمده باشد . ولی متأسقانه ، وقتی که خوب به مسائل و جریان های جاری کنونی در دنیا توجه می نمائیم ؛ عکس چیزی را مشاهده می کنیم ، که در نام این سازمان می بینیم . زیرا موقعیت هائی که هم اکنون ملت های مظلوم و بی دفاع برخی از ممالک اعضای سازمان ملل متحد ، در کشورهای با حاکمیت استبدادی شان دارند ؛ بیانگر این واقعیت محض می باشد ، که دبیرکل و رؤسای زیر مجموعه های مربوط به این سازمان بین المللی ، تا کنون هیچ بذل توجهی به شرایط سخت و نابسامانی های مردم بعضی از کشورهای عضو را نداشته و ندارند !

اگر چنین می بود ؟ دست کم در طول این مدت درازی که از حضور بدترین حکومت های گیتی در سرزمین اهورائی ما می گذرد . چرا در همه مجمع هائی که تا کنون برگزار گشته اند ؛ از سوی سران کشورهای عضو سازمان ، به ویژه دبیر کل آن و سایر رؤسای این مجموعه ، با توجه به ستم های فراوانی که حکومت ظالم و مستبد و دزد و جنایتکار اسلامی در ایران ، به ملت بزرگ این کهندیار روا داشته و می دارند . خط پایان عمر چنین حکومت تروریستی و قدرت پرست و مال اندوز و سودجو را ، به این نامردمان ابلاغ نکرده اند . تا دست از مردم آریائی و میهن اهورائی ما بردارند و گورشان را گم کنند و به اسفل السافلین بگریزند ؟!

آیا جز این نیست که همه ساله ، بی ثمرترین اجلاس بین المللی در این سازمان شکل می گیرد ؛ و نشست های به وجود آمده و سخنران های هر جلسه ای ، فقط و فقط در راستای باز شدن عقده های رؤسای خودمحور و سودجوئی های غیر متعارف ایشان ، برای خود و حکومت شان می باشد ؛ که این از آن شکایت کند ، و آن این را به انجام دادن جرم های بین المللی متهم سازد . تشکیل گشتن هر یک از نشست های اجلاس سالانه سازمان ملل متحد ، چنانچه واقعا برای بهبود اوضاع ملت های جهان ، و کوتاه کردن دست حکومت مستبدان از سر ایشان باشد ؛ می تواند همه ساله ، یک یا چند رهبر، رئیس جمهور، یا حتی پادشاه زورگو و دیکتاتور در یک سرزمین را ، با ابلاغ ” خط پایان ” حاکمیت زورمدارانه و ظلم گسترانه ایشان به آنها ، یوغ های استبداد و ستمگری این ناکسان را ، از گردن های ناتوان ملت های مظلوم چنین حکومت های ظالمانه ای بردارند . و با اعلام عدم صلاحیت ایشان ، آنان را از ادامه دادن کارهای ضد بشری ایشان ساقط گردانند ؟ !

محترم مومنی

مطلب قبلیاکبر گلپا: شجریان باید آن دنیا پاسخگو باشد
مطلب بعدیبازداشت سیاوش حاتم، فعال دانشجویی سابق بدون اتهام مشخص
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.