خطر یورش ” داعش ” به عراق، به همکاری ایران با آمریکا می انجامد !

0
155

پریسا حافظی گزارشگر خبرگزاری رویترز، در گزارشی اختصاصی از وضعیت کنونی عراق، و حملات شورشیان داعش به شهرهای مهم این کشور نوشته است؛ یکی از مقامات حکومت اسلامی، که مایل نبوده نام وی منتشر بشود گفته است؛ موقعیت کنونی کشور عراق، به قدری مسؤلان جمهوری اسلامی را نگران نموده؛ که ممکن است جهت کمک به متحد ایشان ( نوری المالکی نخست وزیر گشور عراق)، ناگزیر بشوند که با آمریکا همکاری نمایند!

به گفته این مقام حکومت آخوندی در ایران، سران جمهوری اسلامی، از رهبر انقلاب تا درجات پائین تر رژیم، از آغاز حملات گروه شورشی داعش در عراق، دچار نگرانی زایدالوصفی شده اند. که به طور مداوم جلسات مشورتی با یکدیگر تشکیل می دهند. این مقام اضافه نموده، جمهوری اسلامی در سوریه، عراق و چند کشور دیگر نفوذ دارد؛ اما از آنچائی که داعشی ها شهرهای مرزی عراق و سوریه را به تصرف خودشان در آورده اند؛ و نیز به خاطر آنکه بسیاری از شهروندان جوان و پیر اهل تسنن در این کشور، از شروع حملات گروه داعش به کشورشان، جذب این گروه افراطی گشته اند. هیچ تضمینی وجود ندارد که ایرانیان اهل سنت نیز، چنانچه این گروه به شهرهای عراق که در نزدیکی مرزهای ایران و عراق هستند حمله ور بشوند؛ برخی از سنیّ های ایرانی هم به آنها بپیوندند. ویژه آنکه، از آغاز شکل گیری حکومت ظالم اسلامی در ایران، میزان جور و ستم و اذیت و آزاری که به پیروان اهل سنت در ایران شده است؛ چنان بالا بوده که بروز چنین خطری را غیر ممکن نمی دانند!

بنابراین، امکان صورت گرفتن همکاری جمهوری اسلامی با آمریکا، برای کمک های تسلیحاتی و نیروی انسانی و مشاورتهای جنگی به نوری المالکی، و جلوگیری نمودن از پیشرفت داعش در عراق، امری دور از ذهن نباشد. با توجه به خطر پیشرفت شورشهای داعش در منطقه، نظرگاه های مورد مخالفت اهل تسنن با پیروان مذهب شیعه، که در طول هزار و چهارصد سال گذشته، موجب گردیده است؛ که این دو فرقه اسلامی، هیچگاه نتوانند با یکدیگر کنار بیایند؛ پایگاه تثبیت شده ای بیابند و به زیان شیعیان تمام بشوند!

اما با سرکوب شدن گروه داعش در عراق( به هر قیمتی، حتی با کمک همکاری آمریکا با ایران)، خطر پیشرفت این گروه به سوی دیگر ممالک اسلامی در منطقه، و نفوذ قوانین دینی اهل سنت در بقیه کشورهای مورد تصرف گروه داعش، که ضربات شدیدی بر پیکر مذهب شیعه وارد خواهد آورد؛ از نظر سران حکومت اسلامی در اهمیتی بیش از تصور باشد. که آنان را جهت کاهش دادن این خطر، وادارد که به هر کاری دست بزنند!

در صورتی که خطر تئوری بالا جدی تلقی گردد و واقعی به نظر آید؛ در این رابطه ایجاب همکاری ایران با واشنگتن در مورد کمک نمودن به المالکی جهت خواباندن فتنه حملات شورشیان داعشی، از نظر سران حکومت اسلامی ضروری جلوه گر کند؛ و ایشان را به پا پیش گذاشتن، برای ایجاد همکاری مستقیم با حکومت آمریکا را الزامی تشخیص بدهند!

ویژه آنکه ، از پس از به روی کار آمدن حسن روحانی و دولت اش در کشور، روابط ایران و آمریکا تا حدودی بهبود یافته؛ و آمریکا مانند گذشته ، در پی منزوی تر نمودن حکومت اسلامی نیست. در سخنانی که اخیرا در ارتباط با واقعه شورش گروه داعش در عراق، از سوی دو رئیس جمهوری ایران و آمریکا ایراد گشته؛ وجوه اشتراک زیادی وجود دارند. که تحلیلگران مسائل مربوط به روابط آمریکا با ایران را، بر آن داشته که جدی بودن نظرگاه همکاری ایران و آمریکا را، تا حدی از اهمیت سیاسی قلمداد بکنند؛ که یک مقام بالای یرانی را بر آن داشته که بگوید؛ احتمال همکاری های ایران و آمریکا، در رابطه با کمک به المالکی جهت برطرف نمودن مشکل شورشیان داعش الزامی به نظر می رسد!

ولی سخن اینجاست، که ایران نه تنها نیروی نظامی، بلکه مشاورین جنگی و سلاح کافی برای کمک به متحد خودش نوری المالکی به عراق را در اختیار خویش دارد؛ چنانچه این ایده( کمکهای همه جانبه به عراق ) از سوی رژیم اسلامی عملی بشود؛ چه نیازی به همکاری ایران و آمریکا، برای کمک به دولت عراق در مقابله نمودن این کشور با گروه داعش خواهد بود؟!

مقامات ایرانی معتقدند، که حرکت شورشیان داعش درعراق، موجب تهدید شدن ثبات منطقه می گردد؛ اما نمی گویند که کمکهای ایران به سوریه و عراق، و نفوذ سپاه قدس جمهوری اسلامی در برخی از کشورهای مسلمانان، و هزینه هائی که در این رابطه از بودجه اقتصاد متزلزل خودشان در این راه می پردازند؛ چگونه همه ثبات زندگی مردم ایران را مختل نموده است؛ و زندگانی ایشان را با عدم ثبات مواجه کرده و هستی آسایش همه جانبه مردم ایران را، به نیستی کشانده است؟!

محترم مومنی

مطلب قبلیکوین کاستنر بار دیگر وارد دنیای بیسبال شد
مطلب بعدیبغداد اینک شهری بی دفاع؛ پس پیش به سوی بغداد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.