اسناد فاش شده در روزنامه نیویورک تایمز، بارزترین موضوعی است که توجه افکار عمومی مردم عراق را به شدت به خود جلب کرده و به صورت موضوع روز درآمده که روز گذشته میدان‌های تظاهرات را با حضور هزاران نفری خود پر کرده و خواستار استعفای کابینه و مخالفت با دخالت جمهوری اسلامی در امور عراق بودند.

نیویورک تایمز ،یک سری گزارش‌های تهیه شده در سرویس اطلاعاتی جمهوری اسلامی در خصوص برنامه این کشور برای نفوذ منطقه‌ای را فاش ساخته و تاکید دارد؛ سیطره جمهوری اسلامی بر عراق از پائیز 2014 تحکیم شد.

به نوشته این روزنامه بر اساس گزارش‌های درز کرده اطلاعاتی، قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس برای ابراز حمایت از عادل المهدی نخست وزیر به عراق سفر کرده و این اوست که نقش تعیین کننده در سیاست گذاری‌های جمهوری اسلامی در لبنان، سوریه و عراق دارد.

رعد هاشم تحلیلگر استراتژیک در ارتباط با این اسناد گفت: «اسناد فاش شده از سوی نیویورک تایمز در واقع مکمل مستدل همان اموری است که در مخیله هر عراقی جا افتاده زیرا مردم عراق آگاهند که اکثر سیاسیون عراقی، پیوندی مستحکم با جمهوری اسلامی دارند و این شخصیت‌ها اساسا برآمده از دل تجربه جمهوری اسلامی و صدور «انقلاب خمینی» هستند که بواسطه این افراد به عراق صادر شد.

هاشم می‌افزاید این اطلاعات فاش شده باعث افروخته شدن هر چه بیشتر آتش غضب توده‌های عراقی است و مردم عراق با فهمیدن این واقعیت که رهبران‌شان برای جمهوری اسلامی جاسوسی می‌کنند، بسیار خشمگین‌تر شدند.

محاکمه جاسوسان

به نظر وی کسانی که نام آنها در اسناد مزبور آمده باید مشمول قوانین ضد جاسوسی بویژه ماده 164/1 شده و حکم هر کس که مبادرت به دادن اطلاعات به بیگانه کرده و به منافع اساسی کشور آسیب بزند، اعدام می‌باشد.

هاشم با تاکید بر این که محاکمه همه این جاسوسان که نام‌شان در این اسناد وارد شده، باید از جمله خواسته‌های مردم باشد‌، افزود: «بزودی مجازات‌های جهانی از سوی امریکا اعمال می‌شود و هویت این جاسوسان برای مردم عراق بیش از پیش برملا خواهد شد».

اعتراض‌های گسترده

از سوی دیگر زیاد العجیلی مدیر دیده‌بان آزادی‌های مطبوعاتی گفت، همه گزارش‌های درز کرده در قالب مطبوعاتی و رسمی، عامل مضاعفی علیه قدرت حاکم بر عراق را تشکیل می‌دهد.

وی به عنوان نمونه گفت که گزارش دولتی در مورد کشتار تظاهرکنندگان و متلاشی کردن جمجمه آنها بوسیله تک تیراندازان، عامل تحریک کننده‌ای بود که باعث شدت گرفتن هر چه بیشتر فعالیت‌های اعتراض‌آمیز شد. زیرا حقایق بسیاری پنهان مانده بود لذا فاش شدن اسناد درز کرده از دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی، انگیزه بیشتری را برای ادامه اعتراض‌ها و خشم غضب عراقی‌ها فراهم آورده است.

دست داشتن روشن جمهوری اسلامی

این در حالی است که به گفته سودد الصالحی روزنامه‌نگار، اسناد فاش شده حاوی مطلب تاز‌ه‌ای نیست زیرا همه عراقی‌ها می‌دانند که رهبران سنی، شیعی و کرد عراقی روابط بسیار مستحکمی با جمهوری اسلامی داشته و همواره از ارائه هیچ خدمتی به ایران فروگذاری نکرده و همه امور را درراستای منافع ایران بکار می‌گیرند تا حدی که برخی از آن‌ها بر این مبنا به جمهوری اسلامی سرویس می‌دهند چون فکر می‌کنند جمهوری اسلامی برگردن آنها حق داشته و علت حضورشان در مناصب کنونی است.

الصالحی افزود: «فاش شدن این اسناد چیزی را عوض نمی‌کند و اکثر عراقی‌ها، به ویژه تظاهرکنندگان به این امور قناعت نخواهند کرد زیرا از دید آنها، حاوی مطلب تازه‌ای نیست و اساسا آنها برای اثبات مزدور جمهوری اسلامی بودن دولت یا رهبران سیاسی خود، نیاز به سند ندارند چرا که سرکوب خونین دولت عبدالمهدی و هم پیمانانش علیه تظاهرکنندگان، دخالت آشکار جمهوری اسلامی در مدیریت بحران اخیر در شکل حضور قاسم سلیمانی در بغداد برای پشتیبانی از عبدالمهدی، گفته‌های علی خامنه‌ای رهبر انقلاب و خواسته علنی وی برای متوقف کردن تظاهرات در عراق و لبنان در طول چند هفته گذشته، نشانه‌های کاملا روشنی بر دخالت جمهوری اسلامی و بازوهایش در عملیات کشتار جمعی، آدم ربایی و بازداشت می‌باشد که علیه تظاهرکنندگان، کنش‌گران و روزنامه نگاران اعمال شده و می‌شود».

وی گفت: «لذا تظاهرکنندگان پیشاپیش علیه سیاستمداران عراقی، خصوصا جهات تحت حمایت جمهوری اسلامی به شدت تحریک شده و این نوع اطلاعات درز کرده نمی‌تواند موردی جدید را به فهرست بلندبالای انگیزه‌هایی اضافه کند که در ما فی‌الضمیر تظاهرکنندگان ذخیره شده و خشم آنها را شعله ور می‌سازد».

با چشمان خود دیدیم

به گفته علی عبدالخالق تظاهرکننده و فعال عراقی، 90 درصد مردم عراق پیشاپیش از محتوای این اسناد مطلع اند زیرا سالهاست با آن زندگی می‌کنند. وی افزود: «اثر انگشت جمهوری اسلامی در عرصه سیاسی عراق آشکار است و صرفا به یک جهت یا طائفه محدود نمی‌شود بلکه این پدیده بعد از 2014 در حال گسترش است تا جایی که عراقی‌ها، اصطلاحاتی را همچون “اهل سنت طرفدار جمهوری اسلامی” یا “کرد طرفدار جمهوری اسلامی” در کنار کرد طرفدار دیگر کشور همسایه یعنی ترکیه می‌شنوند».

عبدالخالق افزود: «مشکل در زمان فاش شدن این اسناد نیست بلکه ماهیت تعامل با آن است که مشکل ساز است. خطرناک‌تر از این، راهبردهای جمهوری اسلامی و دخالت آن در سرکوب تظاهرات می‌باشد. ما تظاهرکنندگان با چشمان خود دیدیم که ایران از سرکوب تظاهرات حمایت می‌کند و این امر از طریق شبه نظامیان و گروه‌های تحت فرمان مستقیم سپاه پاسداران کاملا آشکار شد».

به گفته عبدالخالق وزیر راه و ترابری در آن دوره (طبق اسناد فاش شده) اجازه انتقال کمک‌های جمهوری اسلامی برای سرکوب انقلاب سوریه به وسیله هواپیماهای جمهوری اسلامی با استفاده از حریم هوایی عراق را داده بود.

به گزارش العربیه؛ البته این امر بدین معنی نیست که تنها ایران در امور عراق دخالت می‌کند اما قدرت تاثیر‌گذاری جمهوری اسلامی بیشتر است. حمایت جمهوری اسلامی از طبقه سیاسی کنونی در عراق از این بابت است که آنها را نمایندگان خود در عراق قلمداد می‌کند که در صورت از دست دادن آنها، جمهوری اسلامی حیاط خلوت خود و عرصه منازعه با امریکا را از دست خواهد داد.

مقاله قبلیمشارکت شبه‌نظامیان حشد الشعبی عراق در سرکوب تظاهرکنندگان در ایران
مقاله بعدیابراز نگرانی آمریکا و دیگر کشورها از کشتن «ایرانیان بی‌گناه» توسط رژیم جمهوری اسلامی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.