رضا قوچان نژاد پس از جام جهانی و بازگشت به ایران و عدم بازی او به رغم آمادگی وی در جهام جهانی روسیه با پستی گلایه آمیز در اینستاگرام از فوتبال ملی خداخافظی کرد.

سلام،
ميگن فوتبال قشنگترين ورزش دنياست. كسى كه پاهاش به توپ خورده ميتونه اين حرف رو تاييد كنه. ورزش فوتبال نه به دين و مذهب فرد نگاه ميكنه، نه به اصليت فرد و نه به وضعيت مالىِ فرد.

اى كاش همه جا اينطورى به فوتبال نگاه ميكردن..!اى كاش آدمايى كه نور دستشونه، جاهاى تاريك رو نور مى انداختن تا همه بتونيم ببينيم، نه اينكه فقط خودشون ببينن.

بزرگترين هدف فوتبال اينه كه دل مردم رو شاد كنى. درسته كه در اروپا بزرگ شدم، اما از بچگى آرزوم اين بود كه يك روزى، حتى اگر شده يك بار توى استاديوم آزادى پيرهن تيم ملى رو بر تن كنم و بازى كنم. تنها آرزوم اين بود كه با فوتبالم، خانواده و هوادارانم رو شاد كنم.

اين شش سالى كه در تيم ملى حضور داشتم، واسم بزرگترين افتخارى بود كه در فوتبال و زندگى ام تونستم بدست بيارم.

پوشيدن پيرهن تيم ملى واسه من بزرگ ترين آرزو در دنياى فوتبال بود و هنوز هم بعضى موقع ها باورم نميشه كه اين پيرهن رو خدا برام گذاشت تا من تنم كنم.

در اين سالها كه در تيم ملى بودم نمى تونم بهتون بگم چقدر خدارو شكر كردم بابت اين همه لطف و محبتى كه شما عزيزان به من داشتيد. هيچ وقت تشويق هاتون رو يادم نميره ايرانى هاى عزيز و با غيرت♥️

در اين جام جهانى و در روزهاى اخير، خيلى هاتون ازم يه سؤالى پرسيدين كه متاسفانه من هم جوابش رو هنوز نميدونم….شايد بهتره كه بعضى از سؤال ها بى جواب و بعضى از درها توى زندگى هميشه بسته بمونن.. به اين نتيجه رسيدم كه در قلبم، عشقِ به تيم ملى، هر روز بيشتر و بيشتر ميشه، اما عقلم، شخصيتم و غرورم اين اجازه رو به من نميدن كه بهترين پيرهن دنيا رو ديگه بر تن كنم.. دليلش نخواستن نيست، دليلش اينه كه بعضى مواقع بايد يك تصميم سختى رو بگيرى تا بتونى زندگى ات رو دوباره راحت ادامه بدى.

ميخوام از اين طريق از همه آقايان در كادر فنى، تداركات و بازيكنان عزيز تيم ملى تشكر كنم بابت اين شش سالى كه به من افتخار دادين. منو نه تنها كمك كرديد كه بازيكن بهترى بشم، بلكه از من انسان بهترى هم ساختيد..تشكر بابت اين همه لطف و انرژى مثبت.

مرسى از شما ايرانى هاى با غيرت، تك تك شما رو از ته دل دوست دارم. به اميد پيروزى و پيشرفت تيم ملى ايران.

يا على.١٦»

22

مقاله قبلیحمله کی‌روش به برانکو: نمی‌توانی از دست من فرار کنی!
مقاله بعدیخداحافظی سردار آزمون پس از قوچان نژاد از تیم ملی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.