یک اشتباه دیگر از مدیران سابق کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال پس از پرونده مارک ویلموتس، این بار لیگ برتر ایران را قربانی یک کم‌کاری خود کرده است.

ماجرا از این قرار است که در دسامبر ۲۰۱۹، AFC با کشورهای عضو نامه‌نگاری کرد و به آنها اعلام کرده مبنای سهمیه‌بندی مسابقات فصل ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ رنکینگ کشورها در فصل ۲۰۱۹ خواهد بود که بعد از آن نامه‌نگاری دوباره در جولای ۲۰۲۰  کنفدراسیون فوتبال آسیا نامه‌ای برای تمام کشورهای عضو ارسال می‌کند و بر اعلان اولیه خود مبنای سهمیه را بر اساس نامه دسامبر سال قبل قرار می‌دهد و کمیته مسابقات برای رسمیت بخشیدن به این دستور جلسه ایی ما بین کشورهای عضو را پیش‌بینی می‌کند.

مشکلی که در این بین وجود دارد، این است که ایران زمانی سهمیه اختصاص یافته توسط AFC را متوجه می‌شود که پیشنهادهای موجود ارسال و به تایید خواهد رسید و پس از آن برای ایران ارسال می‌شود و فدراسیون فوتبال ایران بخاطر نداشتن اطلاع از قبل تصمیم گیری، نمی‌تواند اعتراض و رایزنی داشته باشد؛ در واقع یکی از مشکلات اصلی این است که ایران زمانی متوجه می‌شود که تصمیم گیری توسط کنفدراسیون فوتبال آسیا انجام شده است.

خبر تلخ برای ایران در لیگ قهرمانان آسیا

اما تنش‌های سیاسی کشورهای قطر و عربستان و همچنین نبود روابط دیپلماتیک بین ایران و عربستان موجب شد این جلسه با تاخیر فراوان مواجه شود و سرانجام برگزار نشود(که این اتفاق مربوط به نخستین فینال پرسپولیس در آسیا است)، چراکه در آنجا باید جلسه کمیته مسابقات و کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا شکل می‌گرفت و راجع به سهمیه‌ها صحبت می‌شد.

اکنون زمانی که باید ایران با ۱+۳ نماینده در لیگ قهرمانان آسیا حضور داشته باشد، با مشکلی بزرگ و لاینحل روبه‌رو شده و با اشتباهات مدیران سابق سهمیه لیگ ایران در فصل آتی رقابت‌ها همچنان ۲+۲ مانده و تغییری نداشته است.

رسانه‌های ورزشی نوشت؛ طبق آخرین رنکینگ اعلامی‌از سوی ای‌اف‌سی که به‌صورت آنلاین انتشار یافته لیگ برتر ایران بعد از ژاپن (۱۰۰ امتیاز) ، کره (۹۴٫۳ امتیاز) و عربستان (۹۳٫۵ امتیاز)  با ۸۳٫۳ بالاتر از قطر در رده چهارم این لیست قرار گرفته و بر طبق این رده‌بندی باید با ۲+۲ نماینده در مسابقات شرکت کند، در صورتی که اگر رایزنی‌ها در زمان مقرر به در خواست کمیته مسابقات انجام شده بود نمایندگان ایران در مسابقات طبق نامه AFC  در سال ۲۰۱۹ به ۱+۳ افزایش پیدا می‌کرد.

بر اساس رنکینگ فعلی دو کشور اول رنکینگ (عربستان و ایران) سهمیه ۱+۳ را می‌گیرند، اما با توجه به مصوبه سال ۲۰۱۹ و رنکینگ آن مقطع، قطر و عربستان شامل این سهمیه خواهند شد و ایران و امارات به سهمیه ۲+۲ می‌رسند. اکنون اگر یکی از سهمیه‌های مستقیم عراق، ازبکستان، اردن، هند، تاجیکستان و ترکمنستان بخاطر ناتوانی در کسب مجوز حرفه ای در نظر گرفته نشود، آن زمان یک سهمیه مستقیم به ایران خواهد رسد.

خبر تلخ برای ایران در لیگ قهرمانان آسیا

در پایان لازم به ذکر است، با توجه به اینکه فصل صدور مجوز حرفه ای تمام نشده باید همچنان منتظر این موضوع ماند.

مقاله قبلینگرانی گروسی از محدودیت دسترسی بازرسان آژانس اتمی به تاسیسات جمهوری اسلامی
مقاله بعدیناگفته های سربازان ارتش افغانستان: دستور جنگ نداشتیم، عفو عمومی طالبان فریب است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.