سید محمد خاتمی به دیدار نسرین ستوده، وکیل زندانی که در مرخصی به سر می برد رفت.

سید محمد خاتمی در دیدار با نسرین ستوده ضمن اظهار خوشوقتی از این دیدار آرزو کرد که ان شاء الله همه زندانیان سیاسی آزاد شوند تا فضای مناسب پدید آمده باز هم لطیف تر گردد و همگان بتوانند خدمت خود را به کشور و مردم انجام دهند. قطعا این رویداد به نفع همگان بخصوص نظام و کشور است و آینده را بهتر از گذشته خواهد کرد.

بر اساس گزارش سایت رسمی آقای خاتمی، نسرین ستوده در این دیدار، گزارشی از وضعیت خود و زندان به رئیس جمهور پیشین ایران داده است.

نسرین ستوده نیز در این دیدار ضمن تشکر از دیدار سید محمد خاتمی و گزارشی از وضعیت خود و زندان، ضمن اعلام این که همه ما دلسوز کشور هستیم و خود را مخالف نمی دانیم، منتهی معتقدیم نظرات مختلف باید با امنیت بیان شود.

وی ضمن تأکید بر لزوم آزادی همه زندانیان سیاسی بدون تبعیض، انجام دادرسی عادلانه را درخصوص اتهامات سیاسی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی با حضور هیأت منصفه به صورت علنی و در دادگاه های عمومی لازم دانست.

خاتمی اظهار امیدواری کرد که همه به جانبی حرکت کنیم که خیر کشور و ملت در آن است و موجب تقویت اعتماد متقابل مردم و حکومت خواهد شد.

مقاله قبلیآقای محمد مصطفائی، کلاغ با سپید کردن بال و پرش کبوتر نمی شود!
مقاله بعدیمحمد مرسی ضرب‌الاجل ارتش مصر را رد کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.