به دنبال صدور حکم سنگین و ناعادلانه علیه آقای سعید مدنی؛ کنشگران ملی- مذهبی خارج از کشور با صدور بیانیه ای این حکم را محکوم نمودند. در بخشی از این بیانیه آمده است:گویا عدم تمکین آقای مدنی، با وجود تحمل فشارهای غیرانسانی و شکنجه، به اعتراف دروغین و انجام مصاحبه‌ی مطلوب بازجوهای مسلط بر اوین، چنین حکم غیرمنصفانه‌ای را موجب شده است.

 سعید مدنی قهفرخی جامعه‌شناس، پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی، استاد دانشگاه و روزنامه‌نگار ایرانی است. او عضو گروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی انجمن جامعه‌شناسی ایران[ و استاد و عضو گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، سردبیر «فصلنامه علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی» و از بنیان‌گذاران نشریهٔ توقیف شدهٔ ایران فردا است. او در اسفند ۱۳۷۸ همراه با برخی از اعضای شورای فعالان ملی-مذهبی بازداشت شده و به تحمل حبس محکوم شد.

متن کامل این بیانیه به گزارش سایت ملی- مذهبی به این شرح است:

به ‌نام خدا

 

اعتراض کنشگران ملی ـ مذهبی خارج از کشور به:

 

حکم ناعادلانه و سنگین قضایی علیه آقای مدنی

 

هم‌زمان با موج جدید امید به تغییر سیاست‌ها در جمهوری اسلامی، پس از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و پیروزی آقای حسن روحانی، دادگاه انقلاب با صدور حکمی سنگین و کم‌سابقه، آقای دکتر سعید مدنی از اعضای شورای فعالان ملی ـ مذهبی را به شش سال حبس در تبعید و نیز ۱۰ سال تبعید به بندرعباس محکوم کرده است.

 

دکتر سعید مدنی به‌قدر لازم برای کنشگران سیاسی وطن‌دوست، پژوهشگران، دانشگاهیان، روزنامه‌نگاران و فعالان دانشجویی شناخته شده است. کوشش‌های وی برای اصلاح روندها و سیاست‌های غیرملی و تغییر روش‌های انحصارطلبانه و برنامه‌های غیرعلمی و نیز تلاش‌های وی برای بهبود اوضاع اجتماعی ـ اقتصادی اقشارمحروم جامعه، نه سزاوارخشونت و زندان و تبعید، که در خور تقدیر و تمجید است.

 

حکم غریب دادگاه انقلاب که از کینه و خشم بازجویان مسئول پرونده‌ی آقای مدنی نشانه‌ها دارد، اینک یکی از کنشگران دغدغه‌دار منافع ملی و یکی از پژوهشگران ارشد علوم اجتماعی در ایران را هدف قرار داده است. گویا عدم تمکین آقای مدنی، با وجود تحمل فشارهای غیرانسانی و شکنجه، به اعتراف دروغین و انجام مصاحبه‌ی مطلوب بازجوهای مسلط بر اوین، چنین حکم غیرمنصفانه‌ای را موجب شده است.

 

در این برخورد غیرقانونی و ناعادلانه، آقای سعید مدنی تنها نیست؛ جمعی از فعالان ملی ـ مذهبی (اعم از اعضای نهضت آزادی ایران و شورای فعالان ملی ـ مذهبی) همچون بسیاری دیگر از کنشگران سیاسی و مدنی، از فردای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ دستگیر شده و با احکام قضایی سنگین، بازداشت غیرمنصفانه‌ای را بی‌هیچ توجیه قانونی تحمل می‌کنند.

 

کنشگران ملی ـ مذهبی خارج از کشور امیدوارند نتیجه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ۲۴ خرداد، منجر به تغییر سیاست‌های حاکمیت در قبال دگراندیشان و منتقدان شود. بازنگری در احکام صادره علیه فعالان سیاسی و مدنی، و آزادی زندانیان سیاسی (به‌ویژه بازداشت شدگان حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم، و در صدر آنها، آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد) نخستین گام و اقدام مهم برای تحقق آشتی و کنار نهادن سوء تفاهم‌ها و حساسیت‌های امنیتی غیرملی، و تلطیف فضای سیاسی ملتهب و خشن است.

 

کنشگران ملی- مذهبی خارج از کشور

 

۵ تیر ۱۳۹۲

 

مقاله قبلیوالیبال نوجوانان جهان- مکزیک؛ تیم ایران مقابل فنلاند پیروز شد..
مقاله بعدییک ژنرال آمریکایی متهم به درز اخبار حملۀ سایبری به ایران شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.