“حکم جلب مهناز افشار” به علت شکایت سیدغفار دریاباری توسط شعبه سوم دادسرای بابل صادر شد.

ماجرا از آنجا آغاز شد که یک آخوند مازندرانی پیامی منتشر کرد که حساسیت فراوانی برانگیخت(که پس از واکنش های مختلف آن حساب را عوامل جمهوری اسلامی جعلی و پیام را دروغی عنوان کردند). این پیام پس از حضور نیرو‌های حشد شعبی برای کمک به مردم در مناطق سیل زده منتشر شده بود.

محتوای پیام این بود که از زنان و دختران مجرد درخواست می‌کرد که به “صیغه برادران حشد شعبی” درآیند. انتشار این توئیت از یک حساب جعلی بازتاب گسترده‌ای داشت.

مهناز افشار نیز درگیر جو فضای مجازی شد و در مطلبی این تویئت را “حقارت آمیز” خواند و از کسانیکه در مقابل آن سکوت کرده اند انتقاد کرد.

پس انتشار گسترده توییت(که پس از واکنش های مختلف آن حساب را عوامل جمهوری اسلامی جعلی و پیام را دروغی عنوان کردند) و ماجرای قتل طلبه همدانی سیدغفار دریاباری طلبه‌ای مازندرانی که اکانتی تقلبی در توییتر با استفاده از عکسش فعالیت می کرد از مهناز افشار شکایت کرد.

او بازنشر توئیت جعلی و تحریک افکار عمومی (که پس از واکنش های مختلف آن حساب را عوامل جمهوری اسلامی جعلی و پیام را دروغی عنوان کردند) توسط مهناز افشار را مرتبط با قتل روحانی همدانی می‌داند. دریاباری گفت: «من با کسی که با استفاده از تصویر من سوءاستفاده می‌کند حرفی ندارم، او یک فرد معاند و بی‌معرفت است، اما حرف حساب من با سلبریتی‌هایی است که مطالب را بدون تحقیق منتشر می‌کنند و منجر به یتیم شدن فرزندان این روحانی همدانی شدند.»

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ او تاکید کرد: «سخت در حال پیگیری هستم تا با افرادی که از این فضا سوءاستفاده کردند برخورد شود، حتی به همین منظور وکیل اختصاصی گرفتم و از این افراد هم شکایت کرده‌ام.»


مقاله قبلیبررسی یک سیاه چاله بی نظیر قدیمی
مقاله بعدیبسیاری از سیارات فراخورشیدی، منابع آبی دارند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.