رییس شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران گفت: حکم اعدام ضارب علی خلیلی از سوی دیوان عالی کشور تایید شده است.

 قاضی اصغرزاده  با بیان این مطلب گفت: حکم اعدام متهم این پرونده از سوی دیوان عالی کشور تایید شده و به زودی اجرا می شود.

علی خلیلی در تیر ماه سال ۱۳۹۰ به احسان ش. و دوستانش که در ماشینی بودند “تذکر” داد و این مساله به درگیری منجر شد. در این درگیری احسان ش. علی خلیلی را با چاقو زد.

او پس از چند جراحی و مدتی بستری از بیمارستان مرخص شد و به کربلا سفر کرد، اما بعد از حدود سه سال، یعنی در فروردین سال ۱۳۹۳ درگذشت.

کمی بعد رئیس پزشکی قانونی ایران اعلام کرد که ضربات چاقو “با مرگ او بی‌ارتباط نبوده است” و به این ترتیب اتهام قتل علیه احسان ش. مطرح شد.

پس از برگزاری دو جلسه دادگاه ضارب  خلیلی در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغرزاده، وی به قصاص نفس محکوم شد.

پیش از این قاضی اصغرزاده گفته بود که از آنجا که حکم پرونده ضارب علی خلیلی قصاص است، مسلما به رای صادره اعتراض خواهد شد.

مقاله قبلیدانشمندان جوجه‌دایناسور ساختند
مقاله بعدیکی‌روش ۳۴ بازیکن دیگر را دعوت کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.