حمیدرضا مرادی، درویش و وکیل زندانی از ۱۵ آبان ماه در بیمارستان شهدای تجریش بستری است. به گفته پزشکان به علت عدم درمان در طی یکسال گذشته که باعث پیشرفت بیماری گرفتگی عروق پا و قلب شده است او هم اکنون نیاز به عمل جراحی فوری دارد در حالیکه پزشکان اعلام کرده اند جراحی با ۹۰ درصد خطر فوت او همراه است.

صدیقه خلیلی، همسر این زندانی با اظهار این خبر به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «کسانیکه از اعزام همسرم به مدت یکسال علیرغم درخواست های مکرر ما به بیمارستان خودداری کردند و باعث پیشرفت بیماری او شدند هم اکنون مقصر و مسوول هر اتفاق ناگواری برای او هستند. من هنوز برگه ای که باید رضایت خودم را برای هر اتفاقی که ممکن است در حین عمل جراحی بیفتد امضاء نکردم. نمی دانم چه باید بکنم و می ترسم.»

همسر حمید رضا مرادی با اشاره به اینکه در طول یکسال گذشته بارها برای اعزام همسرش به بیمارستان درخواست داده بود گفت: «سال گذشته که دکترها او را معاینه کردند هشدار دادند اگر همسرم تحت درمان مناسب و مرتب توسط پزشک متخصص قرار نگیرد بیماری او پیشرفت خواهد کرد و می تواند منجر به قطع دو پایش شود. متاسفانه یکسال است که از انتقال او علیرغم پیگیری های ما ممانعت به عمل آمد. من بارها برای او وقت پزشک گرفتم و برگه پزشکی را به مسوولان زندان و دفتر دادستان بردم اما او را به بیمارستان نمی آوردند.»

خانم خلیلی با اظهار اینکه همسرش با اعتراض زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین به بیمارستان منتقل شده است به کمپین گفت: « آقای مصطفی دانشجو، درویش و دوست همسرم که او هم زندانی و بیمار است مدتی پیش زیر دوش حمام بیهو ش شد و مسولان پس از اینکه بهداری زندان نتوانست برای او کاری انجام دهد او را به بیمارستان منتقل کردند. اما آقای دانشجو با وجود آنکه حالش خیلی بد بود گفت که آقای مرادی حالش بدتر از او است و اعتراض کرد که می خواهد به زندان برگردد. ماموران او را به زندان برگرداندند.

اما به محض برگشت مجددا حالش بد شده و وقتی می خواسته اند او را به بیمارستان برگردانند به ماموران گفته اگر مرادی را هم نیاورید من به بیمارستان نمی آیم و بالاخره ماموران وقتی با اعتراض آقای دانشجو و دیگر زندانیان بند مواجه شدند همسرم را پس از یکسال در حالیکه پاهایش سیاه شده و دیگر بدون کمک دیگران قادر به ایستادن روی زمین نیست به بیمارستان منتقل کردند.»

حمید رضا مرادی به همراه ۶ وکیل و درویش دیگر که از گردانندگان سایت مجذوبان نور(پایگاه اطلاع رسانی دروایش) هستند دستگیر شد. آنها در دادگاه خود در تاریخ ۲۴ دی ماه ۱۳۹۱ به دلیل عدم صلاحیت دادگاه شرکت نکردند پس از آن به دستور قاضی صلواتی، قاضی پرونده از بند عمومی زندان اوین به سلول های انفرادی ۲۰۹ به مدت ۹۰ روز منتقل شدند.

آنها در این سلول تحت فشار و شکنجه بودند و پس از آن دچار بیماری های متعددی شدند.

در نهایت این هفت وکیل به اتهامات نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی در تیرماه امسال مجموعا به ۶۰ سال حبس محکوم شدند. حمید رضا مرادی طبق حکم اعلام شده به ۱۰ سال و ۶ ماه حبس محکوم شد. او و ۶ وکیل درویش دیگر به دلیل غیر قانونی خواندن دادگاه ها اعتراضی به حکم دادگاه بدوی خود نکردند.

۴ زندانی سیاسی بند زندان ۳۵۰ اوین از جمله آقای عبدالفتاح سلطانی، وکیل از روز شنبه ۱۱ آبان ماه به نشانه اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان بیمار دست به اعتصاب غذا زدند. همچنین ۳۱ زندانی سیاسی زندان اوین نیز در بیانیه ای با محکوم کردن رفتارهای غیرقانونی اعمال شده بر وکلای دروایش گنابادی که اکنون در زندان به سر می برند نسبت به وضعیت سلامت دو زندانی درویش هشدار دادند.

۳۱ زندانی سیاسی در بیانیه خود با ذکر نام حمید رضا مرادی و مصطفی دانشجو که در وضعیت بد جسمی قرار دارند، نوشتند: «ما به مصادر امور هشدار می دهیم که مسوول سلامت و جان همه زندانیان اعم از سیاسی و غیر سیاسی هستند. کوتاهی آنها در ادای این وظیفه، در گذشته فاجعه شهادت هدی صابر و سپس ستار بهشتی را در پی داشته است.»

مقاله قبلیبیانیۀ کانون نویسندگان ایران در اعتراض به سانسور
مقاله بعدیبازیگر معروف فیلم سریع و خشمگین کشته شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.