در هنگام پخش مراسم اهدای جام جهانی از شبکه سه که طی آن «کیتاروویچ» رئیس‌جمهوری زن کرواسی به‌طرز نامعمولی همه مردانی که روی صحنه می‌رفتند را در آغوش کشیده و می‌بوسید (از بازیکنان تیم‌های فرانسه و کرواسی گرفته تا خود رئیس‌جمهوری فرانسه!) ابتدا مسئولان شبکه سه طبق قوانین صدا و سیمای جمهوری اسلامی، از نمایش صحنه‌های فوق خودداری کردند اما پس از چند لحظه‌ای با زیر پا گذاشتن قوانین، به نمایش بقیه صحنه‌های فوق پرداخته و حتی نماهای نزدیک رفتار هنجارشکنانه و نامتعارف «کیتاروویچ» را تمام و کمال پخش کردند!

اما پس از اتمام این صحنه‌ها و به سخن آمدن عادل فردوسی‌پور که به‌خاطر نمایش همین تصاویر، به شدت از مدیران پخش شبکه سپاسگزار و ممنون بود، معما حل و گفته شد که برخی از مدیران سیما هنگام پخش مسابقه فینال جام جهانی، مهمان ویژه برنامه 2018 بوده و پشت صحنه حضور داشتند که عادل فردوسی‌پور از آنها می‌خواهد صحنه‌های اهدای جام را به هر شکل و شمایل، کامل پخش کنند و مدیران هم منفعلانه، قواعد و قوانین پخش و بالاتر از آن، باورها و اعتقادات خود و مردم را نادیده گرفته و به درخواست فردوسی‌پور تن در می‌دهند.

فردوسی‌پور و اطرافیانش که در طول پخش برنامه‌های ویژه جام جهانی موسوم به 2018 سعی کردند به انواع و اقسام ساختار شکنی‌ها دست زده (مثل معرفی کشورهای انگلیس و آلمان و کره و…به مثابه سرزمین‌های رویایی) تا در واقع جزیره جداگانه برای خود در تلویزیون ساخته، در آن حدی که شبکه‌های بیگانه برایشان هورا کشیده و آنها را فارغ از ایدئولوژی انقلاب و نظام اسلامی خواندند، این بار به طور رسمی علایق و سلایق خود را آنچنان به مدیران رسانه ملی تحمیل کردند که این حضرات متوجه نشدند دست به چه ساختار‌شکنی غریبی زده‌اند!

فردوسی پور که در طول یک‌ماه اجرای برنامه 2018 بارها به لحاظ کلامی دست به هنجارشکنی زده و به ارزش‌های انقلاب و مردم علنا توهین کرده بود، این بار هم در پایان پخش تصاویر ساختارشکنانه یاد شده اظهار داشت که با پخش کامل این تصاویر، همه پای تلویزیون مملکت‌شان نشستند و لذت بردند. وی تاکید کرد که این تصاویر پخش شد و همه هم دیدند و خیلی عادی بود و هیچ اتفاقی هم نیفتاد!

روزنامه کیهان نوشت: به نظر می‌آید اگر حضرات متولی رسانه ملی بخواهند تحت تاثیر برنامه‌سازان‌شان باشند، حتما مسابقات شنا و کشتی کچ زنان آمریکایی را نیز پخش کرده و حتما جناب فردوسی‌پور توصیه می‌کند که با پخش این مسابقات همه پای تلویزیون مملکت‌شان می‌نشینند و لذت برده و هیچ اتفاقی هم نخواهد افتاد! بعد از آن هم می‌توانند فیلم‌های خارجی را بدون جرح و تعدیل و با تمامی صحنه‌های غیراخلاقی و مبتذل پخش کنند که حتما با آن صحنه‌ها هم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد!

مقاله قبلیتوضیحات وزارت خزانه‌داری آمریکا در رابطه با تحریم نفتی جمهوری اسلامی
مقاله بعدیدونالد ترامپ: ایران در تظاهرات و شورش به سر می‌برد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.