مصطفی دانشجو، وکیل زندانی دراویش گنابادی که در بخش داخلی بیمارستان شهدای تجریش بستری بود، در پی استرس ناشی از تهاجم ناگهانی ماموران حفاظت و کادر امنیتی زندان اوین به آن مرکز درمانی، به مشکل قلبی و تنفسی دچار شده و به بخش سی سی یو منتقل شد.

ماموران زندان اوین روز گذشته به بهانه واهی مصاحبه دراویش زندانی بستری شده در بیمارستان شهدای تجریش، بی‌آنکه اعلام کنند این دراویش با چه رسانه‌ای در حال مصاحبه هستند، تیم امنیتی خود را به بیمارستان اعزام کرده و علاوه بر حضور ناگهانی و خشونت بار در اتاق بستری دراویش، تیم درمانی، سربازان نگهبان این سه زندانی و شماری از پرستاران را نیز بازجویی کردند.

در پی این تهاجم غیرمنتظره و بی‌دلیل، مصطفی دانشجو که به دلیل مشکلات ریوی و بیماری قلبی در آن بیمارستان بستری است و به توصیه اکید پزشکان تحمل هرگونه استرس برای وی خطرآفرین خواهد بود، دچار شوک قلبی شده و همین امر به انتقال او به بخش سی سی یو انجامید.

گفتنی است ارعاب آفرینی ماموران امنیتی به بیمارستان شهدای تجریش مسبوق به سابقه بوده و بار‌ها و هر بار به دلایل واهی، یگان ویژه و نیروهای نظامی برای ایجاد وحشت به محل بستری دراویش هجوم آورده‌اند که این امر علاوه بر ایجاد تنش در فضای بیمارستان، بیماران و پرستاران و پرسنل بیمارستان را نیز به استرس دچار کرده است.

لازم به ذکر است که نیروهای امنیتی و نظامی، با وجود توصیه پزشکان مبنی بر انتقال دراویش بیمار به مراکز درمانی تخصصی، هر گونه اعزام و انتقال این زندانیان بیمار به مراکز درمانی دیگر را موکول به کسب اجازه و هماهنگی با ماموران قضایی و امنیتی کرده‌اند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از  مجذوبان نور؛آقای دانشجو، اینک سومین سال از هفت سال و نیم حبسی را می‌گذراند که قاضی صلواتی برای وی رقم زده است. این وکیل دادگستری همراه با دو تن دیگر از وکلا و فعالان حقوق دراویش با نام‌های حمیدرضا مرادی و افشین کرم‌پور در بیمارستان شهدای تجریش بستری شده است.

مقاله قبلیمحکومیت علی کرمی «درویش گنابادی» به ۳ سال حبس تعزیری
مقاله بعدیروزنامه قانون توقیف شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.