حملات غیر مستقیم مصباح یزدی به علی اکبر هاشمی رفسنجانی!

0
268

با آنکه تا کنون چندین بار توسط هاشمی رفسنجانی، در ارتباط با دوستی عمیق میان وی و رهبر حکومت اسلامی، در رسانه ها سخن به میان آمده است؛ اما برخی از نزدیکان سید علی خامنه ای، جهت بیشتر خوش خدمتی کردن به او، و برای هر چه زیادتر ارائه نمودن مراتب سرسپردگی شان به رهبر انقلاب، و حفظ دیدگاه احترام آمیز خامنه ای نسبت به خودشان، با سوء استفاده از وضعیت روابط کنونی میان این دوستان!!! به برخی از کنش های رفسنجانی در مقابل خامنه ای پرداخته، و اشاره های تند و تیزی به آنها داشته است!

محمد تقی مصباح یزدی، در طول کمتر از یک هفته، چندین بار به تکرار کردن جمله زیر اقدام نموده است: ” آنهائی که خدمت کرده اند؛ و سر پیری تغییر پیدا می کنند؛ دنیا گرا هستند. ” از این جمله مصباح یزدی به روشنی مشخص است؛ که منظور وی بدون کمترین تردیدی، اختلافات اخیر بین خامنه ای و هاشمی رفسنجانی است!

مصباح یزدی در بیانات خودش، همچنین افزوده است: ” باید بررسی کرد، چگونه کسانی که خدمت کرده اند؛ سر پیری تغییر می کنند؟ یکی از عواملی که انسان را به این شکل تغییر می دهد؛ دنیا گرائی است. ” وی در بخشی دیگر از سخنان اش می گوید: ” وقتی که لذات دنیوی، چشم و گوش انسان را پر می کنند؛ از اینرو چنین افرادی، یا سخنان گذشته خود را فراموش، و یا تکذیب می کنند. ” !

مصباح یزدی، به عنوان عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اضافه کرده است: ” گاهی زندگی انسانی که اقرار به آخرت دارد، با زندگی یک کافر تفاوتی ندارد؛ و عذر لجبازی کردن این انسان، نسبت به چیزی که در باره آن علم دارد؛ از وی پذیرفته نمی شود. ” !

وی( محمد تقی مصباح یزدی) چند روز پیش هم در سخنانی تند، انتقادهای شدید خودش نسبت به اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی بیان کرد. و به طور تلویحی آنها را < نوکران آمریکا > نامید!

 اختلاف ظاهری میان خامنه ای و رفسنجانی، ارتباط چندانی به حسن روحانی ندارد. چرا که زمان آغاز شدن کشف بزرگ خامنه ای، در باره تخمین زدن وی جهت سنجش نسبت نزدیک تر بودن ” دیدگاه های آقای رئیس جمهور(محمود احمدی نژاد) ” به جناب رهبر، از دیدگاه های هاشمی رفسنجانی در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، هنگامی شروع شد که حسن روحانی نقش چندانی در آن زمینه نداشت!

اما به یاد می آوریم، که پس از دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، حسن روحانی در انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری در حکومت آخوندها، از یاری های اصلاح طلبان زیادی برخوردار گردید. از آن به بعد بود که، اختلافات شدید میان اصولگرایان تندرو و اصلاح طلبان بی خاصیت شیوع بیشتری یافت!

گسترش جنگ های زرگری میان آخوندهای حکومتی، نمایش صوری بی خاصیتی است؛ که فقط شکل ظاهری دارد. ولی از باطن، روابط همگی شان کاملا سفت و سخت می باشد. تا جائی که خود رفسنجانی مکار هم، به درستی می داند که کنایه های مصباح یزدی به او، از کجا بر می آید و از چه سرچشمه ای سیراب می گردد؟!

با این حال، مصلحت این دروغ پردازان حرفه ای رژیم آخوندی، چنین ایجاب می کند، که با برگزاری چنین نمایشات مضحکی، مردم ایران را به وادی اشتباه بکشانند. و با قرار دادن آنان در مسیری غیر حقیقی، طرح ناصحیحی از اختلافات درونی خودشان را، آنچنان اغراق آمیز در میان مردم بپراکنند. که همه شان هر آن، در انتظار فرو پاشیدن حکومت دجاله های جمهوری فناتیک و ننگین اسلامی به سر ببرند!

محترم مومنی

مطلب قبلیترخیص عباس کیارستمی تا ده روز دیگر
مطلب بعدییک عضو تشکیلات حزب‌الله در ایران هاشمی و خاتمی را تهدید به ترور کرد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.