حسین فریدون چشم و گوش حسن روحانی به زندان افتاد!

0
278

خیلی پیش تر از به ریاست جمهوری رسیدن حسن روحانی در جمهوری دزد پرور اسلامی، حسین فریدون برادر رئیس جمهور، در پی انجام دادن مخفی کاری های زیاد، جهت به دست آوردن مال های باد آورده بود. سودجوئی های وی از امکانات مادی رژیم تا جائی رسید؛ که محمود احمدی نژاد در زمان ریاست جمهوری اش، در مورد این موضوع مطالبی را عنوان کرده بود. همانطوری که برای خفیف تر ساختن موقعیت برادران لاریجانی، یک بار در مجلس شورای اسلامی، موقعی که می خواست نقش خودش در ماجراهای فضاحت بار سعید مرتضوی، دادستان جنایتکار زندان اوین را کمرنگ یا بیرنگ بکند. نوار مکالمات فاضل لاریجانی کوچک ترین برادر ایشان را، که به مرتضوی پیشنهاد با هم انجام دادن یک تخلف مادی بزرگ را می داد؛ در صحن مجلس برای حاضرین پخش نمود. هنگام به ریاست جمهوری رسیدن حسن روحانی، در هر مصاحبه ای که با رسانه ها انجام می داد؛ اشاراتی هم به خلافکاری های برادر وی حسین فریدون می نمود!

چندین سال است که این فرد، از موقعیت برادرش در حکومت، از هر طریق ممکن به سوء استفاده های مالی دست زده است. چگونه است که در این برهه زمانی، که یکی از معاونین محمود احمدی نژاد حمید بقائی، که به دلیل تخلفات مالی به زندان افتاده است؛ مسؤلان قوه قضائیه کشور به یادشان آمده، که حسین فریدون هم باید به همین عنوان راهی زندان بشود؛ و احتمالا مورد محاکمه و پرداخت نمودن جریمه ای سنگین نیز قرار بگیرد؟ بعید به نظر نمی رسد، که این جریان از آبشخور شکست خوردن ابراهیم رئیسی فرد مورد تأیید سپاه پاسداران و اصولگراها از حسن روحانی در ماجرای انتخابات، سرچشمه گرفته باشد!

این که دست اندر کاران این حکومت اشغالگر و منفور و دزد و جانی، یا وابستگان شان نیز، جز به سودجوئی های مالی از آنچه متعلق به مردم ایران است به چیز دیگری نمی اندیشند. حقیقتی محض و کتمان نکردنی است. و این نیز که همگی شان در این مسابقه دزدی و کلاشی و مفت خوری، می خواهند از همدیگر پیشی بگیرند هم موردی آشکار و پذیرفتنی است. اما این که نزدیکان حضرات، چنین رسوائی هائی را برای مسؤلان یک حاکمیت به وجود بیآورند؛ و آقایان با چنین وقاحتی همچنان به خودشان اجازه بدهند؛ که در مجامع عمومی حضور بیابند و به امور روزانه خویش بپردازند. از هیچ آدم متخلق به خلق و خوی انسانی بر نمی آید!

مگر آنانی که فقط در شناسنامه های شان ایرانی قلمداد می شوند؛ و اصالت ایشان به اجداد تازی آنها بر می گردد؛ که هنگام استیلای چند صد ساله شان در ایران، چنین حرامزادگانی را در این سرزمین پس انداخته و به جان مردم اصیل ایران انداخته اند. یک ایرانی اصیل و با پدر و مادر، آنقدر عرق ملی و درک میهن پرستی دارد؛ که حتی از شنیدن چنین خبرهائی هم، مشمئز و ناراحت بشود. چه رسد به این که خودش در اینگونه قضایا دست اندر کار گوش بری های کلان از دیگران باشد!

غلامحسین محسنی اژه ای، معاون اول ریاست قوه قضائیه و سخنگوی آن، امروز یکشنبه ۲۵ تیر ماه ۱۳۹۶ خورشیدی، در یک نشست خبری، از معرفی شدن حسین فریدون برادر رئیس جمهور به زندان خبر داد. آخوند اژه ای در پاسخ خبرنگاری در باره پرونده احتمالی حسین فریدون، با تأیید این که پرونده ای علیه برادر رئیس جمهور وجود دارد گفته است: ” در رابطه با این پرونده، افرادی احضار و برخی هم بازداشت شده اند.” !

اژه ای در مورد وضعیت حسین فریدون همچنین گفته است: ” برای وی دیروز قراری صادر شده، و چون این قرار وثیقه است و تأمین نشده، وی به زندان معرفی شده است. که اگر وثیقه را تأمین کند آزاد می شود. ” ؛ وی همچنین تأیید کرده که قرار صادر شده بازداشت موقت نیست. در باره اتهامات حسین فریدون هم گفته است؛ این پرونده در باره مسائل مالی است اما مقوقات بانکی نیست!

طی یک سال گذشته، به ویژه پس از انتشار یافتن موضوع حقوق های نجومی مدیران دولتی، بعضی از رسانه های منتقد دولت، اخباری در رابطه با ارتباطات حسین فریدون با فعالان اقتصادی، و فشار وی برای منتصب کردن ایشان در مدیریت هائی که به دست آورده بوده اند منتشر نموده اند. برخی از این رسانه ها مدعی شده بودند؛ که یکی از بدهکاران بانکی، با حسین فریدون ارتباطات مالی داشته است. ایشان اظهار داشته اند، مدیر عامل متخلف بانک رفاه کارگران، با فشارهای حسین فریدون در این سمت گمارده شده بوده است!

ظاهرا برادر رئیس جمهور، از همان موقع (یک سال پیش) برخی از اتهامات مطرح شده علیه خود را رد کرده بوده است. اما وی از ماهها پیش از تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری برادرش، از برنامه ها و مناسبت های علنی دولت کنار گذاشته شده بود. و این در حالی است که پیش از آن، وی که به عنوان دستیار ویژه رئیس جمهور منصوب گشته بود؛ در برخی از جلسات مهم دولتی شرکت داشت. تا جائی که به عنوان مشاور ظریف و رابط رئیس جمهور، در جلسات مذاکرات هسته ای نیز حضور می یافته و شرکت می نموده است!

حسین فریدون برادر حسن روحانی، که به عنوان دستیار ویژه رئیس جمهور شهرت داشت؛ حتی در مذاکرات هسته ای از وی به عنوان ” چشم و گوش ” رئیس جمهور نام برده می شد. چه بسا از همان دوره یازدهم ریاست جمهوری رژیم، که برادرش نخستین مرتبه ریاست خویش بر قوه مجریه را آغاز نمود؛ در چنین بند و بست های مالی شرکت فعال و سود جویانه ای را داشته است. این که تا کنون وی جهت پاسخ گوئی به اتهاماتی که به او اطلاق می گشته به قوه قضائیه احضار نشده بوده، مطرح کننده یک معمای نفع پرستانه مخالفان برادرش است؛ که توجه به یکی از جواب های آخوند غلامحسین محسنی اژه ای سخنگو و معاون قوه قضائیه به خبرنگاران، مشخص می سازد که قضیه با تمام حقیقت داشتن اش، مربوط می شود به سرکیسه نمودن رئیس جمهور برای پرداخت کردن جریمه های تخلفات برادرش، و ایجاد بدنامی های بیشتر برای حسن روحانی، و نیز مسائل دیگری که هنوز در پرده ی ابهام قرار دارند!

اژه ای به خبرنگار می گوید: ” برای وی دیروز قرار صادر شده، و چون این قرار وثیقه است و تأمین نشده، وی به زندان معرفی شده است؛ که اگر وثیقه را تأمین کند؛ از زندان آزاد می شود. ” ؛ افراد زیادی از آحاد ملت، به خاطر برگشت چک های حتی کم بها، مدت های زیادی درون زندان های سیاه این دغلکاران به سر می برند و می پوسند. اما آقای حسین فریدون برادر متخلف حسن روحانی رئیس قوه مجریه جمهوری بدکاران در ایران، با پرداخت نمودن یک وثیقه شاید چند میلیاردی، همه گناهان اش پاک می شود. و جناب شان مطهر و پاکیزه و صد در صد با احترامات ویژه، از زندان دو سه روزه راهی ادامه دادن بقیه تخلفات عقب مانده اش می گردد!

محترم مومنی

 

مطلب قبلیمجید فرزین رکورد جهان را شکست و طلایی شد
مطلب بعدیپیدا شدن رقیبی برای کهکشان راه شیری
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.