حزب دموكرات كردستان ايران روز پنجشنبه  اعلام کرد که 250 نيروى پيشمرگه خود را برای جنگ علیه داعش به کردستان عراق اعزام کرده است.

آسو صالح، یکی از اعضای حزب دموکرات کردستان ایران با انتشار تصاویری بر روی صفحه فیس بوک خود گفت که این اولین مرحله اعزام نیرو به عراق است.

آقای صالح در پاسخ به این سوال که نیروهای حزب دموکرات کردستان به چه مناطقی اعزام خواهند شد، اظهار داشت: «این موضوع در ستاد فرماندهی نيروهای پيشمرگه هماهنگ خواهد شد که این نیروها به چه مناطقی برای مقابله با داعش اعزام شوند.»

وی درباره دلایل اعزام این نیرو از سوی حزب دموکرات کردستان ایران با اشاره به خطر پیشروی داعش در مناطق کردنشین گفت که پیش از این کردهای عراق کمک های زیادی به ما کرده اند و اکنون وقت آن رسیده تا پاسخگوی آن حمایت ها باشیم.

به گزارش العربیه؛ طی روزهای گذشته تقریبا تمام احزاب کرد ایران که در عراق مستقر هستند با صدور بیانیه هایی از حکومت اقلیم کردستان اعلام حمایت کرده و از آمادگی خود برای اعزام نیرو برای جنگ بر علیه داعش خبر دادند.

اما وزارت پیشمرگه حکومت اقلیم کردستان با صدور بیانیه ای ضمن تشکر از این احزاب اعلام کرد که فعلا به این نیروها نیاز نیست و از نظر قوانین بین المللی جایز نیست که نیروهای وابسته به کردهای ایرانی وارد جنگ شوند.
با این حال خبرهای غیر رسمی حکایت از آن دارند که در روز گذشته وزارت پیشمرگه از حزب دموکرات کردستان ایران خواسته که نیرو اعزام کند.
این اولین بار است که یک نیروی کُرد غیر عراقی رسما اعلام کرده که وارد جنگ علیه داعش در عراق می شود، هر چند که پیش تر گزارش های تایید نشده ای در باره ورود نیروهای «پ ک ک » برای یاری رساندن به نیروهای پیشمرگه نیز منتشر شده بود.

مقاله قبلیحکم دادگاه بازجو و قاتل ستاربهشتی اعلام شد
مقاله بعدیدرگذشت یک هنرمند ایرانی در آلمان
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.