حرکات صلح آمیز در صفحه شطرنج خاورمیانه

0
84

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

یمن آرام به سوی فدرالیسم

هیچ کس تصور نمی کرد که هم با این سرعت یمن آرام شود و هم از درگیری های مذهبی و تروریستی دیگر خبری نیست و هم روند گفتگوهای آشتی ملی به طرز بسیار موفقی به پیش می رود. این نشان از آن دارد که در کشورهایی که جنگ در نگرفته، هنوز می توان به مجموعه ای از گزینش ها و راه های صلح آمیز امیدوار بود و جنگ تنها آخرین گزینه و انتخاب ناگزیر برای یک دفاع باید باشد.

اتفاق نظر یمنی ها روی فدرالیسم مایه خرسنددی است و تنها نکاتی ظریف و مهم در این نقشه راه باید مدنظر باشد که بعدها مشکل ساز نگردد. در صورتی که تقسیم بندی برحسب همان الگوی سابق دو کشوری یمن باشد، بی شک در بلندمدت به تجزیه یمن منتهی می شود. برای اجتناب از آن باید تقسیمات برحسب الگویی دیگر باشد. طبیعی است که بخشی از اهداف سیستم فدرال برای آن است که اقوام و ادیان تاریخی یمن از حق حکومت بر خویشتن برخوردار باشند، بدون آن که یمن دچار تجزیه شود. از این سبب، شیعیان و حوثی ها حتماً باید از یک بخش فدرال در مناطق خودشان برخوردار شوند و این همچون هر قوم و مذهبی حق آنان است و در عین حالی که اگر این حق لحاظ نشود، درگیری های آنان با حکومت مرکزی تداوم خواهد یافت. علاوه بر آن، تقسیم مناطق فدرال دیگر نباید برحسب همان مرزهای دو کشور یمن شمالی و جنوبی سابق باشد و باید با ملاحظاتی به چند ایالت تقسیم شوند. درضمن، به هیچ وجه نباید منطقه ای را به عنوان یک بخش فدرال به اسلام گرایان تندرو و کسانی که بخواهند شریعت را بر مردم تحمیل کنند، واگذار کنید و آنجا به مأمنی برای تروریست ها تبدیل خواهد شد و عملاً چیزی نخواهد گذشت که درگیری ها باز شروع می شوند. تنها اسلام گرایانی که به دموکراسی پایبند باشند و نخواهند در زندگی خصوصی افراد دخالت کنند و نخواهند شریعت را برقرار سازند، می توانند در این روند دموکراتیک نقش داشته باشند. یادتان نرود که چیزی را که دو دستی به اسلام گرایان تقدیم کنید، بعدها چه بسا با زور اسلحه نیز نمی توانید از آنان پس بگیرید.

 اخوانی ها و مصریان

امروز که به سوریه می نگرم، بسیار خرسندم که در مصر چنان به موقع عمل کردیم که از فاجعه سوریه و ایران ۵۷ بسیار دور است؛ گرچه بر این باورم که دولت موقت مصر می توانست با اقدامات قهری کمتری به نتیجه برسد و بر مقبولیت جهانی اش بیافزاید، اما همین که آرامش نسبی توأم با رضایت نسبی با کنار زدن انقلاب دزدها به پایان رسیده، مایه خرسندی است.

عذرخواهی دیرهنگام اخوانی های مصر نیز مایه خوشحالی است، چون اعتراف به اشتباه یکی از منش های توصیه شده در همه ادیان است و چه بهتر که در اسلام با توبه همراه باشد. اخوانی ها نیز نباید اصرار داشته باشند تا مصریان و سایر مردم خاورمیانه خیلی زود این عذرخواهی شان را بپذیرند، چون اینک در جایگاه قدرت نیستند و معلوم نیست که دوباره به قدرت رسند، چه خواهند کرد! اخوانی ها اگر انتظار پذیرش مجدد در جامعه مصر و خاورمیانه را دارند، باید نه فقط در مصر، که در سایر مناطق خاورمیانه نیز اعلام کنند، که از هر گونهئ فعالیت سیاسی کنار خواهند کشید و تنها به امور اجتماعی و خیریه می پردازند. این باید درس عبرتی برای سلفی ها و سایر اسلام گرایان نیز باشد؛ البته اگر نمی خواهند وضعیتی که برای اخوانی ها در مصر اتفاق افتاد، برایشان پیش بیاید.

اما دولت موقت مصر و قوه قضاییه آن باید از این پس از هر گونه اقدامات قاطع و سرکوبگرانه نسبت به منتقدان و مخالفان پرهیز کنند و فراموش نکنند که به زودی قدرت را باید به دولتی منتخب واگذار کنند. قوه قضاییه مصر وقتی مدعی است که تنها نسبت به تروریست ها برخورد کرده است، باید حرف و عمل اش با هم سازگار باشند. وقتی البرادعی را متهم می سازید، آن هم بابت استعفایی که حق اش بوده است، دنیا برحسب همین بارزترین رفتارتان قضاوت می کند که در مسیر درستی نیستید. این دولت موقت مصر بود که باید برای تصمیمات اش نظر اجماعی می گرفت و در هر صورت، استعفا دادن جرم نیست و حق هر کسی است و برعکس، زمانی که باید استعفا بدهید، بر ماندن اصرار ورزید، ممکن است مشکل ساز شود. هیچ یک از رهبران اخوان را تا پایان دوره دولت موقت محاکمه نسازید و آن را به دولت منتخب بعدی واگذار کنید. آن نه تنها برای حقانیت تصمیمات تان ضروری است که در دوران بازنشستگی تان نیز کمتر می تواند برایتان مشکل ساز باشد و امیدوارم از این دوراندیشی برخوردار باشید.

خوش تیپی هم گرفتاریه در ترکیه!

در حالی که خاورمیانه در پرالتهاب ترین شرایط به سر می برد و ترکیه نیز تازه از تظاهرات مردمی چند ماهه دور شده و هنوز مردم با هر جرقه ای بیرون می ریزند و اگرکسی اندک دوراندیشی ای داشته باشد، می فهمد که نباید مردم را در این وضع تحریک کرد و مصالحه موقتی که بین دولت ترکیه و کردها صورت گرفته بسیار شکننده است، اردوغان اصلاً عین خیالش هم نیست و تو گویی همین که خوش تیپ و با عینکی دودی این طرف و آن طرف می رود و همچون سایر اسلام گرایان همسرش را در منزل پنهان نمی سازد و در حالی که دست اش را گرفته به اینجا و آنجا می روند، همین کافی است و جای هیچ نگرانی دیگری نیست!! کردها منتظر یک جرقه اند تا با پیوستن سکولارهای ترک، چنان بحرانی را برای تان پدید آورند که اگر کنار نروید، ارتشیان با دریافت یک چراغ سبز از خارج، شما را وادار به این کار کنند و اگر باور نمی کنید، به همین زرنگ بازی های کودکانه و دبه درآوردن های تان (به خصوص با کردها) ادامه دهید تا با چشمان تان ببینید.

از وقایع لیبی می توان فهمید که در عراق و پاکستان چه کرد

لیبی با وجود آن که زیرساخت های امنیتی و نظامی اش را تا حد زیادی از دست داده و بسیاری از گروه ها دارای سلاح هستند، اما خشونت ها هرگز در آن کشور هر روزه نیست و گهگاه جسته و گریخته بمب گذاری با تلفاتی بسیار کم را می شنویم که در بسیاری از نقاط دنیا هست و در مقابل عراق که پس از بیش از یک دهه، بمب گذاری ها و ترورها هر روزه بسیار شدید و فاجعه آمیز تداوم دارد. این نشان می دهد، برخلاف برداشت سابق سیاستمداران آمریکایی، اشتباه شان در عراق این نبوده که زیرساخت های امنیتی و نظامی شان را حذف کردند، که اگر چنین بود با وضعیت مشابه ای در لیبی مواجه می شدیم، بلکه خطای بزرگ شان آن بود که در بازسازی نیروهای امنیتی عراق بسیار بی مبالاتی کردند و توجه نکردند که دولت شیعه عراق برای راه اندازی سازمان های امنیتی اش از سازمان های امنیتی ایران کمک می گیرد و حتی اگر با توسل به آنان موقتاً مسأله بمب گذاری ها و ترورها فروکش کند، اما در بلندمدت، یک دشمن خطرناک را به خانه راه داده اید که هر موقع اراده کند، کشور را حساب شده و سازمان یافته دوباره شلوغ می کند! اساساً تروریست ها در هیچ جای دنیا نمی توانند جاپای محکمی بیابند، مگر این که در آن کشور توسط نهادهای امنیتی ساپورت مداوم شوند؛ یعنی درست مثل عراق و پاکستان. تا زمانی که آمریکا بخواهد مشکل تروریست ها در این کشورها را بودن تغییراتی اساسی در سیستم امنیتی این کشورها حل کند، تنها موقتاً با کاهش خشونت ها روبرو خواهد شد که چیزی نمی گذرد، تا به بهانه ای دیگر دوباره سر بر آورند. این همه هواپیماهای بدون سرنشین، از سران القاعده و طالبان کشتید، آیا آنان ضربه ای کاری دیدند که دوباره نتوانند عملیات تروریستی انجام دهند! هرگز؛ چون سازماندهی و برنامه ریزی شان توسط نهادهای امنیتی پاکستان صورت می گیرد. بسیاری از کسانی را که تحت عنوان فرماندهان طالبان می کشید، فرمانده به مفهومی که در غرب می شناسیم که دوره های ویژه دیده باشند، نیستند. اینان مردمی محلی هستند که روسای عشیره یا گروه شان را فرمانده می کنند و اگر او بمیرد، فردی دیگر را بر می گزینند و همان گونه که دیدید، با کشتارشان حتی سازماندهی شان به هم نمی ریزد. چون سازمان امنیتی پاکستان به راحتی کار مداوم سازماندهی و برنامه ریزی شان را انجام می دهد. سازمان اطلاعات پاکستان تهدیدی حتی بیش از سپاه پاسداران ایران برای آمریکا و منطقه است، چرا که بر سپاه قدس ایران، موساد اشراف کامل دارد، ولی بر سازمان اطلاعات پاکستان که ریشه در نظامیان پشت صحنه پاکستان دارد، هیچ کنترلی وجود ندارد.

مطلب قبلیاز پیگرد کمونیست ها ، تا جستجوی تروریست ها و مبارزه با آنها!
مطلب بعدیاولین پوستر انتزاعی فیلم «سیندرلا»
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.