فاطمه معتمدآریا مهمترین و عزیزترین جایزه خود را به زنان و مردان بی سرپناه اهدا می‌کند.

 فاطمه معتمدآریا، هنرمند سینما و تئاتر ایران با جریانی که رخشان بنی اعتماد و رضا کیانیان آغاز کردند که نام آن «سین هشتم سرپناه» است و طی آن جوایز خود را برای زنان و مردان بی سرپناه به حراج گذاشتند در آستانه نوروز ۹۴ همراه شده و می‌گوید: با جریان محترمی که هفته گذشته توسط خانم بنی اعتماد آغاز شد و آقای کیانیان هم آن را پی گرفت، من هم همراه خواهم شد و عزیزترین جایزه ای که تا امروز گرفته‌ام را به زنان و مردان سرزمینم که از محلی برای سکونت محرومند و تنها سقف و سرپناهشان آسمان است، پیشکش می کنم و جایزه جشنواره فیلم دفاع مقدس برای بازی در فیلم «گیلانه» که برایم تا امروز ارزشمندترین جایزه‌ای است که گرفته ام تقدیم می‌کنم. باز تأکید می‌کنم که این جایزه برای من باارزش‌ترین جایزه‌ای است که گرفته‌ام، و آن را صمیمانه به این جریان اجتماعی می‌دهم.

او این حرکت را امری صلح طلبانه و بشردوستانه تلقی می‌کند و می‌گوید: جایزه ام را به این جریان پیشکش می کنم چون فکر می کنم این حرکت اجتماعی، مثل هر حرکت اجتماعی دیگری که در جای جای جهان رواج دارد، منشأ بشردوستانه دارد و سبب می شود آدم های مختلف، با عقاید متفاوت و امکانات اجتماعی و مالی مختلف، برای یک هدف والای اجتماعی همسو شوند و یک اتفاق اجتماعی را رقم بزنند. در همه جای دنیا، در کشاکش خشونت ها، جنگ ها و منفعت طلبی ها، هستند دل های مهربانی که بی توقع، برای کمک به ارتقا بشریت، کمپین هایی تشکیل می دهند و برای راحت تر زیستن انسان تلاش می کنند، به طور مثال به کودکان سرطانی کمک می کنند یا مثل همین حالا به فکر ساختن سرپناه برای بی خانمان ها می افتند و موجی از انسانیت را با خود همراه می کنند.

او با توجه به نزدیک شدن نوروز خاطرنشان می کند: سعدی سال ها پیش سروده است: «بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند» ای کاش در آستانه سال نو، به واسطه «سین هشتم» تصمیم بگیریم این جمله را سرلوحه برنامه های روزمره مان کنیم، تا زندگی رنگ و بویی دیگر بگیرد.

معتمدآریا در پایان به دوجانبه بودن وظیفه مردم و مسئولان در بهبود اضاع جامعه و چنین حرکت هایی اشاره می کند: ساختن سرپناه برای بی خانمان ها، اتفاقی نیست که صرفا توسط مردم یا مسئولین رقم بخورد، بلکه باید با همبستگی دوجانبه مردم و مسئولین و عزمشان برای رقم خوردن یک اتفاق اجتماعی شکل بگیرد. «سین هشتم سرپناه» در واقع تجلی یک اتفاق جمعی است که طی آن مسئولین از پتانسیل های مردمی و اراده شان برای بهبود اوضاع کمک می گیرند که می تواند منجر به استمرار این همبستگی شود. چنین حرکتی باعث می شود شرایط و استانداردهای زندگی در جامعه ارتقا پیدا کند. وقتی همه مردم کشور از ابتدایی ترین امکانشان برای یک زندگی یعنی داشتن یک سرپناه بهره مند باشند، مسلما شرایط اجتماعی روند رو به رشدی خواهد داشت.

به گزارش مهر؛ «سین هشتم سرپناه» عنوان کمپینی است که توسط هنرمندان شکل گرفته و قرار است، هنرمندان در روزهای بهار ۹۴ جوایز خود را به حراج بگذارند تا بتوانند سرپناهی برای بی خانمان ها بسازند.

مقاله قبلینقدی خواستار محاکمه صحرایی دستیار روحانی شد
مقاله بعدیاحمدرضا پوردستان٬ فرمانده نیروی زمینی ارتش: ارتش تا ۴۰ کیلومتری خاک عراق پیش رفته بود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.