حداکثری مظلوم، در مقابل حداقلی ظالم و ستمگر! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
162

از باب آن که در نظام طبیعت در بیشتر مواقع، سرانجام دارنده حق بر آنی که حق او را پایمال امیال و اهداف شوم و پلید خویش نموده پیروز می گردد( و حق به دارنده آن می رسد.) ؛ این بار نیز حد اکثری مظلوم اما مصمم و حق طلب ایرانزمین، که جهت ستاندن حق مسلم خویش به میدان مبارزه با حاکمان زورگو در میهن شان آمده اند: و می خواهند که در این کارزار تاریخی، به زودی به آرمان بزرگ چهار دهه ای خود برسند. تردیدی نباید داشت، که باز هم در نظام هستی، گروه دارنده حقی مسلم، در مبارزه با حد اقل ظالم و ستمگر و دشمن خود و سرزمین شان، آن مستبدهای تاریخ در کهندیار ایشان را، در برابر خواسته های حقمدارانه خویش تسلیم اراده آزادیخواهانه خود خواهند نمود. تا باری دیگر، این پدیده شگفت انگیز در عالم هستی را به منصه ظهور برسانند؛ و داد خود را از بیدادگران حاکم بر دیار شان بستانند. تا که جهانیان را نیز به اعجابی باور نکردنی وا بدارند!

آنچه که از بدو آفرینش دنیا تا کنون، در این جهان بزرگ تغییر نکرده و پا برجاست. عدم تساوی میان تعداد مظلومان دنیا، در برابر ظالمان و قدرت پرستانی بوده و هست؛ که چگونگی آن، به دلیل همان نظام موجود(رسیدن حق به دارنده آن) در چرخه روزگار، توضیح واضحات است. زیرا هیچگاه هم چنین نبوده است؛ که در این مقوله تردید ناپذیر، تعداد پیروان یک گروه حد اکثری، با هر آرمان و انگیزه و بینشی، که در ارتباط با تحقق بخشیدن به اهداف و دیدگاه های حق طلبانه خویش دارند. با تعداد گروهی که به لحاظ شرایط خاصی در مقابل ایشان قرار می گیرند. به تعداد مساوی و یکسان با همدیگر باشند. به همین خاطر نیز، همواره یکی از آنها، دارای اکثریت اعضاء خود خواهد بود؛ و گروه دیگر حد اقلی به حساب می آید!

در ظاهر امر، امکان پیروزی و برنده شدن یک اکثریت مظلوم و بی دفاع و بدون تجهیزات کافی و ضروری، در مقابل حد اقلی ظالم که دارای همه گونه امکانات وسیع و تدارکات مناسب درون سیستم خویش است. اگر در شرایطی باشند که با هم مبارزه می کنند. بعید و نشدنی به نظر می رسد؛ که به همین دلیل، به ثمر رسیدن پیروزی چشمگیر حد اکثر بدون امکانات لازم، در مقابل حد اقلی که از همه گونه تجهیزات برخوردار می باشد. اگر اعجاز به حساب نیاید؟ رخدادی استثنائی و نوظهور خواهد بود؛ که در میان صاحبنظران و کارشناسان چنین مسائلی، موردی به نظر نخواهد رسید؛ که همیشه امکان رخ دادن آن وجود داشته باشد!

پیروزی قریب الوقوعی که به امید اهورای بزرگ به زودی نصیب مبارزان حق طلب و آزادیخواهان مظلوم ایرانزمین، علیه رژیم زورگو و مستبد و ظالم حاکمیت منفور آخوندی در دیار ایشان خواهد گشت. معجزه ای بر آمده از توان میهن پرستانه این آزادیخواهان می باشد؛ که تمامی مردم جهان را شگفت زده خواهد نمود؛ و نیز دشمنان حتمی خود و میهن بزرگ ایشان را هم، که به پندار غلط خودشان، بسیار قوی و دارای اقتدار کافی هستند. را دچار بدترین موقعیتی که در طول هستی در میان ساکنان گیتی برای زورمداران و زیاده طلبان پیش آمده خواهد ساخت!

اخیرا از سوی سردمداران حکومت فاشیستی اسلامی در ایران، طرحی مخفیانه در باره «فیلترینگ اینترنت» ، مورد بررسی سردمداران حکومت ملاها قرار گرفته است. تا بر مبنای آن بتوانند، جلوی نفوذ خبرهای اعمال ضد بشری و ناشایست این دشمنان ایران و ایرانی در جهان را بگیرند. اما در این رابطه، نه فقط از سوی ملت محروم و ستمدیده کشورمان، بلکه از طرف خودی های واقع بین خودشان هم، در این رابطه مورد انتقاد قرار گرفته اند!

در این خصوص، در روز آدینه هشتم مرداد ۱۴۰۰ خورشیدی، یک عضو مجلس شورای اسلامی، در باره این طرح مخفیانه از سوی رژیم آخوندی، خطاب به سایر نمایندگان مردم در مجلس چنین گفته است: « به نظرم الان موقع مناسبی نیست. آقایان، ضامن نارنجک را نکشید. » !

محمد رضا زائری فعال رسانه ای هم در این ارتباط گفته است: « مردم همین الان دارند همین اینترنت ضعیف را، با فیلتر شکن و مصیبت و دردسر تحمل می کنند؛ شما می آئید همین را هم قطع می کنید؛ و راهی جز ریختن در خیابان باقی نمی گذارید.» !

این روحانی باند حاکم چنین افزوده است: « عقل می گوید که تا دیر نشده، از موضع اقتدار و عزت و مسالمت و محبت، با طرف مقابل کنار بیائید؛ و نگذارید کار به جائی بکشد، که از موضع ضعف و انفعال، تسلیم حد اکثرهائی بشوید؛ که اصلا فکرش را هم نمی کنید. کاش همه ما، همین را هم بفهمیم. » !

لازم به بیان است، که در باره فیلترینگ اینترنت، اینبار هم بازی کثیف و ضد ایرانی آغاز گشته است؛ که با توجه به افکار عمومی، هیچگاه به مرحله اجرا گذاشته نخواهد شد. طرح کلی موضوع از طرف یک مقام دون پایه درون حاکمیت تکذیب، و سپس از سوی یک مقام دیگر تائید ضمنی شده است. آنگاه دست به دست کردن خبرها، و نشان دادن « سر و دم » و مخفی کردن « بدنه » آن، بخشی از نمایش لو رفته حکومت در این باره گشته است!

در مورد فیلترینگ « تلگرام » نیز، با ترفندهای لو رفته نظام ولایت فقیه هم آشنائی کامل را داریم. هدف از این « قایم باشک بازی های » رژیم درمانده آخوندی هم، سنجش حساسیت های عمومی، و هراس سران حکومت بی اعتبار ملاها، از پیامدهای تحقق یافتن این مساله است. چون که به درستی می دانند، که نتیجه به وقوع پیوستن چنین رویدادی، که در شرایط قیام و خیزش آزادیخواهانه مردم سلحشور ایران، شوخی بردار و فراموش شدنی نیست و نخواهد بود!

حکومتی که در ماجرای گران کردن یک شبه بنزین در کشور، انفجار جامعه را به چشم خود دیده است. اکنون ناگزیر می باشد، که در تصمیم گیری های خود در هر موقعیتی دست به عصا راه برود. تا خود را از گزند رخدادهای مشابه در سال ۱۳۹۸ و عواقب آن مصون نگاه بدارد. اما از آنجائی که همیشه بر اساس یک واقعیت محتوم در نظام طبیعت، « رسیدن حق به دارنده آن »، سران بیدادگر حکومت استبدادی ملاها، قرار نیست که با تمام حیله گری های خود، و همه سخت گیری هائی که نسبت به ساکنان سرزمین زیر سلطه خویش روا می دارند. هر چند که با شگرد دست به عصا راه رفتن هم، به ادامه دادن شیوه های اهریمنی خود بپردازد. بدون آن که واهمه ای هم از به پاخیزی مردم دلیر ایران داشته باشند. باز هم هیچ توفیق چشمگیری را نصیب خویش نمی نمایند!

در این باره تحلیلگر معروف سیاسی عباس عبدی در ایران، در نامه ای سرگشاده به رئیسی هشدار داده است: « واکنش به < طرح ضد اینترنت > حتی از اعتراضات خیابانی هم ، برای اداره امور خطرناک تر است. ماجرا این است که اینترنت به رغم همه مشکلاتی که اکنون در ایران دارد؛ با دو عنصر مهم در هم تنیده شده است. اول « کار » و دوم « زندگی » جاری مردم است. هر گونه محدودیتی در این زمینه، با واکنش مواجه خواهد شد. واکنش ها نیز، از تشدید اعتراضات میدانی گرفته، تا خشم و بدبینی و حتی فحاشی رخ خواهد داد. ولی به نظر من دو واکنش دیگر بیش از هر چیزی برای دولت شما پر هزینه خواهد بود. » ؛ وی در این ارتباط اشاره می کند: واکنش حتی از اعتراضات خیابانی نیز برای اداره امور خطرناک تر است!

غیر از عباس عبدی، احمد زیدآبادی تحلیلگر دیگر نیز، به این موضوع اشاره نموده و در این باره گفته است: « روزنامه کیهان و احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران هم خواستار بومی شدن اینترنت در ایران شده اند. اگر از آنها پرسیده شود، که آیا منظورشان از این حرف محدود کردن اینترنت و دسترسی عموم به آن است؟ فوری تکذیب می کنند و مدعی می شوند؛ که « نخیر » به عکس ، منظورمان تسهیل دسترسی به اینترنت است. » !

شاید که اشارات این آقایان به مساله « فیلترینگ اینترنت » ، از نظر افراد ساده دل و عوام، معنائی خردمندانه، و برخاسته از اهمیت دادن ایشان به نیازهای عمومی مردم ایران داشته باشد. اما یک پرسش منطقی از این به اصطلاح تحلیلگران مسائل سیاسی می تواند. به ایشان یادآوری بکند، که اگر دیدگاه مخالفت آمیزشان در این باره ( فیلتر شدن اینترنت ) با حاکمیت و دولت اسلامی، باز هم نتواند که جلوی رخ دادن این امر از طرف رژیم را بگیرد؟ ( که در شرایط فعلی چنین خواهد شد ) ؛ اما به وضوح می تواند، به کنه دیدگاه سیاستمدارانه آنها، در همکاری با خواسته های حکومتی ها اشاره داشته باشد؛ که چرا در این رابطه، از نمایندگان مردم در مجلس آخوندی تان نمی خواهید؛ که نظرگاه حقیقت بین شما را به مسؤلان حکومت برسانند؛ و با همکاری مجلس آنها را متقاعد نمایند؛ که مردم آگاه کشور بر این موضوع اشراف کامل را دارند؛ که حکومت و دولتمردان کنونی در کشورشان، هرگاه که در مورد خاصی به بن بست بر می خورند. با مطرح نمودن موضوعی که جنبه اتمام حجت نمودن با ساکنان دیاری که اشغال کرده اند را داشته باشد. مردم را به خصوص در شرایطی که برای گرفتن حق شان از حکومت به پا خاسته اند. دچار این واهمه سازند: که اگر به اعتراضات و اعتصابات خودمان ادامه بدهیم؟ همین اینترنت را هم از ما خواهند گرفت؛ و دیگر دست مان به جائی بند نخواهد بود؟!

آقایان بس کنید، و از همکاری و همدستی با دشمنان ایران و ایرانی دست بردارید. شما اکر حامی مردم و به فکر حل کردن مشکلات ایشان بودید؟ چرا با آنها همصدا و همراه نشده اید. که به رهبر و دولت زیر سلطه او نشان بدهید؛ که هر تصمیمی مردم بگیرند. با آنان همراهی خواهید نمود؟!

اکنون که خیزش حق طلبانه ایرانیان سلحشور را مشاهده کرده اید. با پرداختن به مساله فورمالیته و غیر ضروری « فیلترینگ اینترنت » در نظر دارید؛ که آنها را بترسانید و به خانه های شان باز گردانید؛ و مزد خدمات میهن پرستانه تان را هم، از آخوند خامنه ای و شیخ حسن روحانی بگیرید! ملت شریف ایران آگاه تر از آن است؛ که فریب یاوه سرائی های شما را بخورد. اگر چنین نیست و قصدتان کمک کردن به مردم است؟ پس چرا همچنان نزد این حاکمیت رسوا، به خدمات مثلا اجتماعی و خدا پسندانه خودتان ادامه می دهید؟!

مطلب قبلیاتمام فیلمبرداری چاقوها بیرون ۲ در یونان
مطلب بعدیانگلیس و آمریکا، جمهوری اسلامی را مسئول حمله به کشتی اسرائیلی دانستند
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید