غلامعلی حدادعادل طی پیامی به حسن روحانی، پیروزی وی را در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم تبریک گفت.

به گزارش حوزه احزاب باشگاه خبرنگاران، غلامعلی حدادعادل طی پیامی به حسن روحانی پیروزی وی را در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم تبریک گفت که متن آن به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور منتخب ملت ایران

اکنون که مردم ایران در پاسخ هوشمندانه به دعوت مقام معظم رهبری با حضور پرشکوه خود در انتخابات ریاست‌جمهوری حماسه‌ای سیاسی آفریدند و با نظم و نشاط تحسین‌برانگیز جلوة دلپذیر مردم‌سالاری دینی و قانون‌مداری را در چشم جهانیان به‌نمایش گذاشتند، وظیفة خود می‌دانم این حماسة عزت‌آفرین را به ملّت باایمان و فرهیختة ایران و به رهبری ارجمند و به شخص جناب‌ِ عالی تبریک بگویم.

امیدوارم به شکرانه اعتماد ارزشمندی که ملت نسبت به شخص شما ابراز کرده، در حفظ استقلال میهن اسلامی و خدمت به مردم عزیز و پاسداری‌ از ارزش‌ها و آرمان‌های امام خمینی (ره) و نگاهبانی از میراث گرانقدر آن بزرگ‌وار، که همانا جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است، موفق باشید و همان‌‌طور که در تبلیغات انتخاباتی خود اعلام کرده‌اید روش و منش مستقل و معتدل خود را در انتخاب همکاران و ادارة قوة مجریه به اثبات رسانید.

در افق جدیدی که به برکت این پیروزی پیش رویتان گشوده شده برایتان از خداوند طلب توفیق می‌کنم.

غلامعلی حدّاد عادل

مقاله قبلیحسن روحانی رئیس‌جمهور منتخب ایران شد
مقاله بعدیپیام تبریک محمود احمدی‌نژاد به حسن روحانی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.