دو فعال اهل سنت اهوازى بدليل امتناع از تعهد كتبى مبنى بر توبه از نشر افكار مذهب اهل سنت يا وهابيت بگفته قاضى پرونده و همچنين درخواست بازگشت به مذهب شيعه در شعبه 4 دادگاه انقلاب اهواز حكم يك سال حبس ديگر براى آنها صادر شد.

عبد الحكيم خزرجي(مرواني) 26 ساله و مهدي حيدرى 32 ساله از اهالى منطقه ملاشيه جنوب شهر اهواز در أوائل زمستان 1394 بدليل فعاليتهاى مذهبى و ترويج مذهب اهل سنت توسط اداره اطلاعات اهواز دستگير شده بودند. اين دو فعال مذهبى بعد از چند ماه بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات و تحمل شكنجه روحى و جسمى در شعبه 4 دادگاه انقلاب اهواز محاكمه و به يك سال حبس محكوم شدند.

در مهرماه سال جارى حكم اين دو فعال به إتمام مى رسيد اما قبل از به پايان رسيدن يك سال حبس چند روز پيش شعبه 4 دادگاه انقلاب اهواز به رياست قاضي شمعونى  با احضار اين دو تن در دادگاه از آنها امضاى توبه نامه و تعهد كتبى مبنى بر بازگشت به مذهب شيعه و دورى از دعوت به مذهب وهابيت (طبق گفته دادگاه ) در قبال آزادى آنها خواسته شد اما بعد از امتناع آنها از امضاى تعهد كتبى و توبه نامه قاضى شعبه 4 دادگاه انقلاب اهواز حكم حبس يك سال اضافى براى اين دو فعال اهل سنت صادر كرد.

اين دو فعال هم اكنون در زندان شيبان (مجتمع حرفه آموزى اهواز) در حال گذراندن محكوميت خود هستند.

كريم دحيمى

مقاله قبلیابوالفضل قدیانی: تأیید حکم نرگس محمدی نشانه ترس و وحشت حاکمیت است
مقاله بعدی«سرمه» تنها نماینده ایران در جشنواره فیلم کوتاه مقدونیه
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.