در حاشیه کریسمس، ظهور پیامبران و رسولان!

0
242

نخست لازم است که تفاوت میان ” پیامبر” و ” رسول ” را بدانیم. پیامبر، شخصی است که از سوی خدا جهت راهنمائی مردم به سوی یکتاپرستی، و هدایت ایشان به راه راست و دور از وسوسه های اهریمن برگزیده می شود. این فرد حتما باید از سوی آفریدگار هستی، کتابی با خودش بیاورد؛ که قوانین و احکام آن دین را برای پیروان آن آئین بیان نماید. اما ” رسول ” چنین نیست. او هم جهت هدایت کردن مردم به سوی راه های درست زندگی آنها برگزیده شده است؛ اما تفاوت یک رسول با یک پیامبر در این است؛ که رسول از طرف خالق جهانیان، هیچ کتاب یا نوشته دیگری را همراه ندارد. بلکه او تأئید کننده صحیح بودن رسالت آن  پیامبری است؛ که پیش از وی به سوی مردم فرستاده شده بوده است. رسول همچنین، تأئید کننده کتابی است؛ که آن پیامبر پیش از این رسول، از سوی پروردگار جهان با خود آورده است!

در میان پیامبرانی که تا کنون به سوی مردم گیتی فرستاده شده اند؛ فقط پنج تن از آنان، خود و کتاب های شان، به وسیله رسول بعد از ایشان تأئید گشته اند(دانستن این نکته نیز حائز اهمیت است؛ که پیامبر می تواند رسول هم باشد. اما رسول هرگز پیامبر قلمداد نمی گردد.)، آن پنج پیامبری که هم خودشان، و هم کتاب های شان به تأئید رسولان بعدی رسیده اند را ” اولوالعزم = دارای اراده و اختیار تصمیم گیری ” می نامند. ایشان به ترتیب عبارتند از: نوح که کتاب وی ” صحف، به ضم ص و ح، و سکون ف” ، ابراهیم، که کتاب او هم ” زبور با فتح ز و ضم مشدد ب و واو و سکون ر ” ، موسی، با کتاب ” تورات ” ، عیسی بن مریم( چون بدون پدر به دنیا آمده، ترحیحا باید که نام مادرش مریم را ذکر کرد.) و کتاب او نیز که ” انجیل ” نام دارد؛ توسط سه تن از شاگردان او(حواریون) به نام های ” یوحنا ” ، ” مرقس ” ، ” متی = متا ” از رهنمودهای عیسی گردآوری و تدوین شده اند؛ و آخرین پیامبر اولوالعزم  نیز محمد پیامبر مسلمانان است؛ که کتاب او هم قرآن نام دارد. قرآن بعد از مرگ محمد، به وسیله ابوبکر، پدرزن و نزدیک ترین صحابی وی تنظیم و تدوین گشته است!

آنچه که از طریق کتب مرجع و نیز کتاب هائی به نام ” قصص انبیاء ” به دست می آید؛ اشاره به این مطلب دارند؛ که گاهی در یک زمان واحد، چندین رسول و پیامبر در چندین سرزمین مختلف، به طور همزمان، برای رساندن پیام خالق یگانه به مردم سرزمین های خودشان، از سوی خدای یکتا در حال انجام دادن وظایف خویش بوده اند. آنها در هر کجائی که به این امر مشغول می گشتند؛ ابتدا پیامبر پیش از خودشان، و کتابی را که او از طرف خدا با خویش آورده بود را تأئید می نمودند؛ سپس در همان راستا، به وظایفی که در رسالت خودشان داشته اند عمل می کرده اند!

مطالب بالا تئوری هائی هستند، که از زمان های خیلی خیلی دور، برای مردمان جهان تکرار شده اند. اما از آنجائی که آفریدگار بزرگ و یگانه عالم هستی، به تمامی آدم هائی که خلق کرده، نعمت مغز را که ویژگی و هنرش، ایجاد عقل و خرد برای آن فرد می باشد را عنایت نموده است. اگر همینطوری و بدون توجه به خرد موجود در مغزمان، که توجه داشتن به حقایق و واقعیات موجود را برای ما مطرح می نمایند؛ هر آن چیزی را هر کسی بگوید بپذیریم؟ به پندار نگارنده، دور از هدفی خواهد بود، که پرودگار دانا، و آفریدگار توانا، با ارائه مغز و خرد و اندیشه درست به آدمی هدیه نموده و در نظر داشته است!

به همین لحاظ، ما نباید چشم و گوش بسته و بدون بهره مندی از خرد ذاتی خودمان، همه امور مطرح شده در این دنیا را بپذریم. دست کم، من خودم هیچگاه و به هیچوجه نمی توانم آنچه را که می بینم و می شنوم را، بدون وابستگی آن به پایه های خردورزی بپذیرم. در کتاب ” راز خدا ” که به زبان هلندی نگاشته ام؛ اثبات کرده ام که همه پیامبران و رسولانی که خودشان را فرستادگانی از سوی آفریدگار یگانه معرفی نموده اند؛ از جانب خود مردم آن زمان، که سیطره اهریمن بر خرد ایشان مستولی نموده بوده است ساخته و پرداخته شده بوده اند. به همین ” امام خمینی و امام خامنه ای این زمان توجه بفرمائید؛ که چگونه به خواست قدرتمندان گیتی، و با پذیرش ابلهان در میهن ما، ساخته و پرداخته شده و امام گردیده اند! امامان پیشین نیز با همین روش های رندانه به وجود آمده اند؛ و توسط بی خردان زمانه، مورد پذیرش افراد بری از خردمندی قرار گرفته و نزد فریب خوردگان محروم از عقل و خرد، تبدیل به بت نیز گشته اند. پیامبران و امامان پیشین نیز، به همین طریق قد علم کرده اند؛ و افسار بنی آدم نادان را، به دست حیله گری های اهریمنانه خویش گرفته اند!

از صحف نوح و زبور ابراهیم چیزی در دست نداریم. اما اگر به همین سه کتاب آ….سمانی تورات و انجیل و قران توجه کنید؛ مشاهده خواهید کرد؛ که همه محتوای آنها، چه شباهت های زیادی با همدیگر دارند. گوئی که تورات از صحف و زبور، که در زمان موسی هنوز در دسترس مردم قرار داشته کپی شده بوده است. سپس با انتخاب شدن عیسی و محمد به پیامبری!! ایشان یا پیروان و بازماندگان رندشان، انجیل و قرآن را، برای کسانی که به ایشان گرویده اند؛ از روی همان تورات رونویسی نموده اند. با اختلافات بسیار جزئی، که به زمان حضور هر یک از آنها(عیسی و محمد) معطوف می گشته اند!

آیا خدای یکتا، آنقدر بی شعور بوده است؛ که در یک کتاب خودش، گوشت خوک را حلال اعلام بکند؛ و در کتاب دیگر خود، آن را حرام نماید؟ آیا خالق این جهان بسیار بسیار بزرگ و اعجاب انگیز، در آن حد از بی خردی محض غوطه ور بوده است؛ که در یک اثر خودش شراب را حلال کند، و در دیگری حرام نماید؟ از این دو مورد هم که بگذریم؛ شرایط آدمها در این سه کتاب نامبرده موجود، که از سوی خدا!!! آمده اند؛ تا که ما را به حقانیت موجودیت آن یگانه عالم هستی رهنمون بشوند؛ آنقدر ابهام و ایهام در خودشان دارند؛ تا ما را وا بدارند، که به هیچوجه بر آسمانی و خدائی بودن آنها تکیه نکنیم. و بدانیم که همه شان از تراوشات فرمای های اهریمن فریبکار هستند؛ که بر مغزهای عاری از خردورزی مردمان بی خرد چیره گشته است. مردمی در نیابند، خدای شان هرگز امر بر کشتار دیگران نکرده و نمی کند. کسانی که نفهمند، این دستورات خشن و حیوانی که در جای جای قرآن شان وجود دارند؛ از جانب شیطان و شاگردان و هواداران و پیروان او برخاسته اند؟ کسانی که بدون تکیه بر خرد و عقلی که در مغزهای خویش دارند؛ همگی آن فرمایشات اهریمنی را، بدون کوچک ترین ” چون و چرائی ” قبول کرده اند. بهتر است که در همین شرایط بت پرستانه خودشان باقی بمانند. و زجر و بدبختی های ناشی از بی خردی خودشان را بچشند!

mitra-persian-sun-goddess-2

لازم به بیان است، از آنجائی که آناهیتا مادر میترا الهه ی نور و روشنائی، هم بدون داشتن همسری به میترا باردار شده بوده است. و از طرف پروردگارش حکم داشته، که ” مهر” گرانمایه، دخترش را(نام دیگر میترا، مهر است)، در میان امواج متلاطم آب دریا، که بهترین جلوه نور و روشنائی و سیال بودن آن است(سیال = همیشه در حالت جریان داشتن و روان بودن می باشد)،  به این دنیا بیاورد. که چنین هم شده است. راهبان کنیسه های یهودی در دو هزار و هفده سال پیش، به سبب اختلافاتی که با ” خاخام های ” برجسته و صاحب نفوذ دین شان داشتند؛ چون از ماجرای چگونگی به دنیا آمدن ” میترا = مهر ” با خبر بوده اند؛ داستان مریم باکره و پسر بدون پدر وی را ساخته بوده اند؛ که مترادفی برای دین یهود به وجود بیاورند. که در این کار موفق نیز گشته اند!

ای کاش که مردمان گیتی نیز، در جهت شناختن حقایق موجود در جهان پیرامون خویش توفیق بیابند. تا در این رهگذر بتوانیم، تفاوت میان آنها با سایر جانوران در این دنیای افسونگر را اذعان نمائیم!

محترم مومنی

 

مطلب قبلیقطعنامه اخیر شورای امنیت پیرامون شهرک سازی اسرائیل چه می گفت؟ فرمان دهم: «به خانه همسایه ات طمع مورز»
مطلب بعدیآزمون سومین بازیکن برتر سال روسیه شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.