در حاشیه دو مراسم تنفیذ و تحلیف رئیس جمهور دوره دوازدهم جمهوری اسلامی!

0
109

شماری از اعضای سطح رهبری سازمان های چریکی فلسطینی، جهت شرکت کردن در مراسم تحلیف ریاست جمهوری دوره دوازدهم رژیم خون آشام اسلامی به ایران دعوت شده بودند. حماس خبر فرستادن نمایندگان خود به تهران را، در ابعاد بسیار گسترده ای انتشار داد. ولی گروه های چریکی دیگری مانند ” جهاد اسلامی آزادی فلسطین ” و ” جبهه خلق برای آزادی فلسطین ” که گفته می شد آنها هم در این مراسم حضور داشته اند؛ در این باره سکوت کرده و هیچ خبری در ارتباط با شرکت کردن نمایندگان شان در مراسم تحلیف حسن روحانی را منتشر ننموده اند. در آستانه این دعوت ها، یک فرستاده بلند پایه جمهوری اسلامی، در بیروت با نمایندگان ارشد این سازمانها گفتگو کرده، و ترتیب سفر آنها را، جهت شرکت نمودن در این مراسم داده بوده است!

حاکمیتی که شالوده و هستی اش بر موازین تروریستی استوار باشد؛ جز این نخواهد نمود، که مشتی تروریست مشهور را، حتی در چنین برنامه هائی که همه آبروی شان می باشد؛ را در یک محل گرد همدیگر بیآورد؛ و با تفاخر بی خردانه ای هم، گزارش های مربوط به حضور این جنایتکاران را، در صفحات نخستین رسانه های خودش نیز منتشر نماید. این دعوت ها در حالی صورت پذیرفته است؛ که رهبران سیاسی ایالات متحده در ماههای اخیر، جمهوری اسلامی را به تروریست پروری متهم ساخته، و خواستار توقف ایشان در چنین امری شده اند. در همین رابطه، رکس تیلرسون وزیر امور خارجه آمریکا گفته بود؛ که جمهوری اسلامی باید از این روش و شیوه دخالت های فتنه گرانه اش در کشورهای همسایه دست بردارد. در حالی که سید علی خامنه ای هم، بعد از سخنان تیلرسون در مراسمی تأکید کرد: ” حمایت از آرمان فلسطینیان، بخش جدائی ناپذیری از سیاست های جمهوری اسلامی در ایران است!

کنگره آمریکا نیز در قطعنامه خود، که به امضای پرزیدنت ترامپ هم رسیده، تروریست پروری جمهوری اسلامی را، یکی از علل چهارگانه تحریم های جدید در این آخرین قطعنامه قید نموده است. به گزارش روزنامه عربی رأی الیوم، نمایندگان هیأت اعزامی حماس به تهران، همگی شان از رؤسای این گروه، و اعضای دفتر سیاسی آن هستند. ولی خلاف آنچه که پیش تر اعلام شده بود؛ ” اسماعیل هنیه ” که اخیرا به جای ” خالد مشعل ” رهبری این گروه تروریستی را در دست گرفته به تهران نرفته است!

وب سایت ” الرساله ” چند روز پیش نوشته بود؛ که اسماعیل هنیه هم به تهران خواهد رفت؛ و بعد، از یک پایتخت دیگر که نامش اعلام نشده بود نیز دیدن خواهد کرد. ولی اسماعیل هنیه به تهران نرفته، و افراد دیگری را به جای خود فرستاده است. به گمان آگاهان، بعید نیست که هنیه هنوز راه را برای اجرای گفتگوهای اساسی با سران حکومت اسلامی در ایران هموار نمی بیند. حماس و جمهوری آخوندها در ایران، در سالهای اخیر اختلافات ایدئولوژیک و تاکتیکی عمیقی داشته اند؛ که یکی از آنها ترک دمشق توسط رهبران حماس، یک سال پس از  خیزش مردم سوریه علیه حکومت بشار اسد بود. که سران رژیم تروریست پرور اسلامی، آن را ” خنجر زدن از پشت ” تلقی نمودند. اما سعودی ها و قطر که معمولا بخش بزرگی از هزینه های گروه های تروریستی در جهان را می پردازند؛ به حماس گوشزد کرده بودند، که ماندن آنها در دمشق، به مثابه حمایت از حکومت علوی بشار اسد خواهد بود. که اعراب اهل تسنن خواهان سرنگونی آن هستند!

ولی از موقعی که قطر هم مورد تحریم همسایگان عرب خود قرار گرفته، و ناچار شده است که کمک های مالی خود به حماس را متوقف سازد؛ حماس می کوشد، که با نزدیک شدن به حکومت کنونی ایران، این کمبود را جبران کند. در بیانیه رسمی حماس گفته شده است، هدف از سفر به تهران، و شرکت در مراسم تحلیف روحانی، ” ابراز سپاس نسبت به کمک های سخاوتمندانه حکومت اسلامی در ایران است!

به گفته آگاهان، حضور نمایندگان حماس و دیگر سازمان های چریکی و تروریستی در مراسم تحلیف حسن روحانی، گفتگوهای این میهمان ها با سران تروریست پرور رژیم جنایتکار ملاها در ایران خواهد بود. بدون تردید یکی از موضوعات مهم مورد گفتگو میان ایشان در حاشیه این مراسم نکبت اثر، امکان گسترش دادن اعتراضات فلسطینی و اسلامی، در رابطه با مسجد الاقصی و ناآرامی های اخیر آن می باشد. زیرا اخیرا برخی از مطبوعات همگانی در ایران نوشته بودند؛ که باید موج اعتراض ها پیرامون مسجد الاقصی، آتش ” انتفاضه ” سوم را روشن سازد. در روزهای گذشته مقامات اطلاعاتی اسرائیل نیز شواهدی را ارائه کرده اند؛ که به موجب آن، دست اندرکاران حکومت اسلامی در چند روز اخیر، مبالغی برای خوراک تظاهر کنندگان فلسطینی در مسجدالاقصی اختصاص داده اند. اما هنوز مقامات جمهوری منفور آخوندی، هیچگونه واکنشی نسبت به این خبر نشان نداده اند!

رسانه های اسرائیلی در این خصوص نوشته اند: ” رژیم ایران در ناآرامی های مسجدالاقصی نقش مستقیم دارد. ” ؛ حدود سه سال پیش خامنه ای در سخنانی گفته بود، باید عملیات موشکی و درگیری های نظامی بین غزه و اسرائیل را به کرانه باختری هم کشاند؛ و از اینرو باید به فلسطینی ها در کرانه باختری اسلحه رسانده شود. ” !

 یکی از میهمان های مهم مراسم تحلیف حسن روحانی، فردی است به نام ” صالح العاروری ” که به دلیل فرماندهی گروهی در عملیات کرانه باختری، تجربیات زیادی در باره اینگونه از عملیات چریکی را دارد. وی می تواند در برنامه های مربوط به اعتراض فلسطینی ها در مسجد الاقصی، کمک های فراوانی را به تروریست های حماس بکند. او سه سال پیش هم در فرماندهی گروهی بود؛ که در همان عملیات کرانه باختری در اراضی میان فلسطینی ها و اسرائیل، سه نوجوان اسرائیلی را با وضعیت فجیعی به قتل رساندند!

و این جنایتکاران، دوستان یکرنگ و یاران شفیق حکومت جانیان تروریست پرور و پلید جمهوری اسلامی هستند؛ که هر ایرانی میهن پرستی، می بایست از شرم اجازه دادن طول کشیدن اقامت این مزدوران اهریمن در کشورشان، سرهای شان را به زیر افکنند. و یا در نهایت شرافتمندی و دلیری و بی پروائی و وطنپرستی، در همین روزهای حضور این تروریست های وحشی و سودجو در کشور خودشان، با حضور میلیونی خویش در خیابان های پایتخت، حرکتی رسوا کننده علیه همگی این جنایتکاران را به ثبت تاریخ در تمامی دنیا برسانند. اگر می خواهند که از شر و ننگ چنین حاکمیت شرم آوری خلاصی یابند؟ در غیر این صورت، همچنان در خانه های تان بیتوته کنید؛ و برای گذراندن یک زندگانی ” بخور و نمیر ” ، در مرگ تدریجی زندگی نمائید. و … همچنان اجازه بدهید، که همه دارائی های ملی شما، به دست و به جیب این سودجویان وحشی و فرصت طلب برسند!

محترم مومنی

مطلب قبلیبرچیدن بسیج مردمی به دستور مقتی صدر پس از چرخش ۱۸۰ درجه ای وی نسبت به جمهوری اسلامی
مطلب بعدی۱۶ مرداد سالگرد قتل فجیع و ناجوانمردانه فریدون فرخزاد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.