جیسون رضائیان، روزنامه نگار روزنامۀ آمریکائی واشینگتن پست، که ۵٤٤ روز در ایران در زندان بسر برد، از یک دادگاه فدرال در واشینگتن خواست، جمهوری اسلامی را به دلیل خسارات جسمی و روانی وارد شده به او به پرداخت ٤٤ میلیون دلار غرامت و برای مجازات این کشور و پیشگیری از «گروگان گیری‌های» دیگر به پرداخت یک میلیارد دلار جریمه محکوم کند.

در نخستین جلسۀ دادگاه، که روز سه شنبه ٨ ژانویه برگزار شد، دیوید بوکِر، وکیل مدافع جیسون رضائیان، به شکنجه های روحی و روانی وارد شده به موکل خود اشاره کرد و گفت او پس از تحمل ٧٢ روز حبس انفرادی، بارها به اعدام تهدید شده است.

جیسون رضائیان خود نیز در این جلسۀ دادگاه گفت که ماموران بازجوئی همواره به وی گفته اند که جرم او «جاسوسی» و «مجازات اعدام» در بارۀ او حتمی است تا وی را به اعترافات مورد نظر آنان وادار سازند. جیسون رضائیان همچنین به دادگاه گفت که او برای کسب آزادی وادار به اعتراف در برابر دوربین تلویزیون شد و نیز به دستور بازجویان نامه‌ای مبنی بر تقاضای عفو به رهبر جمهوری اسلامی نوشت. آنان همچنین از او خواسته بودند در برابر هیچ دادگاه بین‌المللی از جمهوری اسلامی شکایت نکند.

جیسون رضائیان در این جلسۀ دادگاه تشریح کرد که چگونه ماموران امنیتی در ژوئیۀ ٢٠١٤ در پارکینگی بزور اسلحه وی را دستگیر کرده‌اند. او گفت که جرم رسمی اعلام شده به وی «جاسوسی» بوده است و تنها مدارک ارائه شده در دادگاه، مقالات چاپ شدۀ او و نیز دفتر قرارهای وی با مقامات دولتی و مسئولان کشوری و نیز فعالان جامعه مدنی بوده است.

جیسون رضائیان و همسر او، یگانۀ صالحی، که وی نیز روزنامه نگار است در ٢٢ ژوئیه ٢٠١٤ در تهران دستگیر شدند. همسر او پس از حدود دو ماه آزاد شد، اما آزادی جیسون رضائیان تا ١٦ ژانویه ٢٠١٦ به تاخیر افتاد. در این تاریخ، دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد که با تصویب شورای عالی امنیت ملی ایران و با در نظر داشت مصالح کلی نظام، چهار زندانی ایرانی دوتابعیتی همان روز در چهارچوب مبادلۀ زندانیان آزاد شده‌اند. جیسون رضائیان و سعید عابدینی در میان آزادشدگان بودند.

شکایت جیسون رضائیان در اکتبر ٢٠١٦ به دادگاه ایالتی واشینگتن تسلیم شده بود.

به گزارش خبرگزاری فرانسه؛وکیل مدافع وی در توجیه خسارت یک میلیارد دلاری درخواست شده به دادگاه گفت که این مبلغ می‌تواند مقامات ایران را به «ارزیابی سود و زیانِ» به گروگان‌ گرفتن افراد و استفاده از آنان به عنوان وسیلۀ فشار وادارد.

مقاله قبلییک شرکت امنیت شبکه: احتمال دارد جمهوری اسلامی پشت حمله‌های اخیر سایبری باشد
مقاله بعدیدر هفدهم دیماه سال ۱۳۱۴ خورشیدی چه روی داد؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.