او براي شركت در پنجاه و نهمين جشنواره سيسلي تائورمينا در رُم ايتاليا به سر مي برد و قرار بود روز شنبه در مراسم اعطاي جوايز شركت كند كه بر اثر حمله قلبي در سن 51 سالگي درگذشت..

به گزارش سينما خبر ؛ «جيمز گاندولفني» بازيگري كه در فيلم درام «سوپرانوز» درخشيد ، روز چهارشنبه بر اثر حمله قلبي در سن 51 سالگي درگذشت.

او براي شركت در پنجاه و نهمين جشنواره سيسلي تائورمينا در رُم ايتاليا به سر مي برد و قرار بود روز شنبه در مراسم اعطاي جوايز شركت كند.

اين بازيگر آمريكايي – ايتاليايي تبار در 18 سپتامبر 1961 درنيوجرسي آمريكا به دنيا آمد ولي در ناپل ايتاليا بزرگ شد. پدر او کارگر بنایی ساختمان در شهر بومی بورگاتارو ایتالیا بود که بعدها بعدر از مهاجرت نگهبان یک مدرسه کاتولیگی در نیوجرسی شد، او همچنین دارنده مدال قلب ارغوانی در جنگ جهانی دوم است. پدر و مادر گاندولفینی از کاتولیگ‌های رومی هستند و در خانه به زبان ایتالیایی صحبت می‌کردند برای همین جیمز خود را یک ایتالیایی می داند و بارها به ایتالیا سفر کرده است. گاندولفینی در محله ریج پارک نیو جرسی بزرگ شد و در دبیرستان ریج پارک آنجا مشغول به تحصیل شد، در همان جا به بازی در تئاتر دبیرستان روی آورد.

او قبل از دوران بازیگری متصدی بار و یا در باشگاههای شبانه نگهبان بانسر بودتا اينكه براي بازي در مجموعه تلويزيوني «سوپرانوز» انتخاب شد. بين سالهاي 1997 تا 2007 با بازی در مجموعه تلویزیونی «سوپرانوز» در نقش رییس یک باند تبهکار مافیایی شش‌بار نامزد دریافت جایزه امی بهترین بازیگر مرد شد که سه‌بار موفق به کسب این جایزه شد.او همچنین یک‌بار موفق به کسب جایزه گلدن گلوب شد. اولین قسمت از این مجموعه تلویزیونی در سال 10 ژانویه 1991 به روی آنتن رفت و به دلیل استقبال شدید بینندگان، 81 قسمت آن ساخته شد.

گاندولفینی در تاریخ ۳۰ اوت ۲۰۰۸ با دوست دبورا لین پس از رابطه ۲ ساله با او در زاد گاه دبورالین یعنی هونولولو هاوایی ازدواج کرد. او از همسر سابق خود مارسی ودارسکی پسری بنام مایکل دارد، آنها در سال ۲۰۰۲ از یکدیگر جدا شده بودند. گاندولفینی علاقه خاصی به موتور سیکلت دارد او دارای یک موتور هارلی دیویدسون و یک وسبا روک مخصوص بچه‌ها است، در سال ۲۰۰۶ او سوار بر موتور وسپا خود بود که کنترل خود را در ترافیک نیویورک از دست داد و با یک تاکسی تصادف کرد، او مجبور به عمل جراحی زانو شد و برای همین ۳ ماه فیلمبرداری پایانی سریال سوپرانوز به تعویق افتاد.

آخرين حضور سينمايي او ، ايفاي نقش در فيلم «30 دقيقه بعد از نيمه شب» ساخته «كاترين بيگلو» بود.

مقاله قبلیژان وال ژانی که 7 پاسپورت دارد..!
مقاله بعدیواکنش آیت‌الله سیستانی به اهدای دکترای تازه به احمدی‌نژاد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.