جو پشی بازیگر قدیمی اعلام کرد در فیلم جدید مارتین اسکورسیزی بازی می‌کند و با این خبر با شادی طرفداران این فیلم و بازیگر همکارش رابرت دنیرو روبه رو شد.

جو پشی پس از انکار بسیار درنهایت پذیرفت تا یکی از بازیگران فیلم «ایرلندی» اسکورسیزی باشد.

بازیگر اسکاری فیلم «رفقای خوب» از دهه ۱۹۹۰ تقریبا بازنشسته شده و پس از مدت‌ها در سال ۲۰۱۵ صدای او در یک فیلم انیمیشن شنیده شد. وی از سال ۲۰۱۰ که نقشی کوتاه در یک فیلم کمدی داشت، در فیلمی بازی نکرده و فیلمی که دنیرو سال ۲۰۰۶ با عنوان «چوپان خوب» کارگردانی کرد، تنها فیلم جدی او بود.

اما به گفته تما شون‌میکر تدوین‌گری که سال‌هاست با اسکورسیزی همکاری می‌کند، او قرار است در فیلم گانگستری «ایرلندی» هم بازی کند.

این تدوین‌گر با اشاره به فیلم «سکوت» جدیدترین ساخته کارگردان نامدار سینما افزود: اسکورسیزی دوست دارد فیلم‌های بیشتری شبیه «ایرلندی» با تمرکز بر مسایل روحی، پایه‌ای و تاثیرگذار بسازد، اما نه این که در قرن هفدهم ژاپن بگذرد.

وی افزود قطعا فیلم بعدی اسکورسیزی «ایرلندی» است که با بازی رابرت دنیرو، آل پاچینو و جو پشی ساخته می‌شود.

امتیاز این فیلم در اختیار نتفلیکس است و سال‌هاست که درباره ساخت آن صحبت شده است.

نزدیک به یک سال پیش اسکورسیزی اعلام کرد قصد دارد این فیلم را با بازی یک گروه از بازیگران سرشناس بسازد.

انتظار می رود این فیلم سال ۲۰۱۹ اکران شود.

این پروژه نخستین همکاری مجدد دنیرو و اسکورسیزی پس از ساخت فیلم «کازینو» در سال ۱۹۹۵ خواهد بود. همکاری طولانی مدت این دو در دهه ۱۹۷۰ منجر به ساخته شدن فیلم‌هایی چون «خیابان‌های پایین شهر»، «راننده تاکسی»، «گاو خشمگین»، «تنگه وحشت» و «رفقای خوب» شد.

استیو زیلان فیلمنامه نویس مشهور که فیلمنامه «دار و دسته نیویورکی» اسکورسیزی را نوشته بود، فیلمنامه این فیلم را بر مبنای کتاب «شنیدم خانه‌ها را رنگ می‌کنی» نوشته چارلز برنت نوشته است. فرانک شیران ظرف پنج سال مصاحبه‌ای که با نویسنده کتاب انجام داد اعتراف کرد که بیش از بیست و پنج نفر را برای دوستش و رییس جنایتکاران جیمی هوفا کشته است.

گفته می‌شود احتمالا آل پاچینو در نقش هوفا اولین همکاری خود با اسکورسیزی را تجربه می‌کند.

به گزارش مهر به نقل از آسوشیتدپرس، دنیرو که تابستان پیش در جشنواره‌ای‌ سینمایی حضور یافته بود در حالی که با پشی روی سن حاضر شده بود گفت: من و مارتی می‌خواهیم با هم در یک فیلم دیگر همکاری داشته باشیم و فکر می‌کنم این فیلم به نوعی یک تالار مشاهیر باشد.

مقاله قبلیمحکومیت جدید آتنا دائمی و خواهرانش به سه ماه و یک روز حبس
مقاله بعدیده‌ها نفر از جمله کودکان در حمله شیمیایی در استان ادلب سوریه کشته شدند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.