نیکلا باورز در فیگارو: “جمهوری اسلامی نه توان اصلاح دارد، نه امکان دوام” | کانادا، فرانسه، آلمان، بریتانیا و استرالیا خواستار توقف کشتار | روبیو: “آمریکا از مردم شجاع ایران حمایت می‌کند” | سناتور آمریکایی: “قمار سرکوب رژیم در حال فروپاشی است”

در حالی که خیزش سراسری مردم ایران وارد دومین هفته خود شده است، جهان دیگر تماشاگر نیست. از پاریس تا اتاوا، از واشنگتن تا برلین، از کانبرا تا بروکسل، رهبران جهان با صراحتی بی‌سابقه در کنار مردم ایران ایستاده‌اند و رژیم جمهوری اسلامی را به دلیل کشتار معترضان محکوم کرده‌اند.

نیکلا باورز در فیگارو: “جمهوری اسلامی نه توان اصلاح دارد، نه امکان دوام”

نیکلا باورز، تاریخ‌نگار، حقوقدان و از برجسته‌ترین مفسران سیاسی فرانسه، در تحلیلی در روزنامه فیگارو، جمهوری اسلامی را نظامی توصیف کرد که “نه توان اصلاح دارد و نه امکان دوام.”

او وضعیت کنونی ایران را با ونزوئلای دوران چاویسم مقایسه کرد: “دو نظامی که کشورهایی به‌شدت ثروتمند را به ورطۀ فقر، سرکوب و فروپاشی کشانده‌اند.”

باورز نوشت که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۴ (۸ دی ۱۴۰۳)، “بادِ شورش” سراسر ایران را فرا گرفته است: “خیزشی که تقریباً همۀ استان‌ها را دربر گرفته و از شهرهای بزرگ تا مناطق روستایی کشور گسترش یافته است.”

او تأکید کرد: “شعارها دیگر تنها نان و گرانی را هدف نمی‌گیرند، بلکه مستقیماً خواستار رفتن رهبر و سقوط جمهوری اسلامی‌اند.”

باورز به هشدار دونالد ترامپ اشاره کرد که گفته بود: “اگر رژیم ایران معترضان را مانند گذشته قتل‌عام کند، ایالات متحد آمریکا واکنشی بسیار سخت نشان خواهد داد.” او نوشت که این هشدار، پس از عملیات آمریکا در ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو، “معنایی کاملاً عینی یافته است.”

در بخش محوری تحلیل، باورز جمهوری اسلامی را “آینۀ تمام‌نمای ونزوئلای چاویستی” خواند و افزود: “بیش از هفتاد درصد ایرانیان زیر خط فقر زندگی می‌کنند، بیکاری گسترده است و فساد همه‌گیر شده است. سپاه پاسداران، همان نقشی را بازی می‌کند که شبه‌نظامیان در ونزوئلا ایفا می‌کردند: نه دفاع از کشور، بلکه سرکوب جامعه.”

او تأکید کرد: “برای نخستین بار از سال ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی هم‌زمان از درون و بیرون تحت فشار قرار گرفته است.”

به باور باورز، فروپاشی جمهوری اسلامی، اگر با راهبردی بلندمدت و حمایت از بدیلی سیاسی معتبر همراه شود، می‌تواند “فراتر از مرزهای ایران، به نقطه عطفی برای صلح و بازتعریف نظم خاورمیانه بدل شود؛ افقی که او آن را به‌طور نمادین «پیمان کوروش» می‌نامد.”

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا: “ما در همبستگی با مردم ایران هستیم”

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، روز شنبه ۱۰ ژانویه (۲۰ دی)، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

“گزارش‌ها دربارۀ خشونت، دستگیری‌های خودسرانه و تاکتیک‌های ارعاب توسط رژیم ایران علیه مردم خود عمیقاً نگران‌کننده است.”

او تأکید کرد: “کانادا کشتن معترضان را به شدت محکوم می‌کند و از ایران می‌خواهد که آزادی بیان و حق برگزاری تجمعات مسالمت‌آمیز بدون ترس از مجازات را تضمین کند.”

کارنی افزود: “ما در همبستگی با مردم ایران هستیم که صدایشان باید شنیده شود زیرا آنها خواستار آزادی و کرامت هستند.”

تروئیکای اروپایی: ماکرون، استارمر و مرتس خواستار توقف خشونت

فرانسه، بریتانیا و آلمان شامگاه جمعه ۹ ژانویه (۱۹ دی)، در بیانیه‌ای مشترک، خواستار توقف خشونت علیه معترضان در ایران شدند.

امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، و فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در این بیانیه گفتند:

“ما عمیقاً نگران گزارش‌ها پیرامون اعمال خشونت توسط نیروهای امنیتی ایران هستیم و کشتن معترضان را به شدت محکوم می‌کنیم.”

 

رهبران تروئیکای اروپایی از مقامات ایرانی خواستند تا “خویشتنداری” نشان داده و “با احترام به حقوق اساسی شهروندان این کشور از اعمال خشونت خودداری کنند.”

در ادامه بیانیه آمده است: “مقامات ایران مسئولیت حفاظت از شهروندان خود را بر عهده دارند و باید امکان آزادی بیان و برگزاری تجمعات مسالمت‌آمیز بدون ترس از اقدامات تلافی‌جویانه را فراهم کنند.”

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا: “ایالات متحده از مردم شجاع ایران حمایت می‌کند”

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، با انتشار پیامی اعلام کرد که “آمریکا از مردم شجاع ایران حمایت می‌کند.”

این بیانیه در حالی منتشر شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز گذشته گفته بود که جمهوری اسلامی “در دردسر بزرگی افتاده است” و “مردم در حال تصرف برخی شهرها هستند.”

میچ مک‌کانل، سناتور جمهوری‌خواه: “قمار سرکوب رژیم در حال فروپاشی است”

میچ مک‌کانل، سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی، با انتشار پیامی از معترضان ایرانی حمایت کرد و گفت که “سرکوب داخلی، پایه اصلی سیاست‌های تهاجمی حکومت ایران در خارج از کشور بوده است.”

او نوشت: “برای دهه‌ها، تمرکز حکومت جمهوری اسلامی بر صدور تروریسم، ریختن خون آمریکایی‌ها و تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای به توانایی آن در سرکوب آرزوها و خواسته‌های مردم ایران وابسته بوده است.”

مک‌کانل تأکید کرد که این “قمار شرورانه” اکنون “در حال فروپاشی است.”

او در پایان پیام خود گفت: “دعاهای من با مردم شجاع ایران است؛ مردمی که برای آینده خود می‌جنگند.”

خواست مردم: “جاوید شاه، پهلوی برمی‌گرده”

اما آنچه این حمایت‌های بین‌المللی را معنادارتر می‌کند، خواست روشن مردم در خیابان‌هاست.

در تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، کرج، رفسنجان و صدها شهر دیگر، مردم با یک صدا فریاد می‌زنند: “جاوید شاه!”

این دیگر فقط اعتراض علیه فقر و گرانی نیست. این فریاد یک ملت است که می‌گوید: “ما بدیل خود را انتخاب کرده‌ایم. ما می‌خواهیم شیر و خورشید بازگردد. ما می‌خواهیم پهلوی بازگردد.”

همان‌طور که نیکلا باورز در فیگارو نوشت، فروپاشی جمهوری اسلامی “اگر با راهبردی بلندمدت و حمایت از بدیلی سیاسی معتبر همراه شود” می‌تواند به نقطه عطفی برای صلح و بازتعریف نظم خاورمیانه بدل شود.

و مردم ایران در خیابان‌ها، با فریاد “جاوید شاه”، این بدیل را اعلام کرده‌اند. آن‌ها نه تنها می‌گویند رژیم باید برود، بلکه با صراحت اعلام می‌کنند که چه کسی باید بیاید: شاهزاده رضا پهلوی.

جهان دیگر تماشاگر نیست

آنچه در هفته گذشته شاهد آن بودیم، تحولی بی‌سابقه در موضع جهان نسبت به ایران است.

برای نخستین بار از سال ۱۳۵۷، جهان به‌طور هماهنگ و با صراحت کامل در کنار مردم ایران ایستاده است. از پاریس تا اتاوا، از واشنگتن تا برلین، از کانبرا تا بروکسل، رهبران جهان با یک صدا گفته‌اند: “کشتار معترضان غیرقابل قبول است. مردم ایران حق دارند برای آزادی و کرامت خود بجنگند.”

این دیگر فقط بیانیه‌های دیپلماتیک نیست. این اعلام موضع سیاسی است. این پیام روشنی به رژیم است: **”جهان شما را می‌بیند. جهان در کنار مردم ایران است. و اگر کشتار ادامه یابد، عواقب سنگینی در انتظار شماست.”

نیکلا باورز در فیگارو نوشت که جمهوری اسلامی “نه توان اصلاح دارد و نه امکان دوام.” او ایران را با ونزوئلا مقایسه کرد و یادآوری کرد که “قمار سرکوب در حال فروپاشی است.

و این دقیقاً همان چیزی است که جهان دارد می‌بیند: فروپاشی یک رژیم که چهار دهه بر پایه ترس و سرکوب سرپا بود.

اما این بار، مردم دیگر نمی‌ترسند. و جهان دیگر تماشاگر نیست.

و مهم‌تر از همه، مردم می‌دانند چه می‌خواهند: “جاوید شاه. پهلوی برمی‌گرده. این آخرین نبرد است.”

*از پاریس تا اتاوا، از واشنگتن تا برلین، جهان با یک صدا گفت: “ما در کنار مردم ایران هستیم.” نیکلا باورز در فیگارو نوشت: “جمهوری اسلامی نه توان اصلاح دارد، نه امکان دوام.” کانادا، فرانسه، آلمان، بریتانیا و استرالیا کشتار معترضان را محکوم کردند. مارکو روبیو گفت: “آمریکا از مردم شجاع ایران حمایت می‌کند.” سناتور آمریکایی گفت: “قمار سرکوب رژیم در حال فروپاشی است.” و در خیابان‌های ایران، مردم فریاد زدند: “جاوید شاه! پهلوی برمی‌گرده!” جهان فهمید: این دیگر فقط اعتراض نیست. این آغاز پایان است. و مردم بدیل خود را انتخاب کرده‌اند.

مقاله قبلیضحاک، آنها اغتشاشگر نیستند؛ بقلم حمید جباری
مقاله بعدیروز چهاردهم: وقتی شاهزاده فریاد زد و گفت: “ما در آستانه پیروزی هستیم” و جهان پاسخ داد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.