جنگ علی با معاویه و تمدید آن در محرم؛ قسمت دوم!

0
130

در آخرین پاراگراف قسمت اول این نوشتار، در باره تغییر دادن دو آیه از یکی از سوره های قرآن، که توسط چند تن از کاتبین وحی به انجام رسیده بود؛ اشاره مختصری نموده ام. اکنون جهت روشن ساختن علت اصلی این کار، و بروز جنگ های سریالی میان پیروان دو مذهب شیعه و سنی و فرقه های منشعب شده از میان این دو، نظرتان را به یکی از پر اهمیت ترین موردی که باید همه مسلمان های هر دو گروه مورد نظر، و سایر زیر مجموعه های آنها بدانند جلب می کنم!

بعد از مرگ محمد پیامبر اسلام، ابوبکر به عنوان اولین پیشوای مسلمین پس از پیامبرشان خلیفه ایشان گردید. وقتی که ابوبکر هم از این دنیا رفت، بر اساس توافق میان عمر و عثمان، قرار گذاشتند که ابتدا عمر در جایگاه دومین خلیفه راشدین بنشیند؛ و عثمان نیز سومین آنها باشد. اما حرارت های عمر جهت پیش بردن و توسعه دادن دین اسلام در سراسر جهان موجب گشت؛ که وی با جنگیدن و با زور شمشیر، این مهم را به میان مردمانی که هنوز دین اسلام را نپذیرفته بودند بکشاند. در جریان سکوت اجباری ۲۵ ساله علی، او که خودش از کاتبین وحی نزد محمد بود؛ متوجه شد که دو آیه آخر سوره توبه(نهمین سوره قرآن) تغییر یافته است. نوشته های خودش را که با دست نویس های بقیه کاتبین وحی مقایسه کرد؛ حتمی بودن این ماجرا را برای او مسجل ساخت!

قرآن از صد و چهارده سوره تشکیل شده است. این رقم مساوی شش بار عدد نوزده است. یعنی اگر نوزده را در عدد شش ضرب کنید؛ نتیجه آن رقم صد و چهارده خواهد بود. در سال ۱۹۷۴ میلادی، مسأله اعجاز قرآن و پوشانده بودن آن در تمامی مضرب های عدد نوزده، توسط دکتر رشاد خلیفه، متخصص علم شیمی که مصری الاصل ولی ساکن آمریکا بود کشف گردید. رشاد خلیفه که قرآن را به زبان مادری اش می خواند؛ وقتی که آن را با دیگر ترجمه های این کتاب، که به وسیله مسلمان های سایر ممالک دنیا از جمله ایرانی ها و پاکستانی و …. تدوین شده بود مقایسه نمود؛ در بخشی از یکی از سوره های قرآن(سوره زمر)، به اعجاز ریاضیات قرآن پی برد. از آنجائی که متخصص شیمی بود، گاهی حین آزمایشات گوناگون بر روی اعضای بدن اجساد آدم های مرده، هنگامی که به شمارش سلول های یکی از اعضای بدن یک جسد مشغول بود؛ به نکته بسیار جالبی پی برد. تعداد سلول های آن عضو بدن آدمی، رقم بسیار بزرگی را نشان می داد؛ که مضرب عدد نوزده بود!

این آزمایش را به وسیله کامپیوتر بارها و بارها تکرار نمود. و هر بار همان نتیجه اول را به دست می آورد. شماره ۱۱۴ که تعداد سوره های قرآن بود نیز مضرب همین عدد است. اما تعجب وی زمانی بیشتر شد که دانست، تعداد حروف عبارت ” بسم الله الرحمن الرحیم ” هم نوزده عدد است. با توجه به تعداد سوره های قرآن، می بایست که تعداد عبارت بالا(بسم الله …) نیز صد و چهارده باشد؛ اما وقتی همه سوره ها را از نظر گذراند، متوجه شد که نهمین سوره قرآن( سوره توبه = البرائت ) با عبارت مورد نظر و با نام خدا شروع نشده است. بنابراین دیگر ۱۱۴ بسم الله نبایست در قرآن می بود. سوره توبه چون خطاب به مشرکان وحی گردیده، نبایست و نمی توانست با نام خدا آغاز می شد!

اما دکتر خلیفه که از یک خانواده از دراویش مصری برخاسته بود؛ و طبق روال فامیلی تقریبا قرآن را از حفظ هم می خواند؛ می دانست که در سوره ” النمل ”  که درست نوزده سوره بعد از توبه است؛ در بخشی از آن، نامه سلیمان پیامبر خطاب به بلقیس ملکه سبا قرار گرفته، چون که سلیمان نامه اش را با نام خدا و با نوشتن عبارت بسم الله ….. شروع نموده، کسری بسم الله …. سوره توبه نیز جبران گشته، و صد و چهارده تا بسم الله قرآن اینگونه تکمیل می گردد!

دکتر خلیفه از باب آنکه می دانست، یک نسخه از قرآن نوشته شده به دست علی، در یکی از موزه های گیتی می باشد؛ سفرهای متعددی نمود. او این نسخه را در یکی از موزه های کشور ترکیه یافت. وقتی که به انتهای سوره توبه نظر افکند؛ متوجه شد که دو آیه انتهائی این سوره، همانی نیست که در سایر قرآن هائی که اهل تسنن دارند باشد. از اینرو، چون این رویداد(دست بردن به قرآن و تحریف نمودن معنای اصلی دو آیه مهم)، که کل آن خطاب به مشرکان نوشته شده است. توسط یک یا چند تن از کاتبان وحی به نفع خلفای راشدین تغییر پیدا کرده بود!

یعنی همان موردی که خود علی هم آن را فهمید؛ و بر سر همین موضوع نیز، با معاویه امیرالمؤمنین وقت در آن زمان، و یاران و همراهان آنها جنگید. در آن جنگ وقتی که افراد لشگر معاویه، به دستور او قرآن های شان را بر سر نیزه های خویش گذاشتند؛ علی که نمی خواسته این کار ادامه و امتداد داشته باشد. از معاویه می خواهد که نتیجه آن جنگ بیهوده و بی نتیجه را به حکمیت بگذارند. فردی به نام ابو موسی اشعری، که به قول شیعیان از جیره خواران خوان معاویه بوده است؛ با توافق علی و معاویه، قضاوت در باره آن را بر عهده می گیرد. او آن جنگ را به نفع معاویه خاتمه می دهد؛ و لشگرهای هر دو طرف از ادامه جنگ مذکور باز می ایستند. اما نزدیک به نیم قرن بعد، دوباره این جنگ توسط حسین سومین امام شیعیان و یزید امیرالمؤمنین وقت در آن هنگام ادامه می یابد!

می دانیم که جنگ مورد نظر با شکست حسین و کشته شدن هفتاد و دو تن از یاران او، که برادران و فرزندان شان هم در آن شرکت داشتند؛ با کشته شدن حسین به دست شمر که یکی از جنگجویان سپاه یزید بوده است. آن نیز بدون کسب نمودن نتیجه ای قانع کننده برای شیعیان خاتمه می یابد!

اما پیروان علی و اولادش، که امام های دوم و سوم شیعیان بودند؛ به نتیجه به دست آمده رضایت نداده اند؛ و همه ساله در نخستین دهه ماه محرم، که حسین و همراهان وی در آن کشته شده اند. از طرف عزاداران ماجرای جنگ بی نتیجه حسین و یزید، شیعیان مبتلا به دگماتیسم مذهبی، و آنهائی که هرگز حتی یک درصد هم جانب منطق را نمی گیرند و از آن غافل می مانند. با کوفتن بر سر و روی و بدن خود و فرزندان شان، ادامه ظاهری آن جنگ های بر سر قدرت و ریاست طلبی بر همدیگر را، جهت مطرح کردن مورد ستم واقع شدن پیشوایان مذهب شیعه، و نیز پیروان ایشان نزد جهانیان به اجرا می گذارند!

چنانچه به آشکارا قابل درک است؛ آنها آنقدر این حق طلبی های شان را، به مسائل مادی تبدیل کرده اند. که شما یا هر فرد دیگری، کاملا به پوچ بودن آن واقف گشته اید. مداح برای خواندن مرثیه در تکایای عزاداری های محرم، و نیز آخوندی که ماجراهای شهادت جنگ میان عموزادگان قدرت پرست قوم قریش، را به صورت وعظ و خطابه به گوش عزاداران می رساند. با گرفتن مبالغ گزافی از بانیان آن تکیه های عزاداری، و مردم عادی نیز، جهت خوردن سور و سات ویژه روزهای ماه های محرم و صفر، که در میان برگزار کنندگان این مراسم توزیع می گردد. هم کام دل شان را برآورده می کنند؛ و هم خودشان را به آخوندهای دروغپرداز و سودجو می چسبانند. تا از این رهگذر، وسیله ای هم جهت لفت و لیس شان از هزینه های سنگین ماه محرم را، نصیب خویش گردانند!

جالب است که بدانید، آنچه که جمهوری اسلامی به نام ” اسلام آمریکائی ” مطرح می کند؛ فعالیت های پیروان و شاگردان دکتر رشاد خلیفه است؛ که هنگام کشف نمودن ” اعجاز ریاضیات قرآن ” در دانشگاه آریزونا در حال طی نمودن تخصص خویش در رشته شیمی بوده، و در دانشگاه کالیفرنیا هم استاد مقطع کارشناسی ارشد(فوق لیسانس ) همین رشته، برای دانشجویان خویش بوده است. چندین تن از دانشجویان دکتر خلیفه، که ایرانی بوده و هستند؛ پس از کشته شدن دکتر خلیفه به دست دشمنان خودش(ایادی جمهوری اسلامی)، همه مکاشفات او را جمع آوری کرده و در اختیار هم میهنان خودشان می گذارند. پس از کشته شدن چند تن از رهبران جلسات خصوصی شاگردان دکتر خلیفه در ایران به دست ایادی رژیم آخوندی، و نیز دستگیر شدن چندتن از برگزار کنندگان جلسات مربوطه، و مهاجرت نمودن تعدادی از اعضای این گروه به خارج از کشور، اطلاعات زیادتری از فعالیت های مخفیانه چندین گروه از اعضای فعال این اسلام آمریکائی در دست نیست!

محترم مومنی

بخش نخست نوشتار

مطلب قبلیجنگ با حمایت از متحدان، نه بستن دست متحدان و باز گذاشتن دست دشمنان اینک زمان نشستن و تماشا نیست!
مطلب بعدیدلایل ممنوع‌الکاری هاشم‌پور، قادری، سعید راد و سوسن تسلیمی در دهه ۶۰
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.