مقر اتحادیه اروپا، 60 نماینده پارلمان اروپا در بیانیه‌ای از رهبران اروپایی خواستند تحریم ناقضان حقوق بشر در ایران را در اولویت سیاست‌های خود در قبال ایران، قرار دهند.

نمایندگان پارلمان اروپا همچنین خواستار تحریم ایران به دلیل انجام عملیات تروریستی در خاک اروپا، شدند.

در بیانیه نمایندگان پارلمان اروپا ضمن «ابراز نگرانی عمیق» نسبت به تداوم نقض حقوق بشر در ایران، آمده است: «بی توجهی سازمان ملل و جامعه بین‌المللی به وضعیت نگران کننده حقوق بشر در ایران، در مواردی نظیر کشتار زندانیان سیاسی در سال 1367، منجر به جسارت بیشتر رژیم آخوندی حاکم بر ایران و وخامت بیشتر اوضاع حقوق بشر در ایران شده است».

این نمایندگان تصمیم اخیر اتحادیه اروپا «برای تحریم عوامل کشتار نزدیک به 1500 نفر از معترضان خیابانی» در آبان 98 را «اولین گام در مسیر درست خوانده‌اند» که باید با «تصمیمات ضروری دیگر همراه شود».

در بخش دیگری از این بیانیه به «اعدام 118 زن در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی» نیز اشاره شده که این آمار، ایران را «در رتبه نخست کشور‌هایی قرار داده که مجازات اعدام علیه زنان را اعمال می‌کنند.»

در این بیانیه همچنین به اقدام اسدالله اسدی، دیپلمات جمهوری اسلامی و عده‌ای از همدستانش برای بمب‌گذاری در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق در پاریس نیز اشاره شده است. امضا کنندگان بیانیه می‌گویند اقدام اسدی و همدستانش نشان می‌دهد «وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز همانند دستگاه‌های امنیتی این دولت در اقدامات تروریستی برون‌مرزی» دست دارد.

العربیه نوشت؛ نمایندگان امضا کننده این بیانیه همچنین نگرانی خود را نسبت به برنامه اتمی جمهوری اسلامی ابراز کرده‌ و دولت جمهوری اسلامی را به «انکار، دروغ‌پردازی و دوگانگی» درباره محتوای برنامه اتمی‌اش متهم کردند.

در بخش پایانی این بیانیه نمایندگان پارلمان اروپا مصرّانه «خواستار اعمال سازوکارهای تحریمی اتحادیه اروپا علیه ناقضین حقوق بشر در ایران، شدند».

نمایندگان اروپایی همچنین از مقامات این اتحادیه خواستند «اقداماتی مقتضی را برای مقابله با اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی در اروپا» اتخاذ کنند.

مقامات ارشد جمهوری اسلامی همواره به طور مستقیم و غیر مستقیم متهم‌ به دست داشتن در اقدامات تروریستی برون‌مرزی هستند.

از جمله اقدامات تروریستی برون‌مرزی جمهوری اسلامی، در دهه‌های گذشته قتل هنرمندانی نظیر فریدون فرخزاد در آلمان، ترور رهبران اپوزیسیون کُرد، صادق شرفکندی در رستوران میکونوس در آلمان، ترور عبدالرحمان قاسملو رهبر حزب دموکرات کردستان ایران و همراهانش در برلین، ترور شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر دوره پادشاهی در ایران و انفجار مرکز یهودیان در بوینس آیرس، پایتخت آرژانتین است.

نام مقامات جمهوری اسلامی از جمله علی فلاحیان، وزیر اطلاعات در دولت هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه پیشین و مشاور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی ایران گرفته تا اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی، در این پرونده‌ها دیده می‌شود.

مقاله قبلیحمله با راکت‌های کاتیوشا به پایگاه «عین الاسد» در عراق
مقاله بعدیابری بزرگ‌تر از کهکشان راه شیری کشف شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.