ابراهیم بهرامی٬ درویش زندانی محبوس در «بند عبرت» زندان عادل آباد روز گذشته دچار خونریزی داخلی شده است و مسئولان قضایی – امنیتی استان فارس نیز همچنان از اعزام ابراهیم بهرامی به بیمارستان ممانعت به عمل می‌آوردند.

 ابراهیم بهرامی از دراویش زندانی ساکن کوار روز گذشته از ناحیه کلیه دچار خونریزی داخلی شد و با توجه به خطرات ناشی از خونریزی داخلی باید هر چه سریع‌تر به بیمارستان منتقل شود که از این اعزام اورژانسی ممانعت به عمل می‌آید.

پیش از این نیز مجذوبان نور گزارش داده بود که کسری نوری٬ زندانی سیاسی نیز طی یکماه اخیر از کمر درد شدید رنج می‌برد و به دیسک کمر و گرفتگی عصب سیاتیک دچار شده است؛ اما با وجود پیگیری‌ها از انتقال وی به بیمارستان ممانعت شد.

یک منبع آگاه اطلاع داده است که اعزام دراویش بیمار به مراکز درمانی منوط به رضایت وزارت اطلاعات استان می‌باشد و در غیر این صورت حتی در بد‌ترین شرایط انتقالی صورت نخواهد گرفت.

ابراهیم بهرامی قبلا نیز طی ضرب و شتم شدید در بازداشتگاه پلاک صد شیراز و زندان عادل آباد از ناحیه گوش نیز دچار آسیب دیدگی شده٬ میزان شنوایی وی کم شده است اما حتی از انتقال چند ساعته برای معاینه و مشخص شدن وضعیت وی ممانعت به عمل می‌آید.

کسری نوری و ابراهیم بهرامی به همراه سه درویش زندانی دیگر در بند زندانیان سیاسی – عقیدتی عادل آباد شیراز موسم به «بند عبرت» محبوس هستند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛مصطفی دانشجو و حمید مرادی نیز دو درویش زندانی بیمار نیز با کارشکنی‌های مسئولین قضایی از جمله قاضی صلواتی برای پیگیری وضعیت درمان مواجه‌اند، به طوری که با وجود جدی بودن وضعیت بیماری اجازه انتقال به مراکز تخصصی درمانی صادر نمی‌شود.

 

مقاله قبلیایران در گلدان ۳ جام جهانی
مقاله بعدیصدور احکام زندان علیه ۲ خانواده زندانی دهه ۶۰ تنها به صرف شرکت در مراسم خاکسپاری جانباختگان راه آزادی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.