یک منبع مطلع گفت با وجود وضعیت جسمی نامناسب آرش صادقی در زندان اوین و نیاز فوری‌اش به رسیدگی درمانی مناسب، دادستانی تهران «تحت فشار اطلاعات سپاه پاسداران» از اعزام این فعال مدنی زندانی به بیمارستان خودداری می‌کند.

این منبع درباره وضعیت جسمی آرش صادقی در بند ۳۵۰ زندان اوین گفت: «بعد از اعتصاب غذای طولانی، آرش صادقی به خونریزی روده و معده و نارسایی کلیه مبتلا شده و به سختی قادر به غذا خوردن است و روز به روز ضعیف‌تر می‌شود، پزشکان زندان دستور رسیدگی سریع داده‌اند، زندان هم یک بار آرش را به بیمارستان امام خمینی تهران اعزام کرد و پزشکان بیمارستان هم اعلام کردند که باید بستری شود و تحت درمان قرار بگیرد ولی به طور ناگهانی و شبانه دستور بازگشتش به زندان را دادند و اجازه ندادند درمان انجام شود.»

این منبع مطلع گفت که دلیل قطع درمان و بازگرداندن شبانه آرش صادقی از بیمارستان در هیجدهم بهمن ماه سالجاری، «دستور مستقیم اطلاعات سپاه پاسداران» بوده است: «خود مقامات قضایی گفته‌اند باید سپاه اجازه بدهد ولی بازجوی آرش صادقی مستقیم به خودش گفته‎است که نمی‌گذاریم با اعتصاب غذا به قهرمان تبدیل شوی و از فردا هر زندانی فکر کند با یک “اعتصاب غذای الکی” می‌تواند ما را تحت فشار بگذارد.»

آرش صادقی  به دلیل فعالیت‌های مسالمت آمیز مدنی و تلاش برای حقوق زندانیان سیاسی بازداشت و زندانی شده‎است. او در اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به ۱۵ سال زندان محکوم شد و روز ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ برای تحمل حکم زندان خود به اوین منتقل شد. او پس از بازداشت همسرش، گلرخ ایرایی، در سوم آبان ۱۳۹۵ اعتصاب غذای خود را آغاز کرد و پس از ۷۱ روز با وعده دادستانی تهران مبنی بر رسیدگی مجدد به پرونده همسرش و اعزام گلرخ ایرایی به مرخصی در ۱۴ دی ماه به اعتصاب غذای خود پایان داد. اگرچه دادستانی همسر آرش صادقی را به مرخصی اعزم کرد ولی از رسیدگی مجدد پرونده و همچنین مرخصی و رسیدگی درمانی برای آرش صادقی و مرخصی خبری نشد و گلرخ ابراهیمی ایرایی نیز روز سوم بهمن باردیگر بازداشت و به زندان اوین بازگردانده شد.

گلرخ ایرایی، همسر آرش صادقی، به اتهام نوشتن داستانی در یادداشت‌های شخصی‌اش درباره حکم سنگسار در ایران به توهین به مقدسات متهم و به ۵ سال زندان محکوم شد. در این داستان که هرگز منتشر نشده است، یکی از شخصیت‌های داستان، به دلیل عصبانیت از حکم سنگسار، قرآن، کتاب مقدس مسلمانان را آتش می‌زند. دادگاه علیرغم توضیحات و انکارهای خانم ایرایی و بدون وجود مدارک، عمل آتش زدن قرآن، توسط یک شخصیت داستانی آنهم در «داستانی منتشر نشده» را مصداق توهین به مقدسات محسوب کرده‎است. آرش صادقی و همسرش این حکم را بر خلاف قوانین ایران و عقل سلیم توصیف کرده و خواستار رسیدگی مجدد به پرونده شده‎اند.

مقامات دادستانی تهران علاوه بر عمل نکردن به قول خود مبنی بر رسیدگی مجدد به پرونده گلرخ ایرایی، از دادن مرخصی درمانی به آرش صادقی و حتی اعزام او به بیمارستان برای رسیدگی درمانی ضروری نیز خودداری کردند.

یک منبع مطلع گفت دلیل اصرار مقامات امنیتی و قضایی به رفتارهای غیرقانونی در قبال آرش صادقی و همسرش را «ترس از الگو شدن اعتصاب غذا در میان زندانیان سیاسی» و «انتقام سازمان اطلاعات سپاه پاسداران از آرش صادقی» دانست و اضافه کرد: «این چیزی نیست که تحلیل باشد خود بازجویان سپاه به آرش صادقی گفته‌اند که نمی‌خواهند این موضوع به الگویی برای زندانیان دیگر تبدیل شود. بازجویان اطلاعات سپاه سه روز ایشان(آرش) را برده‌اند به بند اطلاعات و از اعتصاب غذا و بازتاب رسانه‌ایش خیلی عصبانی بودند. برای همین با وجود موافقت دادستانی، این بازجویان اطلاعات سپاه بودند که برای بازگشت گلرخ ایرانی به زندان و بازگشت آرش از بیمارستان به دادستانی فشار آوردند و دادستانی هم تسلیم شد. دادستانی تهران در مراجعه گلرخ گفته بود این موضوع دست ما نیست، یعنی اصرار سپاه است.»

در دوره اعتصاب غذای آرش صادقی، کاربران شبکه‌های اجتماعی و به ویژه در توییتر با به راه انداختن طوفان‌های توییتری و اطلاع‌رسانی درباره وضعیت و حکم ناعادلانه او و همسرش گلرخ، به رفتارهای غیرقانونی قوه قضائیه و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران واکنش نشان دادند و هشتگ #SaveArash برای مدتی به ترند اول جهانی در توییتر تبدیل شد. در این طوفان توییتری بیش از نیم میلیون توییت با استفاده از این هشتگ توسط کاربران توییتر فارسی زبان و غیرفارسی زبان ارسال شد که خواستار نجات جان آرش صادقی بودند. سرعت ارسال این توییت‌ها به قدری بالا بود که خواندن همه آنها را بسیار دشوار می‌کرد. بسیاری از کاربران همچنین بر روی فیس‌بوک و اینستاگرام نیز با نوشتن مطالبی و با استفاده از هشتگ SaveArash#، نگرانی خود را نسبت به وخامت وضعیت سلامتی این زندانی عقیدتی نشان دادند.

آرش صادقی علاوه بر ۱۵ سال زندان که حکم آن توسط ابوالقاسم صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر شده‎است، در پرونده بازداشت سال ۱۳۸۹ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به چهار سال حبس تعلیقی محکوم شده است. با اجرای ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی درباره تعدد جرائم، حکم زندان او کمتر خواهد شد. چرا که طبق ماده ۱۳۴ قانون جدید مجازات اسلامی در جرائم موجب تعزیر هرگاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم نباشد دادگاه برای هر یک از آن جرائم حداکثر مجازات مقرر را حکم می‌کند و هرگاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم باشد، مجازات هر یک را بیش از حداکثر مجازات مقرر قانونی مشروط به اینکه از حداکثر به اضافه نصف آن تجاوز نکند، تعیین می‌کند.

مقاله قبلیبازداشت مادر و پسر نوکیش مسیحی در ارومیه و بی اطلاعی از اتهام و وضعیت آنها
مقاله بعدیننگ بزرگی در حال وصل شدن به محوطه پاسارگاد است!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.