“انجمن دیوان” در هامبورگ جایزه‌ای به نام “آزادی فرهنگی” را به ایرانیانی اهدا می‌کند که فعالیت‌های هنری/ فرهنگی‌شان در ایران برای آنها پیامد سختی داشته ولی توانسته‌اند در مهاجرت نیز راه خود را ادامه دهند.

انجمن فرهنگی دیوان در هامبورگ جایزه‌‌ای را به مهاجران ایرانی می‌دهد که با فعالیت‌های فرهنگی و هنری خود هم الگویی برای سایر مهاجران هستند و هم توانسته‌اند علیرغم مهاجرت و تحمل مشکلات بسیار دوباره بلند شوند و فعالیت‌های خود را در غربت ادامه دهند.

امسال روز چهارم فروردین (۲۴ مارس) این جایزه طی مراسمی به گلشیفته فراهانی بازیگر سینما و خواننده و زهرا امیر ابراهیمی، بازیگر و عکاس ایرانی ساکن فرانسه اهدا شد.

محمد فرخ‌منش، عضو انجمن فرهنگی دیوان در هامبورگ و برگزار کننده این مراسم در این گفت‌وگو می‌گوید: «این دو نفر در اوج و نهایت فعالیت و موفقیتی که به عنوان یک زن در ایران داشتند، مجبور شدند وطن‌شان را ترک کنند و به خارج از کشور بیایند. به نظر من دوباره بلند شدن یک هنرمند که مجبور به مهاجرت می‌شود، کار خیلی سختی است.»

به گزارش دویچه وله؛ این جایزه از سال گذشته اهدا می‌شود و اولین کسی که آن را به خود اختصاص داد هادی تهرانی، معمار و طراح سرشناس ایرانی ساکن هامبورگ بود.

مقاله قبلیمایک پمپئو: اشتباه اوباما درباره جنبش سبز ایران را در مورد ونزوئلا تکرار نمی‌کنیم
مقاله بعدیبرگزاری دادگاه غیابی رضوانه محمدی به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی از طریق تلاش برای عادی‌سازی روابط همجنس‌خواهانه»
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.