جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، گزارش جدید خود را بر رویدادهای بعد از ناآرامی‌های آبان ٩٨ متمرکز کرده است. او در این گزارش از شدت خشونتی که نظام جمهوری اسلامی به تظاهرات و اعتراضات مردم نشان داد، ابراز تعجب می‌کند.

علاوه بر این گزارش، اخیراً سازمان عفو بین‌المللی نیز شرح مفصلی از سرکوب و خشونت گسترده در ایران، بعد از گران شدن بنزین در آبان ٩٨، منتشر کرده است.

گزارش جدید جاوید رحمان که برای مجمع عمومی سازمان ملل تهیه شده، ابتدا در اختیار کمیته‌های این مجمع قرار می‌گیرد و سپس قبل از آغاز رسمی جلسات سازمان ملل، به مجمع ارائه خواهد شد. هفتاد و پنجمین مجمع عمومی سازمان ملل کار خود را رسماً از ١۵ سپتامبر/٢۵ شهریور آغاز خواهد کرد. امسال برای نخستین بار و  به دلیل اپیدمی کووید ١٩، این جلسات به طور مجازی تشکیل خواهد شد.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران در گزارش تازۀ خود می‌نویسد که حداقل ۳۰۴ نفر، از جمله ۲۳ کودک و ۱۰ زن، طی هجوم و تیراندازی‌های نیروهای انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی کشته شده‌اند. این جنایات بین روزهای ۲۴ تا ۲۸ آبان ۱۳۹۸ رخ داده و نیروهای انتظامی، وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران در آن دست داشته‌اند.

در گزارش آمده است که بررسی نیمی از اجساد نشان داده که ۶۶ نفر با شلیک گلوله به ناحیۀ سر و گردن و ۴۶ نفر بر اثر شلیک به سینه و قلب از پا در آمده‌اند. از نظر آماری بیشترین قتل‌ها در استان تهران و سپس در خوزستان و کرمانشاه رخ داده است.

گزارش تأکید می‌کند که معترضان و سرکوب‌شدگان هیچ حرکت مسلحانه‌ای انجام نداده بودند.

جاوید رحمان به ویژه از مسئولیت‌ناپذیری دولت جمهوری اسلامی ابراز نگرانی می‌کند. حدود ١٠ ماه از وقایع گذشته اما مقامات جمهوری اسلامی همچنان از ارائۀ اطلاعات دقیق در مورد تعداد کشته‌شدگان یا بازداشت‌شدگان طفره می‌روند. جاوید رحمان احتمال می‌دهد که تعداد واقعی قربانیان بسیار بیشتر از موارد ثبت‌شده باشد.

جاوید رحمان که در گزارش‌های قبلی خود به تفصیل از مجازات اعدام توسط دولت جمهوری اسلامی نوشته و نسبت به ادامۀ آن اعتراض کرده بود، در این گزارش نیز از صدور احکام اعدام و به ویژه برای افرادی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از هجده سال داشته‌اند شدیداً ابراز نگرانی می‌کند.

اخیراً دو گزارش تفصیلی دیگر پیرامون نقض حقوق بشر در ایران منتشر شده است. سازمان عفوبین‌الملل با بررسی دقیق سرکوب اعتراضات آبان ٩٨، بخصوص بر رواج شکنجه در نظام جمهوری اسلامی تأکید کرده و روش‌های گوناگون آزار و خشونت را شرح داده است.

رادیوفرانسه نوشت؛ بنیاد عبدالرحمان برومند نیز در گزارشی تحت عنوان “ترس از کووید ١٩ در زندانها”، وخامت اوضاع در زندان‌های جمهوری اسلامی را تشریح کرده است.

مقاله قبلی«نخستین کشور اروپایی» سفارتش در اسرائیل را به بیت‌المقدس منتقل می‌کند
مقاله بعدیهشدار جدی رئیس نظام پزشکی به وزیر آموزش و پرورش درباره بازگشایی مدارس
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.