بنابه گزارشات رسیده زندانی سیاسی ایوب ( ناصر) ریگی در اثر شکنجه هایی وحشیانه و طاقت فرسا که علیه وی بکار برده شده است ،چند ماهی است که دچارخونریزی و عفونت کلیه، بالا آوردن خون و خونریزی بینی شده است.

او همچنین از دردهای شدید و طاقت فرسایی که در اثر گرفتگی ماهیچه های پاها و کمر وی وهمچنین از دردهای شدیدی که در درون  ستون فقرات وی ایجاد می شود شدیدا رنج می برد. او در طی این مدت ۱۶ کیلوگرم کاهش وزن داشته است.

زندانی سیاسی ایوب ( ناصر) ریگی بارها برای معالجه به بهداری زندان که فاقد امکانات اولیه درمان است مراجعه نموده است اما بهیارانی که در بهداری زندان کار می کنند به او گفته اند که بدستور بابایی رئیس سازمان زندانهای استان سیستان و بلوچستان و  پهلوانی رئیس اطلاعات سازمان زندانهای استان ممنوع درمان می باشد و حتی حق دادن مسکن را به شما نداریم.

یکی از شیوه های غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات وزندانبان ولی فقیه این است که  زندانیان سیاسی را به طرزی وحشیانه شکنجه کرده  و سپس با عدم درمان ، آنها را به سوی زجرکش کردن و مرگ تدریجی سوق می دهند.

زندانی سیاسی ایوب (ناصر) ریگی چند ماه پیش توسط بابایی و پهلوانی به سلولهای انفرادی منتقل شد و در آنجا بی دلیل او را مورد شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار دادند ضربات آنها بیشتر بر روی کلیه های وی متمرکز بود و در آنجا دچار خونریزی کلیه گردید.بابایی و پهلوانی رئیس سازمان زندانها و اطلاعات استان به زندانی سیاسی ایوب ریگی گفتند : ببین در افتادن با نظام چه عواقبی داره، برای نظام چیزی نیستی، تو را له می کنیم.

از طرفی دیگر  زندانی سیاسی ایوب ریگی توسط باندهای مافیایی زندان  و به تحریک زندانبانان مورد ازیت و آزار قرار می گیرد. زندانی سیاسی ایوب ریگی علیرغم اینکه حدودا ۸ ماه است که از زندان مرکزی زاهدان  به زندان زابل تبعید شده است فقط ۲ بار امکان ملاقات با خانواده اش را یافته است و حق هیچ ارتباط تلفنی با خانواده اش را ندارد. او تنها زندانی سیاسی زندان زابل می باشد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ لازم به یادآوری است زندانی سیاسی  ایوب ریگی  پس از چند سال بلاتکلیفی در زندان مرکزی زاهدان و زابل به وی گفته شد که به اعدام محکوم شده است. او از داشتن وکیل محروم می باشد.

مقاله قبلیشکنجه های وحشیانه و اخاذی از زندانیان در زندان مرکزی زابل
مقاله بعدیمنابع آمریکایی توافق بر سر یک تفاهم نامۀ اتمی با جمهوری اسلامی را تأئید کردند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.