یکشنبه شب ۲۷ اردیبهشت ماه وضعیت جسمی زندانی عبدالواحد گمشادزهی ۱۹ ساله فرزند میرمحمد به شدت حاد شده  و توسط همبندیانش به بهداری زندان منتقل می شود .

در بهداری زندان هیچ گونه درمان جدی برای وی صورت نمی گیرد و وی  به کما فرو می رود . با این وجود وی را به بیمارستان منتقل نکرده و در همان حالت در بهداری زندان نگه می دارند. صبح روز بعد وی در حالت کما به بیمارستان امام علی زاهدان اعزام و شب گذشته به علت تاخیر در رساندن وی به بیمارستان فوت می کند.

زندانی عبدالواحد گمشادزهی  ۲ سال پیش در سن ۱۷ سالگی در شهرستان سراوان توسط ماموران ولی فقیه دستگیر و به اداره آگاهی این شهرستان منتقل و تحت وحشیانه ترین شکنجه های جسمی قرار می گیرد.

ماموران ولی فقیه در طی دوران بازداشت وی در اداره آگاهی سراوان ،با جسمی سخت به سر وی ضربه وارد کرد بودند که باعث ایجاد لختگی خون در رگهای مغزی وی شده بود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران؛ او پس از آن بدون درمان به بند ۶ زندان زاهدان منتقل می شود. پیش از این پزشکان اکیدا توصیه کرده بودند که وی باید در بیمارستان خارج از زندان تحت درمان لختگی خون در مغز قرار گیرد.

 

مقاله قبلیلغو کنسرت مهدی احمدوند در ماهشهر توسط تندروها، به همراه تصاویری از این تجمع
مقاله بعدیدخل و خرج داعش
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.