جام زهر اتمی کشنده است یا خوار کننده؟!

0
79

همانگونه که از نام ” زهر ” مشخص است، در صورتی که چیزی ” زهر” اندود گردد، یا نوعی از آن به یک موجود زنده خورانده بشود؛ در صورتی که قوی باشد، کشنده خواهد بود. اما چنانچه از نوع ضعیف آن استفاده شده باشد؛ موجب مسمومیت می شود و با تدابیر پزشکی برطرف می گردد. در فرهنگ زبان پارسی ما، ” زهر” نزد پستانداران، مایعی زردرنگ و بسیار تلخی است؛ که از پس از مصرف موادی که وی می خورد؛ هنگام هضم شدن، ” شرنگ – نیشدارو = زهر ” آنچه که خورده شده، در بخش لوزالمعده او انباشته می شود؛ سپس به مرور از راه کلیه ها و از طریق ” ادرار و مدفوع ” دفع می گردد. نوع دیگر ” زهر” که مصرف آن خطر مرگ را در بر دارد؛ از حیوانات یا گیاهان سمی به دست می آید که بسیار خطرناک و کشنده است!

نوع دیگری از ” زهر ” نیز وجود دارد؛ که به چشم دیده نمی شود و معنای ” سمّاوی = شنیداری ” دارد. یعنی می توان بعد از شنیدن منظور گوینده ی آن را تشخیص داد. مانند: زهره ام ترکید= بسیار ترسیدم، یا زهرمار کن= مترادف متضاد نوش جان کردن، این واژه ” سمّاوی ” معمولا مورد استفاده عوام بود؛ اما در سه دهه ی اخیر، که میهن مان در اثر بی خردی های حکومت اشغالگر اسلامی، و عدم مدیریت صحیح رهبران و دولتمردان جمهوری ننگین اسلامی، دچار معضلات فراوان داخلی و بین المللی شده است؛ چند بار توسط رهبر اول و رهبر کنونی انقلاب سیاه و شوم اسلامی، در مواقع لزوم به ایشان خورانده شده است. این نوع زهر به هیچوجه کشنده نیست؛ اما چنان خواری هائی برای نوشنده اش به بار می آورد؛ که خطر و پیآمد هایش، به مراتب بسیار بیشتر و حادتر از مردن می باشد !

آخرین زهری که اخیرا به حلقوم رهبر خودکامه این حکومت بی کفایت ریخته و به وی خورانده شده است؛ یک نوع ” جام زهر اتمی ” است که با تدابیر مثلث (رفسنجانی ، روحانی و ظریف ) به کام سید علی خامنه ای ریخته شد. اگر چه که در ظاهر امر رفسنجانی هیچ رلی در این رابطه ایفا نکرده است؛ ولی در خفا از هیچگونه سمپاشی و تضعیف نمودن پایگاه رهبری و هواداران او کوتاهی ننموده است. لازم به بیان می باشد، که روباه مکار انقلاب اسلامی، که هم خود و هم خانواده اش، از همان زمان که خود وی نان زهرآگین رهبری خامنه ای قدرت پرست، پس از خمینی انتقامجو را در سفره مردم ایران گذاشت؛ مورد همه گونه بی مهری های رهبر و همفکران و طرفداران او قرار گرفته اند. بدیهی است که رفسنجانی به هیچوجه راکد و منفعل نماند و هر از چند گاهی زهرش را به وجود خامنه ای بریزد!

همانطوری که پیش بینی می شد، موقعیت ولی فقیه درون نظام همیشه بدون نظم و آشفته جمهوری پلید اسلامی، پس از نوشیدن جام زهر اتمی بسیار تضعیف گردیده است. در سایت حکومتی ” مشرق نیوز ” صفحه اینستاگرام رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام(علی اکبر هاشمی رفسنجانی) یک طرح گرافیکی عجیب و جالبی را منتشر کرد. این صفحه اینستاگرام در پست اخیر خود، یک بیت شعر در مورد نقش تدابیر هاشمی رفسنجانی، در به جمعبندی رسیدن مذاکرات هسته ای، به همراه عکسی از خود وی که روحانی و ظریف در دو سمت او ایستاده اند منتشر نموده است!

” هاشمی لطف نمودی، قدحت پر می باد

که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد”

محترم مومنی

مطلب قبلیساخت دو نیروگاه اتمی در جنوب ایران توسط چین
مطلب بعدیایران در اسارت اسلام
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.