جامعۀ جهانی بهائی روز گذشته با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد قتل یک بهائی سرشناس در روز شنبه در شهر بندرعباس، در جنوب ایران، باید به عنوان یک جرم ناشی از نفرت بررسی و فوراً مورد رسیدگی قرار گیرد. در این بیانیه همچنین از حسن روحانی خواسته شده است که به تعهد خود برای تامین حقوق بشر عمل کند: ««دولت رئیس جمهور حسن روحانی که به تازگی استقرار یافته، اکنون گزینۀ روشنی دارد. یا با ادامه به روش پیشینیان خود، بگذارد چنین رویدادهایی در مصونیت قضائی انجام شوند و به جهان نشان دهد که هیچ چیز تغییر نکرده است؛ یا تعهدش را به بر پا داشتن عدالت و تأمین حقوق بشر برای همۀ ایرانیان به نمایش بگذارد.»

بانی دوگال، نمایندۀ ارشد جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل متّحد، گفت: «تقریباً شکی نیست که قتل آقای عطاءالله رضوانی با انگیزۀ تعصّب دینی انجام شده است. بنابراین لازم است که حکومت در بالاترین ردهها خود، به موجب وظایف بینالمللی‌اش، بدون تأخیر به این مسئله رسیدگی کند.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران؛ وی ادامه داده است: «در سالهای اخیر، روحانیون و مقامات ایران، با استفاده از منبر و رسانههای مورد حمایت دولت، در صدد ایجاد جوی از نفرت علیه بهائیان بودهاند.»

جامعه جهانی بهائی در بیانیه خود نوشته که گزارشهای رسیده از ایران حاکی از آن است که آقای رضوانی توسط مهاجمان از پشت سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. ظاهراً او را مجبور کرده‌اند تا در محل خلوتی در نزدیکی ایستگاه راهآهن در حومۀ بندرعباس رانندگی کند. پس از این که او روز شنبه به خانه بازنگشت روز یکشنبه جسدش پیدا شد: «قتل آقای رضوانی پس از مجموعه رویدادهایی صورت گرفت که ظاهراً با هدف مجبور کردن او و خانوادهاش به ترک شهر طراحی شده بود. او اخیراً از سوی عاملان وزارت اطلاعات تحت فشارقرار گرفته بود و به تحریک آنها از کاری که در سازمان تصفیه آب داشت برکنار شد و افراد ناشناسی هم تماسهای تلفنی تهدیدآمیز با او گرفته میشد. در پس‌زمینۀ همۀ این وقایع، حملات منبری روحانیون محلی به بهائیان در چندین سال گذشته قرار دارد.»

«جامعه جهانی بهائی» می‌گوید از سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۵) در ایران، حد اقل ۹ بهائی به قتل رسیده یا در شرایط مشکوک درگذشتهاند و ۵۲ نفر دیگر مورد تهاجم فیزیکی از سوی عاملان حکومت و مأموران لباسشخصی یا مهاجمان ناشناس قرار گرفتهاند؛ همۀ این رویدادها بدون پیگرد مانده است.

خانم دوگال ضمن اشاره به این که بازماندگان او یک همسر و دو فرزندش هستند، گفت: «آقای رضوانی فردی شناختهشده و مورد احترام شهروندان عادی بندرعباس و به امانت و خدمت به دیگران معروف بود.»

او افزود: «اما نیروهای بدخواه به دنبال بیرون راندن او از شهری بودند که او تنها میخواست به آن خدمت کند، بدخواهی آنها سرانجام به مرگ نابهنگام او منجر شد.»

مقاله قبلیبروجردی در دیدار با اسد: ایران از سوریه در مقابل هرگونه حمله خارجی حمایت می کند
مقاله بعدیصلح طلبي به قيمت قتل عام همگان؟ يعني بگذاريم تا باز بكشند!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.