احسان حاج‌صفی، ۳۶ساله‌ای که به واسطه نفوذ باند اصفهانی‌ها در فدراسیون فوتبال سرجهاز لیست تمام این سال‌ها و سرمربیان بوده است، در مراسم بدرقه تیم اعزامی فدراسیون (تجمع حکومتی) مرامنامه‌ای را خواند که باید به چند نکته در آن اشاره کرد.

کاپیتان و به اصطلاح بزرگ تیمی که خودش نقاب بر چهره دارد، چطور می‌تواند از اخلاق و مرام سخن بگوید؟

کمی به گذشته برویم و آرشیو را مرور کنیم. روزهایی که علی کریمی در انتخابات فدراسیون فوتبال کاندید شده بود، حاج‌صفی در تمام مصاحبه‌ها و فعالیت‌هایش در پلتفرم‌های مجازی دائماً از انتخاب علی کریمی به عنوان رئیس فدراسیون و فردی شایسته تعریف و تمجید می‌کرد، اما در واقعیت و روز انتخابات چهره واقعی خود را به اهالی فوتبال نشان داد.

روز انتخابات زمانی که برای انداختن برگه رأی به سمت صندوق شفاف رفت، هرگز تصور نمی‌کرد عکاسان اصحاب رسانه تصویر شفاف از رأی او به سردار سپاهی مصطفی آجرلو را شکار کنند.

آری، این ماهیت این جماعت سیاه‌باز است که در گفتار آنچه می‌گویند، در عملکردشان نخواهید دید.

احسان حاج‌صفی تمام این سال‌ها به واسطه حمایت هم‌شهریان خود (مهدی تاج، اسلامی، محمدرضا ساکت مدیرعامل سپاهان) حتی در بدترین روزهای فنی هم در لیست سرمربیان جا داده شد.

اما نمک‌ناشناسی آنجا نمایان شد که به مصطفی آجرلو رأی داد که به واسطه حضور در حلقه محمدباقر قالیباف (نیروی انتظامی، پاس تهران، شهرداری تهران و مجلس) برای بهره‌مندی از رانت قابلیت بیشتری نسبت به مهدی تاج داشت.

حالا خود مخاطب قضاوت کند: بزرگ و کاپیتان این مجموعه که این شخص باشد، شما از سایر نفرات که در تمام این سال‌ها نشان دادند بجز منفعت شخصی موضوع دیگری برایشان مهم نیست، جایگاهی در بین مردم و نه آن قشر حکومتی جیره‌خوار ندارند.

حوادث و اتفاقات اعتراضات ۱۴۰۱ را هم کنار بی‌تفاوتی نسبت به کشتار ۱۴۰۴ بگذارید تا به عمق ماجرا و دلیل عدم اقبال مردم ایران منهای آن ۱۰ درصد به این تیم و مجموعه پی ببرید.

جام‌جهانی، بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان، کمتر از ۲۱ روز دیگر به میزبانی ۳ کشور آمریکا، کانادا و مکزیک آغاز خواهد شد.

تیم اعزامی فدراسیون فوتبال به دلیل تحولات چند ماه اخیر ایران، عدم برگزاری لیگ داخلی منظم، نبود بازی‌های تدارکاتی مؤثر با تیم‌های معتبر و شبیه‌سازی با تیم‌های هم‌گروه، تاکنون چند بازی در قالب تیم الف و ب برگزار کرده‌اند که قطعاً هیچ کمکی به آمادگی برای رقابت‌های معظم جام‌جهانی نخواهد کرد.

شرایط عدم آمادگی تیم اعزامی فدراسیون به اینجا ختم نمی‌شود. هیچ کشور خارجی که در دنیای فوتبال دارای جایگاه است حتی حاضر نیست خارج از ایران (ترکیه) با این تیم بازی کند.

از سوی دیگر در فاصله حدود ۲ هفته تا شروع این تورنمنت، تکلیف ویزا هم مشخص نیست.

بحث نفراتی که در سپاه خدمت کرده‌اند، امثال (مهدی طارمی، احسان حاج‌صفی، شجاع خلیل‌زاده) در کنار چند مربی (سعید الهویی) دست راست قلعه‌نوعی، در کنار امثال مهدی تاج که مثلاً نایب رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا و عضو کمیته مسابقات فیفا هم می‌باشد که حتی او را از فرودگاه ونکوور کانادا هم دیپورت کردند، افسر امنیتی (حراست فدراسیون) و چند تن دیگر، موضوع را بسیار پیچیده کرده است.

امیر قلعه‌نوعی خودش هم دقیقاً نمی‌داند تا بازی روز نخست می‌تواند روی کدام نفرات در ترکیب اولیه حساب باز کند و به قول معروف همه چیز روی هوا است.

اکثر تیم‌های حاضر در جام‌جهانی تا لحظه نگارش این نوشتار، ویزاهایشان صادر شده است و در تدارک اردوهای نهایی خود می‌باشند.

کشورهایی هم که لیگ‌هایشان همین هفته به اتمام رسیده است، در تدارک اردوها و انتخاب نهایی بازیکنان بر اساس فرمت جدید فیفا می‌باشند.

تمام کشورها و فدراسیون‌ها تمام توان و تلاش خود را انجام می‌دهند تا با تیمی کامل و آمادگی بالا پا در این فستیوال معتبر بگذارند و با نتایجی قابل قبول که در تاریخچه این تورنمنت جهانی ثبت خواهد شد، نام آن کشور را سربلند کنند.

اما تیم اعزامی فدراسیون که امیر قلعه‌نوعی هم بعد از دومین تجربه سرمربیگری‌اش (ناکامی سال ۲۰۰۷) وعده داده بود با تغییر نسل و جوان‌گرایی تحول ایجاد کند، حالا با تیمی پیر و فرسوده با میانگین سنی بالای ۳۰ سال، بعید است نتایجی که وعده آن را داده است (صعود به مرحله دوم و حتی سوم جام‌جهانی) را با آنچه در این ماه‌ها دیدیم و گذشت ۱۱۶۳ روز از سرمربیگری قلعه‌نوعی، رخ دهد.

البته فراموش نکنیم که فوتبال یک مهارت‌باز است و هر ۹۰ دقیقه آبستن هزاران حادثه که همین موضوع این رقابت ورزشی را به یکی از جذاب‌ترین ورزش‌های گروهی دنیا بدل کرده است.

حالا باید منتظر نشست و در وهله نخست دید که با وجود این حجم تنش میان حکومت ایران و آمریکا، اصلاً این تیم راهی جام‌جهانی خواهد شد یا نه؟

هر چه هست، از دیدگاه فنی و کارشناسی شانس کمی برای حتی کسب یک امتیاز از گروهی که بلژیک، مصر و نیوزیلند دارند، وجود دارد.

آنچه مهم‌ترین دغدغه این روزهای مردم رنج‌کشیده ایران است، سلبریتی‌هایی هستند که سکوت نکردند و شجاعانه در کنار مردم ماندند؛ حلقه مفقوده‌ای که سال‌هاست در بین فوتبالیست‌های نجومی پرمدعا مشاهده نمی‌کنیم.