بیژن زنگنه وزیر نفت با انتشار متنی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی فیس بوک سایر صفحات راه اندای شده به نام خود را تکذیب کرد.

زنگنه در جدیدترین متن در صفحه خود در فیس بوک نوشت:

دوستان و همراهان عزیز هدف بنده از راه اندازی این صفحه امکان ارتباط مستقیم با مردم و فراهم آوردن شرایطی برای آشنایی با نظرات بخشی از مردم بوده است. اما متاسفانه پیام های متعدد دریافت نموده ام که گویا عده ای با نام بنده در فضای مجازی فعالیت می نمایند. از همین رو به اطلاع می رسانم این صفحه تنها صفحه متعلق به اینجانب در شبکه های اجتماعی است و نظرات من تنها در این صفحه انعکاس می یابد.

با توجه به حساسیت هایی که وجود دارد و برای آنکه امکان ادامه فعالیت اینجانب در شبکه های اجتماعی وجود داشته باشد از افرادی که به هر دلیل به نام بنده فعالیت می نمایند تقاضا می کنم فرصت همراهی بنده با مردم را سلب نکنند و از دوستان عزیز نیز تقاضا دارم در هر کجا غیر از این صفحه نقل قولی از سوی اینجانب صورت گرفت قویا و به سرعت آن را تکذیب نمایند.

مقاله قبلیکشف پیام سپاه پاسداران برای حمله به مواضع ‌آمریکا در بغداد
مقاله بعدیدیوید فینچر همه بازیگران “دختر گمشده” را انتخاب کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.