جشنواره فيلم كارلووی واری با حضور جمعی از هنرمندان پنجاهمين سال برگزاری‌اش را گرامی داشت.

 پنجاهمین دوره جشنواره فیلم کارلووی واری پنج‌شنبه شب با حضور هنرمندان چک، روزنامه‌نگاران آمریکایی و چهره‌های مشهور جهانی در خانه سوهو در هالیوود شروع شد.

جود لاو که یکی از دوستان صمیمی این فستیوال است و سال ۲۰۱۰ برنده جایزه پرزيدنت آن شده بود، به همراهی چندی از دوستان در مراسم حاضر شد و با کلاه لبه‌دار آبی‌اش نمی‌شد او را نادیده گرفت. بعضی مواقع مهمان‌ها باید تصمیم می‌گرفتند خود لاو را تماشا کنند یا ویدیویی که از او در حال پخش مکرر در مهمانی بود.

جود لاو که تصویری از خودش را روی صفحه تلویزیون در حال بریدن جایزه‌اش با یک اره دیده بود، گفت: نگاه کنین، من آنجا هستم! با جایزه‌شان اینطوری برخورد کردم. خیلی بامزه بود. اما او اصرار داشت که هرگز با افتخاری از این فستیوال اینطور برخورد نخواهد کرد و گفت: این فستیوالی خارق‌العاده است: یک فستیوال فیلم برای طرفداران و هواخواهان فیلم که در فوق‌العاده‌ترین مکان برگزار می‌شود و پر از طرفداران فیلم جوان و مشتاق است.

جود لاو طی مسیر حرفه‌ای کاری خود در فستیوال‌های فیلم بین‌المللی بسیاری شرکت کرده است. از نظر او، کارلووی واری فستیوال بسیار خاصی است و اضافه کرد: چون هیچ گونه رقابت یا بازاری وجود ندارد، این فستیوال به خود اجازه می‌دهد تا فقط – همانطور که دارند امسال هم همین کار را می‌کنند – بر بزرگداشت اعضای یک ژانر فیلم یا مجموعه آثار یک کشور یا شخص خاص تمرکز کند. همین مساله آن را بسیار خاص می‌کند.

لاو در این احساسات خود تنها نبود. آدام میسیک بازیگر جوان اهل جمهوری چک که توسط حضار لقب «جاستین بیبر چک» را به خود گرفت و از اين لقب متنفر هم بود نیز تا به حال دفعات بسیاری در فستیوال کارلووی واری (KVIFF) حضور داشته است. او هم از فضای کلی فستیوال تجلیل کرد و گفت: اتمسفر خیلی خوبی دارد،‌ واقعا دوستش دارم.

با وجود اینکه مراسم امسال به مناسبت جشن گرفتن پنجاهمین سالگرد فستیوال برگزار شده بود، اما مساله کمی پیچیده‌تر از آن است. کریستوف موکا مدیر اجرایی فستیوال گفت: نکته جالب این جاست که امسال سالگرد پنجاه سالگی است، اما سال آینده هم گذر ۷۰ سال از اولین سال برگزاری فستیوال را جشن خواهیم گرفت.

به گزارش مهر به نقل از ورایتی، در دوران کمونیستی ما هر سال مراسم برگزار نکردیم چون به ما گفته بودند که باید بعضی سال‌ها جای خود را به فستیوال فیلم مسکو بدهیم. این فستیوال در سال ۱۹۴۶ کار خود را آغاز کرد که به این ترتیب تبدیل به یکی از قدیمی‌ترین فستیوال‌های فیلم جهان می‌شود.

مقاله قبلیسعید مرتضوی: دادگاه تقاضای برگزاری علنی دادگاه را رد کرد؛ بهمراه تصاویر
مقاله بعدیگوشی K80 شاهکار لنوو با 4 گیگ رم را ببینید
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.