سایت محلی «شیرازنا» از توزیع ده‌ها میلیون ریال در میان رسانه‌های استان فارس از سوی شهرداری شیراز با هدف پوشاندن نقش شهرداری در حادثه سایت جمع‌آوری زباله «برمشور» خبر داد.

این سایت روز یک‌شنبه (ششم خرداد) نوشته که شهرداری شیراز «در یک اقدام سازماندهی شده با پرداختن میلیون‌ها تومان به روزنامه‌های استان، مطالب و عکس‌های سفارشی خود را در قالب گزارش اقدامات خود در روزهای پس از وقوع حادثه {برمشور} به چاپ رسانده است.»

به گزارش استانبان و به نقل از این سایت «در مانور رسانه‌ای شهرداری شیراز تمامی عکس‌ها و محتوای کلی مطالب آن توسط روابط عمومی این ارگان تهیه و برای روزنامه‌ها ارسال شده است.»

 news-paper-2

به نوشته «شیرازنا» گزارش‌های سفارشی شهرداری شیراز به روزنامه‌ها، یک هدف را بیشتر القاء نمی‌کند و آن اینکه شهردار و مجموعهٔ شهرداری شیراز در حادثه «برمشور»، تلاش‌های «فراگیر»، «بی‌وقفه»، «شبانه‌روزی»، «طاقت‌فرسا» و … داشته‌اند.

به نوشته این سایت «رپرتاژ آگهی شهرداری شیراز در حالی توسط این ارگان به روزنامه‌های شیراز سفارش شده که زمزمه‌هایی در خصوص کم کاری و قصور مجموعه شهرداری {در خصوص حادثه برمشور} شنیده می‌شود.»

«شیرازنا» در پایان گزارش خود هم افزوده که مسئولان این سایت پیشنهاد پرداخت یک میلیون تومانی شهرداری شیراز در خصوص انتشار مطالب و تصاویر سفارشی را نپذیرفته‌اند.

 news-paper-1

در حادثه‌ای که هفته گذشته در سایت دفن زباله «برمشور» شهر شیراز رخ داد٬ هفت نفر از پرسنل آتش‌نشانی و شهرداری جان خود را از دست دادند.

مقاله قبلیاشکان ذهابیان، فعال دانشجویی بازداشت شد..!
مقاله بعدیدر حاشیه انتخابات؛ سانسور بخشی از برنامه تبلیغاتی محسن رضایی در سیما..!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.